داخیلی

علي رضا اربيلي: مقاله مذكور در تيتر اين يادداشت، حلقه اي از زنجير مباحثات گريزناپذير ملتي است كه در شمال سرزمين خود بيست و دومين سال آزادي در چهارچوب دومين جمهوري مستقل خود را تجربه ميكند و در جنوب درگير يك جنبش تمام عيار براي رهايي ملي و تشكيل دولت ملي است. سهمي از بحث "آذربايجان-تورك" از سوي يك عده سهم خواه و هژموني طلب از فورم يك سلسله مباحثات متمدنانه به كارزار اتهام پراكني و اتيكت تراشي تبديل شده است. واقعيت آن است كه نه كسي "توركي" بودن زبان ما را انكار ميكند و نه "آذربايجان" بودن نام سرزميني ما مورد انكار كسي است. ادراك و برداشتهاي سياسي از اين مفاهيم و تركيبات و موارد مصرف مختلف پيشنهادي از آنها در نامگذاريهاي مختلف هم هرچند در مفهوم تركيبي "تورك آذربايجان" بسيار به هم نزديك ميشود، اما به شهادت تجربه پاره شمالي ملت ما، در صورت تشكيل دولت ملي در جنوب و حتي تشكيل دولت واحد در ايدآلترين شرايط ممكن نيز، يك اجماع ملي از طريق بحث و اقناع قابل حصول نيست. جامعه فكري آذربايجان در اين مسئله شبيه يك حوزه دو قطبي است كه اتيكت "تورك" و اتيكت "آذربايجان" در طرفين آن قرار دارد و در كنار اشتراكات موجود در اين حوزه هم افراد در بين اين دوقطب جاهاي متفاتي را اشغال ميكنند و هم افراد واحدي در زمينه هاي متفاوت يا مراحل زماني گوناگون، دوري و نزديكي خاصي با قطبين قضيه دارند. بعنوان مثال رهبران سابق جبهه خلق آذربايجان شمالي امروز در همه فضاي اين حوزه دو قطبي جاي گرفته­اند و حتي كساني مثل پروفسور فخرالدين ويصل در طرفداري از اتيكت "آذري" نيز در بين آنها يافت ميشود. از هم اكنون ميتوان بي هيچ بيمي از امكان اشتباه، پيشگويي كرد كه سرنوشت اين بحث با آراي اكثريت و اقليت نمايندگان ملت ما در جنوب حل خواهد شد و نه از طريق بحث يا آزمايشات لابراتوآري و رفرنس آوردن از تجربه ديگر ملل. تا آن روز هم، به دلايل روشن، اين بحث عليرغم هر افت و خيزي، داغ خواهد ماند.

 

 

 آنچه در اين ميان ناخواسته است، به غير از شفاهي كردن اين بحث، تبديل كردن آن به معيار "حق و باطل" است. ورود بيماران شخصيتي به اين ميدان و در پيش گرفتن متدهاي بريا-ژدانف، زدن يك كانال از اين مباحث ضروري به مكتب دشمن شناسي و شوق اثبات وجود آنتاگونيسم در بين طرفين اين بحث و رجزخواني براي زدودن عنقريب آثار شرك از دامن جنبش ملي با رسواكردن طرف مقابل از ابتكارات يك طرف اين مباحثات بوده است. اهانت به طرف مخالف، اتهام بي اساس ومدرك به آقاي مهران بهاري، جعل يك شخصيت شبيه "امانوئل گلدشتاين" جورج اورول از ايشان، نسبت دادن ديگران به اين "شبكه" (!) و راه انداختن مراسم شفاهي و فيسبوكي لعن و تكفير وي و ديگر مخالفين تنها بخش كوچكي از يك سلسله كارهاي ناشايست افرادي به دور از تعادل در رفتار سياسي و بيگانه با فرهنگ پولميك سياسي است.

 

چنانچه در مقاله آقايان ارسلان صرافی و مهدی مرتضی‌لو تصريح شده است، آقاي مهران بهاري شخصيتي فرهيخته است كه مثل هر صاحب نظر ديگري ميتواند داراي نظراتي باشد كه از نظر خوانندگانش درست يا نادرست تلقي شود. ايشان تاكنون هيچ نظر منحصر به فردي ارائه نداده اند كه تنها و تنها خود ايشان به آن معتقد باشند. تٲكيد بيشتر بير اتيكت "تورك" مختص آقاي بهاري نيست و ليست اسامي همفكران ايشان در گذشته، زمان معاصر، زمان حال در شمال و جنوب آذربايجان و در ميان تركان قشقايي و شمال خراسان و صاحب نظران تركيه و ... فزون از شمار است. تجربيات جهاني هم در جهت تٲييد هر دو تٲكيد بر هويت اتنيكي-زباني و هويت سرزميني-مكاني در نامگذاريهاي متفاوت موجود است و تكرار كنم كه هيچ پرسپكتيوي از امكان رسيدن به اجماع ملي در اين موضوع وجود ندارد. اين نكته اخير از آنجا مهم است كه كساني كه اين موضوع به معيار حق و باطل تبديل كرده اند، در اصل خواهان حذف طرف متقابل و بازگردانيدن خلوص ايماني و ايدئولوژيك به جنبش ملي هستند.

 

من مقاله توركي مفصلي در بسط اين موضوع دارم كه مراحل پاياني قبل از انتشار است و در اينجا اين يادداشت براي تمجيد از كار دوستان جوان فرهيخته آقايان ارسلان صرافی و مهدی مرتضی‌لو بخاطر نقد متمدنانه اين دو دوست از نظر متفاوت با نظر خودشان، درج ميكنم. جنبش ملي آذربايجان به كارهاي عملي و فكري تك تك فرزندان خود نياز مبرم دارد و اميدوارم كه همه مدعيان خدمت به اين جننبش، اين جوانان را سرمشق خود قرار دهند. متدهاي مكتب دشمن شناسي از نوع ژدانفي يا اسلامي آن شايسته جنبش ملي آذربايجان يا هيچ جامعه اي در سال 2013 نيست. بار ديگر تٲكيد ميكنم كه هردو گروه معتقدان به لزوم پررنگ كردن يكي از دو اتيكت مورد بحث در نامگذاري بر هويت زباني، اتنيكي و دولت-ملتي نيروهاي سياسي و فعالين جنبش ملي آذربايجان هستند و آنجه ناشايست است، تبديل كردن اين موضوع به حربه اي براي دشمن شناسي و دشمن تراشي و مراسم شفاهي وكتبي افشاگري و رسواسازي مخالفين است. اهل علم و منطق بودن نه در ادعا و مدرك مكتبي بلكه در روشي خود مي نمايد كه دوستان مختلف در براي برخورد با نظرات متفاوت و مخالف در پيش ميگيرند. هيچ آدم بيماري در برخورد با نظرات موافق متوسل به دشمن شناسي و اختراع و افشاي "امانوئل گدلشتاين" نمي­زند و اين بيماريها در برخورد با نظر مخالف منصه ظهور مي­يابند.

در باره نویسنده:

علي رضا اردبيلي

آخرین مطالب علي رضا اردبيلي