آنا ديلي

jale 26 nov در دوره جهانی شدن ، درحالی که اقتصاد ،سیاست و ارتباطات، جهانی شده است و دنیا به یک دهکده تشبیه می شود، توسعه پایدار تنها می تواند در رابطه مستقیم با جامعه جهانی، معنی ومفهوم داشته باشد . اصطلاح خودکفائی که در گذشته پایه استقلال و توسعه نامیده می شد اکنون به یک اصطلاح ضد توسعه ای تبدیل شده است زیرا تولید داخلی هر آنچه که ازنظراقتصادکلان در دراز مدت به صرفه نیست می تواند ضررهای جبران ناپذیر به اقتصاد ملی ، نیروی انسانی و محیط زیست بزند .


استفاده از تکنولوژی وابزارمدرن نیز زمانی که با فرهنگ مدرنیته همراه نباشد می تواند بحران های حاد اجتماعی ایجاد کند . حکومت محمد رضاشاه گواه صادق این مدعاست که می خواست بدون مدرنیته یعنی آزادی ، دموکراسی ، شرکت دادن مردم دراداره امورکشورو برسمیت شناختن حقوق جمعی همه مردم ، ایران را به دروازه تمدن بزرگ برساند ولی جامعه بدون گشایش سیاسی آمادگی جذب توسعه فنی صرف توسط کارشناسان خارجی را نداشت لذاهم آزادیخواهان علیه دیکتاتوری شاه شورش کردند وهم بازاروروحانیون سنتی درصف مخالفین قرارگرفتند وشرایط انقلابی فراهم شد.


در جهان امروز توسعه پایدار، روی سه موضوع اساسی و عمده ،یعنی توسعه اقتصادی، پیشرفت اجتماعی و ارتباط آن با محیط زیست تعریف می شود. برای نخستین بار در سال 1987 خانم گرو برانتلند([1])نخست وزیر نروژ برای توسعه جهانی از عبارت توسعه پایدار استفاده کرد. در توسعه پایدار نخست باید کیفیت زندگی انسانها را بهبود بخشید و ثانیا قابلیت زیست کره زمین را حفظ کرد . در مورد ارتقای کیفیت زندگی انسان سیا ستهای توسعه به گونه ای باید تدوین شود که سلامت جسم و روان ، امکانات آموزشی پرورشی ، بهداشتی و امنیتی انسانها تامین گردد

توسعه پایدار چهار بعد اساسی دارد این ابعاد چهارگانه عبارتند از:

اقتصادی ،اجتماعی ، سیاسی و زیست محیطی و متذکر میشوم که توسعه پایداردرهرکشور ، جامعه ، فرهنگ و حتی درهرموقعیت و در طول زمان متفاوت است بهمین دلیل در حالی که توسعه پایدار یک چالش جهانی است ، راهکارهای عملی فقط میتواند بصورت ملی، محلی و بومی تعریف شود. رویکردهای توسعه پایدار انعکاسی از تنوع چالشهای اجتماعی ، اقتصادی ، زیست محیطی و سیاسی است که کشورهای مختلف با آن مواجه اند و تفسیر های متعدد و مختلف از توسعه پایدار از عقاید وعلائق مختلف مشتق می شود.

توسعه اقتصادی ،اجتماعی و سیاسی باید بموازات هم انجام بگیرد وگرنه نتایج عکس ببار می آورد . دراغلب کشوها رشدناموزون ساختارموجود جوامع را تخریب کرده و مانع تکامل طبیعی وتد ریجی آن شده است بعنوان مثال جمهوری اسلامی بدون برنامه ریزی علمی وصرفا برای عوام فریبی بعد ازپایان جنگ ایران وعراق عمده سرمایه گذاری وایجاد صنایع را درچنداستان مرکزی کشورمتمرکز کرد واستان های پیرامون را که عموما وجامعه ملل غیرفارس است درحالت عقب ماندگی نگاهداشت که این امرباعث پیدایش جنبش های گریز ازمرکز گردید وحکومت درمقابه با آنها به سرکوب متوسل شد وباین ترتیب شکاف بین مرکز و پیرامون روز بروز عمیق ترگردید . توسعه یک منطقه نباید به بهای ویرانی مناطق دیگرتمام شود .

توسعه پایدار درحقیقت با یستی قبل ازهرچیز به توسعه نیازهای انسان نیز جواب گو باشد.نیازهائیکه برای بقای انسانها ضروری است. آموزش و پرورش ، و دراین میان آموزش به زبان مادری یکی از اصول کلیدی و پایه ای توسعه پایدار است وآگاهی در این زمنیه چشم انداز توسهه پایدار است. دردنیای امروزطراحان آموزش و پرورش برای توسعه پایدار حفظ تنوع فرهنگی و زبانی را مبنای سیاستهای خود قرار میدهد . خانم ایرینا باکووا دبیر کل یونسکو درپیام خود به مناسبت پانزدهمین سالگرد روز جهانی زبان مادری به این امر مهم صحه گذاشت و درسال 2015 آموزش به زبان مادری را یکی از الزامات توسعه مطرح کرد. برابر با اطلس یونسکو هم اکنون 20 زبان و لهجه در ایران در حال مرگ و نابودی می باشند و بنا به گفته سازمان ملل متحد درحال حاضر 6700 زبان در دنیا درخطر نابودی هستند . سازمان ملل برای نجات این زبان ها بودجه هنگفتی را اختصاص داده است ویونسکو برای زنده کردن زبانها و فرهنگها در تلاش است زیرا با مرگ هر زبان، تاریخ و فرهنگ یک ملت نیزازبین میرود . گفته میشود برای از بین بردن ملتی کافی است زبان و فرهنگش را از بین برد. بنابراین دفاع از تنوع زبانی ، انتقال فرهنگ و زبان ملتها به نسلهای بعدی یکی ازچالشهای توسعه پایدار است. امسال (2015) سازمال ملل درماه سپتامبر تعریف جدیدی ازتوسعه پایدار ارائه خواهد داد.

دراین نوشته هدف اصلی من در رابطه با توسعه پایدار توضیح ضرورت تحصیل به زبان مادری در ایران است که بیش از 70 در صد جمعیت آنرا ملتهای غیر فارس تشکیل میدهند .زیرا وقتی انسانها نتوانند براحتی وبا زبان مادری خود باسواد شوند نمی توانند درتوسعه پایدارنقش اساسی بعهده بگیرند بدینجهت اهمیت آموزش بزبان مادری درامر توسعه صد چندان می شودیعنی توانا بود هرکه دانا بود.

زبان مادری اولین عامل درشکل گیری شخصیت، فرهنگ وهویت فرد می باشد انسان به زبان مادری فکرمیکند ومی اندیشد، عواطف خودرا بیان می کند . مجمع عمومی سازمان ملل در 17 مه 2007 قعطنامه ای را تصویب کرد که به موجب آن کشورهای عضو قبول کردند از سیاستی پیروی کنند که آن سیاست در جهت نه فقط حفظ حق انسان نسبت به زبان مادری بلکه تلاش در جهت حفظ زبان هائی که در حوزه ی افتدار آن دولت هستند نیز می شود.

زبان مادری حقی است که مادربه فرزندش میدهد کودک با این زبان درشکم مادر رشد را آغاز میکند و این زبان را از گهواره با خود دارد ، زبان خانواده ومادرش است که اورا به دنیا آورده است و بالاخره این زبان "هویت" او است . اما زبان مادری او توسط خودکامگان دراولین قدمهای رشدش از او سلب میگردد و با نام آموزش و پرورش، پرورش او درموقع ورود به مدرسه در نطفه خفه میشود کودک اعتماد به نفس خودرا از دست میدهد، زبان مدرسه برایش از همان ابتدا تبعیض را دیکته میکند ، اهمیت فرهنگ و زبان شیرین مادری برایش بی ارزش می گردد، از همان ابتدا جنگ روانی بین زبان مادری و زبان زور را آغاز میکند و در این فضای نا امن تحصیل دشوار و لذت آموختن تلخ می شود.

کودک مهارتهای خودرا پنهان یا از دست میدهد. او با ید هم نوشتن کلمات را یاد بگیرد و هم خود و معنی کلمه را اما اگر کودک ازهمان ابتدا به زبان مادری تحصیل کند، خلاقیتهایش رشد میکند یادگیری توام با شوق وذوق خواهد بود ویادگیری زبان دوم برایش آسانتروبا اشتیاق همراه خواهد بود. من فقط به جزئی ازمشکلات عظیم کودکان غیر فارس اشاره کردم ، کودکان ما این دوران زیبا را با تلخی سپری میکنند و با نا برابری ها ازهمان ابتدا آشنا می شوند.

متاسفانه امروز درمقابل خواسته برحق ملل غیر فارس یعنی تحصیل به زبان مادری، جمهوری اسلامی ایران و اپوزیسیون آن ما را تجزیه طلب می نامند و این مسئله گاهی به حقوق بشر نیز کشیده میشود که خود خطری است برای حقوق بشر. در واقع از نظر من آن گونه از همبستگی ملی که متضمن حذف دیگری های ناهمساز با انگاره های فرهنگ برتر است ،خود مروج جدائی طلبی است و جدائی طلبی محصول سر کوب و نفی و انکارحقوق واقعی غیرفارسهاست.

جامعه بین المللی اهمیت و ضرورت آموزش به زبان مادری را پذیرفته و آن را به عنوان یک حق اساسی بشری به رسمیت شناخته است از جمله میتوان به اعلامیه سازمان ملل متحد درباره حقوق مردمان بومی که در ژوئن 2006 تصویب شده است ، ماده 27 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب 16 دسامبر 1066، ماده 30 کنوانسیون حقوق کودک مصوب 20 نوامبر 1989 مجمع عمومی سازمان ملل متحد، مواد مختلف از جمله بندهای 3 و 4 ماده 4 اعلامیه حقوق افراد متعلق به اقلیتهای قومی، ملی، مذهبی و زبانی اعلامیه مصوب 18 دسامبر 1992 مجمع عمومی سازمان ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق زبانی مصوب سال 1996 در 52 ماده مبسوط تهیه و تدوین شده است که در آن تمامی جزئیات مربوط به حمایت از زبان قومیت‌ها و تکالیف دولت‌ها در این خصوص قید گردیده است، بندهای سه گانه منشور زبان مادری مصوب سال 1996 یونسکو در مورد حق تحصیل به زبان مادری و تکلیف دولت‌ها در قبال آن می‌باشند. جمهوری اسلامی ایران هیج کدام از معاهدات بین المللی در مورد زبان مادری رانه تنها رعایت نکرده است بلکه سیاست‌های آسیمیلاسیون اجباری و برنامه‌های آموزشی آن برضد این معاهدات بوده است.

زبان مادری یک حق ابتدائی و اساسی فرد درهر جامعه ای می باشد و حق دارد به زبان مادری خود تحصیل کند . زبان از لحاظ اجتماعی وسیله ارتباط بین افراد جامعه و از لحاظ سیاسی هویت ویژه ملتها ومشخصه اصلی حفظ موجودیت هرملتی است .

دولت مرکزی ایران آموزش به زبان مادری را در قانون اساسی به رسمیت شناخته است (اصل 15 قانون اساسی) و ملزم به اجرای آن است. عدم تحصیل به زبان مادری نه تنها در صد بیسوادی را در مناطق مرزی بالا برده بلکه سازمان نهضت مبارزه با بیسوادی را نیز درتلاش برای ریشه کن کردن آن عاجز نموده است. اقای علی باقری رئیس نهضت مبارزه با بیسوادی می گوید([2]) که در سر شماری سال 1390 باسواد ترین استانها ، تهران ، اصفهان ، البرزو مازندران و.. شناخته شده اند و بی سواد ترین استانها ، استان سیستان و بلوجستان، آذربایجان غربی، کردستان، لرستان و خراسان جنوبی می باشد . به گفته ایشان این بیسوادی منشاء خسارت است وافرادنمی توانند با توسعه پایدار ارتباط مستقیم بر قرارکنند .

به گزارش جوان پرس دراستان آذربایجان غربی32 درصد مردم بی سواد هستند([3] ) بنا به اعلام معاون سواد آموزي اداره کل آموزش و پرورش استان 32 درصد بي سوادان بالاي 6 سال را مردان و بيش از 66 درصد را زنان تشکيل مي دهند و استان آذربایجان غربی در امر مبارزه با بیسوادی در رده 29 و 30 قرار دارد.

ترک تحصیل در دوره ابتدایی ، رفوزه شدن های مکرر دردوره دبیرستان وهمچنین قبولی حد اقل درکنکور سراسری باعث عقب ماندگی غیر فارسها دردراز مدت می شود که در نودسال گذشته این امراتفاق افتاده است.

آمارهای زیادی از کودکان درروستاهای آذربایجان شرقی وجود دارد که در دوران ابتدائی ترک تحصیل میکنند و دیگر قادر به برگشتن به مدرسه و ادامه تحصیل نیستند . با توجه به این امرباید از خودپرسید تا کجا این وضعیت ادامه پیدا خواهد کرد انگار با سواد شدن فقط به زبان فارسی میتواند انجام گیرد و نه با زبانهای دیگر. زبان عربی ، زبان آموزشی وعلمی دربیست دوکشورو زبان ترکی ، زبان آموزشی و دانشگاهی درهفت کشور دیگر است .

وحشت از زبان مادری دربین برتری طلبان وتمامیت خواهان آن اندازه بالاست که آنها را از قدرت فکرکردن بازمیدارد . محمد خاتمی وحسن روحانی هر دو از آرای اکثریت مردم اعم از ترک و کرد و فارس و بلوچ و عرب و ترکمن ، برای انتخاب شدن استفاده کردند و قولهای فراوان دادند ولی قادرنبودند یکی ازآن وعده ها را بر آورد کنند بهمین جهت اعتماد مردم از آنان سلب شد.

بی توجهی به خواسته های ترکها، ترکمنها، بلوچها، کردها ، عربها و قشقائی ها و.. به حدی است که بعد از 36 سال حکومت جمهوری اسلامی ایران نتوانسته اصول 15 و 19 قانون اساسی را اجرا کند . هم حکومت جمهوری اسلامی و هم اکثریت اپوزیسیون آن، از کثیرالمله نامیدن کشورایران وحشت دارند .

فعالین آذربایجانی به خاطر مبارزه مدنی شان برای تحصیل به زبان مادری ، حقوق ملی فرهنگی و محیط زیست در زندان ها هستند. نگاه امنیتی به مسئله غیر فارسها توسط جمهوری اسلامی ایران همچنان ادامه دارد و آنها راتحریک میکنند که برای خواسته های به حق خودشان به خشونت متوسل شوند.

ستم مظاعف بر ملیت ها و قومیت های مختلف و متنوع درایران، درست مانندِ ستم فرهنگِی جمهوری اسلامی بر زنان می باشد.

تاکید میکنم که ایران کشوری است کثیرالمله متشکل از ملتهای بلوچ، ترکمن، ترک، عرب، کرد، فارس، قشقائی و... کشور ایران از یک ملت واحد تشکیل نشده بلکه از ملتهای متنوع تشکیل شده است . رشد هویت طلبی در بین ملتهای غیر فارس یک واقعیت عینی است واکثرجوانان را به خود جذب کرده است این نیروهای جوان نمی خواهند از یکطرف مانند پدران ومادران خود در تبعیض زندگی کنند و از طرف دیگر رفتارهای ناشایست ، غیردموکراتیک ، خشونت آمیز و تحقیرکننده ی این ملل ، جنبشهای هویت طلبی رابیش از بیش رادیکال می کند.

به این نکته مهم نیزباید اشاره کنم که بیشتر احزاب وسازمانهای سیاسی امروز، حقوق بشرو کنوانسونهای سازمان ملل را سر لوحه برنامه های خود قرار میدهند ولی وقتی قعطنامه هائی برای دفاع ازحقوق بشردر ایران صادرمی کنند ،ازابتدائی ترین خواسته ملل غیر فارس درا یران که تحصیل به زبان مادری است نه تنها دفاع نمی کنند بلکه اشاره به این مساله مهم را تجزیه ایران تلقی میکنند.

یادآوری میکنم که خواسته های ملل غیر فارس درمصوبات سازمان ملل نوشته شده است حق تعیین سرنوشت ، حق تحصیل به زبان مادری ، درهمه این بیانیه ها و مصوبات آمده ومواردتبعیض و راسیسم هم تعریف ومشخص شده اند.

آوریل 2015

[1]ـ Gro Harlem Brundtland,

[2]ـ خبر گزاری شبستان شناسنامه خبر 427396 به تاریخ 8|10|139
[3] سایت تحلیلی جوان پرس تاریخ انتشار18|10|1393 ـ 1393