راسیسم

daryush.kabirمنوچهر

سال اول پلي تكنيك - شريف كنون - دوستي داشتيم به اسم مهرداد. معمولا" روزهاي جمعه را به خانه اش دعوت ميكرد. پدري داشت خوش مشرب و بذله گو. همواره نصيحتمان ميكرد كه دنبال درس و مشق باشيم و به دور از سياست. هميشه هم يك خاطره را تكرار ميكرد. ميگفت, شاهد بوده كه اين ملت در سال 32, ضمن تظاهرات خياباني, شعار " زنده باد مصدق " ميدادند و 5 دقيقه بعدش اسكناس نو بين مردم پخش ميشود و ناگهان شعارها تبديل به " مرگ بر مصدق " ميگردد.

البته ما  حرفهايش را جدي نمي گرفتيم ولي دوست داشتيم از دوران گذشته برايمان سخن گويد. در شركت دخانيات كار ميكرد. يك شب جمعه اي كه دور هم بوديم, ايشان بسيار ناراحت بنظر ميرسيد و از نصايح هميشگي هم خبري نبود. هرحه اصرار كرديم  علت ناراحتي را بيان كند,  از  جواب طفره ميرفت . . . . ولي انگار يكمرتبه بغضش تركيد و هرچه بد و بيراه بود نثار اعليحضرت همايوني نمود. ماها كه هرگز انتظار چنين رفتاري را از وي نداشتيم. ماث و مبهوت بهم نگاه ميكرديم كه چه اتفاقي رخ داده. خودش ماجرا را بيان كرد. گفت, اين بي ناموسها 20 تومان از حقوق مرا كم كرده اند براي پيش خريد اجباري اين كتاب مزخرف. آنزمان 20 تومان پول كمي نبود با در نظر گرفتن اينكه حقوق اوليه استخدام 550 تومان بود.

. . . . و اما معرفي كتاب: ظاهرا" كتابيست تاريخي در مورد داريوش بزرگ, شاهنشاه هخامنشي. بيشتر به افسانه شبيه هست تا يك تحقيق تاريخي ولي نويسنده توانا هرجا فرصتي پيدا كرده به اعليحضرت آريامهر پرداخته كه منظور اصلي اين نوشته است.

بخش هائي از مطالب مندرج در روي جلد: تصنيف و تاليف ذبيح لله قديمي, مدير و موسس سالنامه آريان. داريوش كبير. بها قبل از انتشار 200 ريال, بعد از انتشار 1000 ريال. تيراژ چاپ 50000 جلد. در بخش خصوصي تاكنون در ايران كتابي باين تعداد بفروش نرسيده است. بفاصله يكماه ناياب گرديده, اكنون موجود نيست. كتابي كه ارزش ادبيات جهان را بالا برده است.

در صفحه اول متن تقديم كتاب: به شاهنشاه محبوب گيتي پناه. فروغ بخش ديهيم و گاه. عنصر سعادت و سربلندي ايران. پيشواي رهنما و پشتيبان ملل جهان.حافظ اعلام شرع قويم زيب و فخر تاج كيان و تخت قديم اعليحضرت همايون محمد رضا شاه پهلوي آريامهر ملك بزرگوار دانا سخن دان توانا مويد خجستگيها يزدان پرست كريم حكمت شناس رحيم, ادام الله علوه و مدالله عزه ظله و مملكته و دولته

daryush1
در صفحه 3, متن قدرداني شاهنشاه معظم: 8/10/1354 , دفتر مخصوص شاهنشاهي. آقاي ذبيح الله قديمي, به اين وسيله از تقديم جلد اول كتاب شاهان كه توسط شما بمناسبت تجليل و بزرگداشت پنجاه سال شاهنشاهي پهلوي تاليف شده و طي عريضه مورخ اول ديماه 54 به پيشگاه مبارك اعليحضرت همايون  شاهنشاه آريا مهر تقديم نموده ايد, اظهار قدرداني مينمايد. رئيس دفتر مخصوص شاهنشاهي
و حال نگاهي كوتاه به صفحات داخلي:

صفحه 23: ماركسيستها و چپ گرايان در آخر عمر كه پير ميشوند پشيمان ميشوند. هنگاميكه با مرگ روبرو ميشوند, سيه رو خواهند مرد. صحنه باشكوه بين زندگاني و مرگ كه روان خداپرستان را به آسمان زيباي آبي و صورتي لذت بخش شبيه موج آرام بخش سوق ميدهد در نظر آنان تيره و تار جلوه گري مينمايد. صورت سياه آنها مثل آئينه كه برابر رخسارشان گرفته شود براي خود آنان محسوس است. فرياد ميكشند ولي دير شده است.

صفحه 31: اگر خداوند بزرگ قادر متعال يكي نبود, هرگز چنين نظام عظيمي و چنين خلقت بزرگ دلفريبي بوجود نمي آمد. كاشفين بزرگ, مخترعين نامدار, رهبران و پيام آوران خدا همه يك نفر بودند توانستند اينهمه موفقيت هاي بزرگ در راه احياي بشر ابداع و كسب نمايند. پادشاهان خير انديش و كبير به تنهائي توانستند كشورها و ملتهاي خود را باوج ترقي و عظمت و تمدن برساند. هيچ كشوري با حكومت جمهوري و انتخابات موفقيت هاي بزرگ تحصيل نكرده است. بهترين مرام و مسلك و بهترين حكومتها, حكومت فردي بدون بدون انتخابات است.

صفحه 35: اكنون كه جهان بشريت گرفتار آشوب هاي بسياري است يگانه راه علاج نجات دنيا پذيرفتن نظام شاهنشاهي ايران است كه در اين كتاب راه و روش بسيار ساده و پذيرش انگيز آن ارائه داده ميشود.

صفحه 39: تاريخ عين اين وقايع را در شهريور 1320 تكرار كرد وقتي كه آذربايجان عزيز در 21 آذر 1324 بوسيله خائنين بيگانه پرست تجزيه گرديد از هر سو قيام عليه استقلال كشور آغاز شد روح ملعون گئومات ها و پاتي ها و مغ هاي خائن در جسم پيشه وريها و زلفعلي گاريچي رئيس كل شهرباني آذربايجان و ژنرال غلام يحيي دانشيان فرمانده كل نيروهاي دموكراتهاي فدائي جنايتكاران آتش افروز حلول و دخول كرد. شنيدن دائمي اين وقايع خونين كه نويسنده شاهد بودم, موهاي سياه شاه جوان را سپيد نمود.

صفحه 45: اين جهان عظيم كه هنوز درهاي آن بر روي بشر باز نشده داراي موجودات مرموزي است كه ما آنها را جن ميناميم. جن غير از شيطان است. جن و شيطان هر دو وجود دارند. هر دو متوهم و غير مرئي هستند. جادو و جادوگري از آن سرچشمه ميگيرد. فرشته هم وجود دارد. پري هم وجود دارد. بشر هم كه مرئي است وجود دارد. اينها همه مخلوق خداوند عز و جل هستند كه در اين جهان بزرگ بكار خود مشغولند.

صفحه 57: رقص چاه مخوف و سراشيب سقوط جوانان ميباشد. دست دادن با زنان رغبت به شهوت است.
صفحه 71: يقين دارم شاهنشاهي ايران, جهاني گرديده, انديشه ها و اعمال و سخنان و كردار شاهنشاه محبوب و وليعهد عزيز كه در مسافرتها علو طبع و شخصيت بزرگ و گفتار برترش شگفته و جهان را بشگفتي دچار كرده است, محبت در دل صدها مليون خلق جهان شعله ور ساخته, گيتي متمتع و بهره مند خواهد گرديد. دنيا از شاهنشاهي ايران به سعادت خواهد رسيد. چشم مردم جهان به نجات دهنده از ايران است.  در پايان سخنراني هائي كه در مراكز علمي  جهان ايراد كردم دقيقا به اين نكته پي برده ام. همچنين كسيكه بجاي شاه پرستي و خدا پرستي, گرفتار ماده پرستي و خدانشناسي و ماركس پرستي و فرويد روي است, بجاي شيرين كامي تلخ كام از جهان خواهد رفت.

صفحه 79: بهترين دليل بي اساسي كمونيسم و ماترياليسم و ماركسيسم, اگر روح را از ماده برداريم, ماده نميتواند روح را بوجود آورد و حيات و حركت وجود نخواهد داشت و جماد محض است ولي اگر ماده نباشد روح وجود دارد و ميتواند ماده جديدي بوجود آورد و سازندگي كند.

صفحه 163: يك مثال كوچك براي رد منطق كمونيستها كافي است  و آنها را به تفكر وادار ميكند. ممكن است ما بگوئيم پستان در زنها براي شير دادن بچه طبيعي است و ضروري ميباشد ولي چرا مردها نيز پستان دارند.  خداوند بزرگ متعال مخصوصا پستان را در مردان آفريده تا نشاني از خلقت او باشد و مردان جز پستانداران شمرده شوند و از غفلت و خدا نشناسي بيدار شوند. چپگرايان خدا نشناس غافل, ماركسيست هاي سيه روزگار, عبرت كيرند از مرام بدخيم عاقبت تباه برگردند از اين راه جز به چاه  به جائي نخواهند رسيد. بسياري از مسلكها و نوع حكومتهاي قرون گذشته كه در آن عصر و زمان لازم بوده ولي امروز منسوخ شده هنوز بعادت مانده است, به همين جهت جمهوريت مطابق با عصر و زمان كنوني نيست. انتخابات جز جنگ و جدال چيزي به ارمغان ندارد. مرام و مسلك سلطنتي شايسته جهان امروز است.
در خاتمه حق را بايستي در جانب سلطنت طلبان گرفت كه انتظار پوزش طلبي از ملتي دارند كه عليه چنين لاطائلاتي به پا خاستند !