آذربایجان و جنبش سبز

منبع: سايت ايران امروز

طبق اطلاعات جدول زير، از اولين انتخابات پارلماني كه حزب عدالت و توسعه رابا 34 درصد آراي رأي دهندگان به حاكميت رسانيد، تا رفراندوم اخير در 16 ماه آوريل 2017، طي پانزده سال متوالي، سكان هدايت كشور 80 مليوني تركيه را در دست گرفته است. در اين سالها بحرانهايي تركيه و منطقه پيرامون را  دريافته است كه اصولا بايستي قدرقدرت ترين اقتدارهاي سياسي را از مسند حكومت به زير  ميكشيد. اما چرا چنين نشده است؟

اين مقاله قصد جستجوي پاسخ براي آخرين پيروزي حب عدالت و توسعه را دارد كه تا ميتواند تا حدود معيني قابل تعميم به ديگر پيروزيهاي اين حزب در يازده مورد قبلي نيز، باشد.

12 Secimler

  موضوع رفراندوم اخير هر چه بود، قبل از هرچيز، تبديل كردن  يك بظاهر "غير مسئله" non issue در وضع كنوني به موضوع يك همه پرسي بود. حزب عدالت و توسعه اين اقدام خود را با نيت  جلوگيري از پيش آمدن اوضاع بلاتكليفي پارلماني براي تشكيل كابينه،  توضيح مي­داد. اما اين توضيح به هيچوجه كافي نبود چونكه وضعيت بلاتكليفي مزبور تنها يكبار در 15 سال اخير بروز كرده است. (انتخابات پارلماني 7 ژوئن 2016) البته دلايل زيادي ميتوان يافت كه اصولا بايستي اقتدار حزب  عدالت و توسعه سالها قبل حاكميت را به رقبا واگذار مي­كرد.  صرف بودن در حاكميت براي احزاب سياسي، دوران از دست دادن محبوبيت است. بخصوص حكومت بيش از دو دوره حاكميت، حتي در دموكراسي­هاي پايدار، موجب خستگي رأي دهندگان و رويگرداني آنان مي­شود. رأي دهندگان تركيه، بعنوان كشور حكومتهاي كوتاه مدت (تا يكماهه و كوتاهتر) بايستي بسيار زودتر از اين دچار بيوفايي شده و از حمايت از اين حزب دست مي­كشيد.

با هر نگاهي به منظره سياسي تركيه و جناح بنديهاي احزاب موجود در صحنه، بايستي ستاره بخت حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلماني سال 2011 افول مي­كرد. يا اين حزب، حداقل بجاي آراي 50 درصد، با آراي بسيار كمتري وارد پارلمان مي­شد. 

شكرگزاري ابدي به درگاه حزب عدالت و توسعه؟

حتي اگر حزب عدالت و توسعه با ذكاوت سياسي عمل مي­كرد، تحولات جدي  در پايه اين حزب بايستي به سرعت حزب عدالت و توسعه را به جايگاه اوپوزييسون مي­راند. نيروهاي اجتماعي كه در سايه سياستهاي موفق حزب عدالت و توسعه از روستاييان فقير به طبقه متوسط در شهرهاي آناتولي تبديل شده­ اند، قشر جديد سرمايه ­داران موسوم به كالوينيستهاي اسلامي و جوانان عبور كرده از سيستم تحصيلات دانشگاهي طبق همه قوانين شناخته شده جامعه شناختي، دليلي براي ماندن در صفوف رأي دهندگان به حزب عدالت و توسعه نداشتند. همانطور كه در ايران دهه 1350 ديديم، اقشاري كه در نتيجه سياستهاي موفق دولتي، بهبود موقعيت يافته و وارد طبقه متوسط و گردونه فضاي سياسي جامعه مي­شوند، ملزم و محكوم به وفاداري ابدي به معماران وضعيت جديد نيستند. برعكس، رأي دهندگان (و افكار عمومي)  در كشورهاي در حال توسعه،  درست مثل دموكراسي­هاي پيشرفته، جماعتي "بي وفا" و سيال هستند كه حتي بدون يك نارضايتي آگاهانه و محسوس سياسي با صرف تغيير تعلق اجتماعي­شان به بلوكهاي جديد در نظام حزبي و گفتمانهاي جديد عمومي تمايل پيدا مي­كنند. جوان تحصيلكرده در دانشگاههاي كشور كه به كادر علمي در كشوري با سيمايي متحول تبديل شده است، حتي اگر حافظه اي نيرومند داشته و دوران نوجواني خود در شهرهاي كوچك تركيه را بياد بياورد، هرگز بر اساس جهان بيني و استباط سياسي خود در دوران گذشته، رأي به صندوق نمي ­اندازد.

ديروز بعداز اعلام نتايج رفراندوم تغيير قانون اساسي شاهد شديم، كه حزب عدالت و توسعه در شهرهاي بزرگي مثل استانبول، آنكارا، ايزمير و آنتاليا، شكست غيرقابل انتظاري را متحمل شد و درعوض آراي جديدي از مناطق محروم كردنشين جنوب شرق كشور دريافت كرد.

رويگرداني بخشي از رأي دهندگان شهرهاي بزرگ و اقبال رأي دهندگان مناطق محروم، از هر جهت قابل فهم و با توجه به تحولات اجتماعي دهه اخير تركيه قانونمند بود. در 15 ساله اخير، دانشجويان مشغول به تحصيل در دانشگاههاي تركيه از يك مليون و 900 هزار نفر به 6 مليون نفر رسيده است. اگر فارغ التحصيلان مقاطع قبلي حاصل اين افزايش را هم در نظر بگيريم، ميزان كادرهاي داراي تحصيلات دانشگاهي در تركيه، هرگز قابل مقايسه با سال 2002 نيست. اين رقم بنا به آماري، از 14 درصد در سال 2002 به به 40 درصد ارتقا يافته است. اين نيروي اجتماعي جديد هرگز نمي­تواند صرفا با شعارهاي توسعه اقتصادي و ثبات قانع شود. بحث بازگردانيدن مجازات اعدام كه به معني قطع بسيار قطعي ارتباط  با ارگانهاي بين كشوري  اروپايي است، تنش دائمي با غرب (حتي اگر مسئوليت صد در صد اين تنشها بر عهده كشورهاي غربي باشد)، توقف اصلاحات سياسي، عدم تحول جدي در بالا بردن كيفيت سيستم تحصيلي، مناقشه با نخبگان (حتي اگر بخشي از آنها متعلق به شبكه  فتح الله گولن باشد) و درجا زدن تركيه در كاتگوري كشورهاي داراي درآمد "متوسط بالا" از دغدغه ­هاي جدي اين نيروي اجتماعي است كه سالهاست پاسخي از حزب عدالت و توسعه نيافته است.

 ريشه تاريخي تبعيض و  تحقير عليه اكثريت جامعه

تشكيل جمهوري تركيه در سال 1923 در حالي عملي شد كه اعتبار مصطفي آتاتورك در نتيجه پيروزي افسانه اي در جنگهاي آزاديبخش در چنان حدي بود كه شايد براي تغيير دين اهالي هم كفايت ميكرد. مصطفي كمال آتاتورك با چنين اعتباري بود كه توانست مهمترين رفورمهاي تاريخ كشورهاي اسلامي را در زمان كوتاهي صورت قانوني بدهد با اين تأكيد كه اقدامات او اكثرا در حد "صورت قانوني" بر روي كاغذ و متن قوانين باقي ماند.

رفورمهاي مزبور در زماني انجام مي­شد كه نزديك به كل اهالي كشور بيسواد بود و چه بسا كه بسياري از آنها در چهارگوشه كشور پهناور تركيه، خبر اين رفورمها را هم با تأخيري چند ساله دريافت كردند. كشوري عقب مانده و محافظه كار، چسبيده به اروپا و با قوانيني مدرن!  پارادوكسي بزرگتر از اين قابل تصور نيست. اقليتي از نخبگان دولتي به همراه  قشر كوچك موسوم به "تركهاي سفيد" (بياض توركلر) هم برخوردار از ثروت و مكنت بودند و هم مشكلي با شيوه زندگي اروپايي نداشتند. سابقه تماس نخبگان حكومتي و  اشراف عثماني با اروپا (برخلاف ايران) به درازاي عمر امپراطوري عثماني بود. كاريكاتور زير از مجله ملانصرالدين، از نظر توضيح مشكل مزبور، بسيار گوياست. در اين كاريكاتور، هرچند روشنفكر آذربايجاني مسلمان قفقاز به آداب و رسوم زندگي  فرنگي آشناست (سمت راست) اما بخاطر ترس از فشار محيط سنتي در آذربايجان مجبور است رفتار دوگانه و كاملا متفاوتي در آذربايجان (سمت چپ) و پاريس داشته باشد. روشن است كه چنين فردي با تغيير قوانين و چراغ سبز حكومتي در زمان كوتاهي، شيوه زندگي خود در آذربايجان را هم به همان شكل زندگي در پاريس عوض كند

Muselman Intelgenit parijde

در چنين اوضاعي وقتي رفورمهاي دوران صدر جمهوريت تركيه صورت رسمي مي­يابد، تنها يك قشر كم تعداد اهالي مثل زوج ترسيم شده در كاريكاتور فوق، با شيوه زندگي در نظر گرفته شده در اصلاحات مزبور، آشنا بودند. در روايات مربوط به آن دوره ميخوانيم كه مصطفي كمال آتاتورك در اقداماتي آشكارا متظاهرانه به خوردن شراب در انظار عمومي و تشكيل مجالس رقص به همراه دولتمردان و  همسران آنها مي ­پردازد تا به رواج شيوه فرنگي زندگي كمك كند. روشن است كه حتي در يك شهر كوچك، رواج دادن يك شيوه جديد زندگي با اين شيوه ­ها ممكن نيست. با مرگ آتاتورك (10 نوامبر 1938) ميدان تركيه از تأثير اين مركز نيرومند جاذبه و اعتبار خالي شد. از آن زمان دوره 12 ساله رياست جمهوري عصمت اينونو شروع شد. توجه كنيد كه ركود عظيم اقتصادي در دوران بين دوجنگ اول و دوم جهاني شروع شده بود و تا اواخر اقتدار عمت اينونو ادامه داشت. رشد اقتصادي تركيه در همه اين سالها با سرعت اندكي ادامه داشت اما هرگز نتوانست شاهد آن خيز بلندي باشد كه براي فائق آمدن بر دوران فطرت منجر به سقوط امپراطوري عثماني و دوران مابين دو جنگ جهاني، لازم بود. نمودار زير نشان مي­­دهد كه منهاي سقوط دوران جنگ جهاني دوم، منحني رشد اقتصادي كم و بيش با شيبي ملايم تا سال 2002 يعني سال به قدرت رسيدن حزب عدالت و توسعه ادامه مي­يابد.  چنانچه از گرافيك زير بر مي آيد، خيز بلند مزبور درست از سال به قدرت رسيدن حزب عدالت و توسعه در سال 2002 (داخل كادر قرمزرنگ)  اتفاق مي افتد.

 

BNP 1923 2011

 

 ميتوان رابطه ثروت و تغيير شيوه زندگي را زير سوآل برد. اما بايد توجه كرد كه جهت انجام اصلاحات مهم در عرصه فرهنگي و اجتماعي، رشد اقتصادي يك پيش شرط حتمي است. اگر دانش آموز يك شهر كوچك به دانشجو در جايي دور و در يك شهر بزرگ تبديل نشود، احتمالا نه دوست دختر/پسري خواهد داشت و نه زندگي شبانه و مجالس رقص و جشن دانشجويي. براي اين كارها هم دانشگاه، استاد، خوابگاه و ... لازم است كه همه شان مستلزم رشد اقتصاد و افزايش درآمد دولت است. بد نيست بدانيد كه دولتهاي قبل از حزب عدالت و توسعه 89 ليره از 100 درآمد مالياتي را صرف پرداخت هزينه ميكردند. حكومت عدالت و توسعه اين نسبت را معكوس كرده و سهم بهر قروض دولتي را به رقم متعارف 11 درصد رسانيد. در كنار اين تحول مهم، با سه برابر شدن اقتصاد، سهم دولت از قبنل جمع آوري ماليات 27 برابر شد. ثروتي بزرگي كه صرف ساختن زيرساختهايي شد كه براي عملي شدن قوانين مصوبه دوران مصطفي كمال آتاتورك، ضروري بودند. فلذا حكايت حزب عدالت توسعه، تنها يك افزايش درآمد اقتصادي و  سپردن درآمدها به بانك مركزي نبوده است. از قبل اين بهبود اقتصادي، طبقه متوسط جان جديدي گرفت و در مدت زمان كوتاهي (دهه 2000) شيوه زندگي اين طبقه، حتي سيماي شهرهايي چون  كونيا، بورسا، كايساري، آكساراي، ترابوزون و شهرهاي كوچك سنت زده زيادي را تغيير داد. اگر در دوره حاكميت 79 ساله قوانين لائيك، از امكانات مادي لازمه تغيير شيوه زندگي، چندان خبري نبود، با افزايش مكنت اقتصادي شهروندان، شهرداريها، سيستم پزشكي، سيستم تحصيلي و كل بخش عمومي، سيماي شهرهاي تركيه متحول شد. تأسيس شهركهاي صنعتي بيشمار به همراه شبكه وسيع فرودگاهها، بندرها و اوتوبانهاي كشور به همراه دانشگاههاي جديد در سرتاسر كشور، جابجايي جمعيتي و غلبه شيوه زندگي  شهري را سبب شد.

اگر رقم 14 درصدي دارندگان تحصيلات عالي در سال 2002 را با رقم محدود نخبگان دولتي، قشر مرفه جمع بزنيم، تصور اينكه تا دهه 1990، ميزان نفوسي بيش از 25 درصد جامعه از موقعيت ذهني و امكانات مادي سكولاريزه كردن شيوه زندگي خود برخوردار بوده ­اند، ممكن نيست. يعني در انقضاي دوره تاريخي 79 ساله مورد بحث، تنها يك اقليت 25 درصدي اهالي داراي شيوه زندگي فرنگي مورد نظر مصطفي كمال آتورك بوده است.


شيوه تبعيض و تحقير عليه اكثريت

نحوه رفتار آن اقليت 25 درصدي با اكثريت محافظه ­كار كشور تركيه چگونه بوده است؟ جواب كوتاه اين سوآل ، "تبعيض و تحقير" است. مهمترين نشانه اين تحقير، ممنوعيت ورود دختران محجبه به دانشگاهها بود. معني آزادي ورود اين دختران به مدارس متوسطه و ممنوعيت ادامه تحصيل آنها چيزي نيست جز اينكه آنها لايق شغلهايي مثل پرستاري، فروشندگي و باغباني هستند و نه بيشتر.

از سوي ديگر، القابي چون "مرتجع"، "عقب مانده ذهني"،  "كله بتون" و "كهنه كله" براحتي نثار اكثريت جامعه مي­شد. گذاشتن بالاترين حد نصاب جهاني براي ورود به پارلمان هم اگر از سويي براي جلوگيري از نيروهاي راديكال چپ و سياسيون كرد بود از سوي ديگر براي جلوگيري از ورود نيروهاي سياسي منتسب به اكثريت محافظه كار كشور بود

در فيلمها، كانالهاي تلويزيوني و توليدات فرهنگي اين دوره، اكثريت جامعه تركيه غايب بود. از گويندگان كانالهاي تلويزيوني تا مهمانداران شركتهاي هواپيمايي جولانگاه دختران جوان و زيباي موبور و بدون حجاب بود. تاريخ تحقير اكثريت جامعه در تركيه داستاني پر آب چشم است.

 

"چرا رأي من با رأي يك چوپان  كوهي، برابر باشد؟"!Aysun Kayaci2

يكي از معروفترين اين موارد، مربوط به دختر جواني بنام آيسون كاياجي است. در يك برنامه تلويزيوني، "مژده آر"، پينار كور و آيسون كاياجي شركت داشتند.  آنچه در فيلم باقي مانده از آن برنامه ديده مي­شود، نحوه رفتار و سخنان پينار كور و آيسون كاياجي، سرشار از نخوت و تحقير اكثريت جامعه است. صحبت به جاي اينكه، يك مورد خاص از اظهار نظر انفرادي از سوي يك دختر جوان باشد، انعكاس روحيه حاكم بر اقليت صاحب امتياز حاكم بود و در همان موقع موج وسيعي از بحث عمومي در كل تركيه را موجب شد. (لينك كليپ ويدئوئي برنامه تلويزيوني مورد اشاره) آيسون كاياچي در اين برنامه صراحتا معترض برابر بودن رأي خودش با رأي مردم محروم است. وي ميگويد: "چرا رأي من با رأي يك چوپان كوهي برابر باشد؟" (!)

جالب است كه نوع شديدتر اين نوع تحقير از سوي فتح الله گولن بر عليه رهبران كنوني حكومت تركيه از حزب عدالت و توسعه انجام مي­شود. عليرغم اينكه خاستگاه طبقاتي و خانوادگي  شخص فتح الله گولن از فقيرترين قشر روستايي تركيه است و خودش حتي از تحصيلات حداقل مدرسه اي محروم است، از رهبران حزب عدالت و توسعه كه اكثر برخاسته از خانواده ­هاي شهري بوده و همگي داراي تحصيلات آكادميك هستند، بعنوان ساكنان ديروزي حلبي ­آبادها كه امروز صاحب قصر شده­اند، ياد مي­كند!

جالب است كه مشابه نظرات آيسون كاياجي از سوي يكي از دوستان ايراني مقيم تركيه هم در روز برگزاري رفراندوم مورد بحث هم بيان شده است:

"ترکیه را به عنوان مدل دموکراسی معیوب در کتابهای درسی علوم سیاسی درس خواهند داد. کشوری که درش دموکراسی هست، ولی اصول لیبرالیسم، یعنی آزادیهای پایه شهروندان، در ان بدرستی رعایت نمی شود. کشوری که بر اساس آرا اکثریت شهرستانهایش که آزادی دغدغه اصلی ایشان نیست، نه اکثریت شهرهای بزرگش که برایشان آزادی مهم است، اداره می شود" (به نقل صفحه فيسبوكي اين دوست)

فرق سخنان فوق با نقل قولي كه از زبان آيسون كاياجي آمد، در جايگزين شدن "شهرستان" بجاي "چوپان كوهي" است! مي­دانيم كه در ايران، "شهرستاني" مترادف محترمانه جا افتاده براي "روستايي" است. 

EvetMiting Istanbul

 

شما را به دريا ميريزيم!

دو نفر از نمايندگان پارلمان تركيه از حزب كماليست
CHP مخالفين خود را تهديد به ريختن به دريا نمودند. يكي از آن دو، دنيز بايكال نماينده اين حزب از آنتاليا و دبيركل سابق اين حزب است. او گفت كه چنانچه طرفداران "آري" ببازند، خوشحالي ما به اندازه خوشحالي پدرانمان از ريخته شدن دشمنان خارجي در ايزمير به دريا خواهد بود!

يك هفته بعد در 23 ماه آپريل [با باختن طرفداران "آري"] چنان جشني خواهيم داشت كه شادي ما مثل روزهاي 9 سپتامبر 1922 به هنگام ريختن دشمن از ايزمير به دريا خواهد بود! (لينك كليپ ويدئويي سخنراي دنيز بايكال)

دنيز بايكال در سخنراني مزبور، آشكارا، وعده شادي مشابه پيروزي بر دشمن در سال 1922،  در صورت شكست آلترناتيو "آري" را مي­داد. مثل اينكه يك حزب سياسي در روسيه امروز، حزب سياسي رقيب را تهديد كند كه ما عنقريبا شما را شكست خواهيم داد و شادي ما مثل شادي روز نهم ماه مه 1945 در زمان پيروزي بر آلمان هيتلري خواهد بود!

ديگر  نماينده پارلماني حزب كماليست CHP كه وعده ريختن طرفدان "آري" و حزب عدالت و توسعه از ايزمير به دريا را داد، فردي بنام حوسنو بوزكورت نماينده مردم كونيا بود. فرق اين دو پيام عجيب و غريب در اين نكته بود كه دنيز بايكال وعده شادي بزرگ در صورت شكست آلترناتيو "آري" را مي­داد اما از عجايب منطق حاكم بر ذهن "حوسنو بوزكورت" وعده ريختن طرفداران آلترناتيو "آري" در صورت پيروزي آنها بود!

Hayir 1يعني اگر طرفداران "آري" شكست ميخوردند، دنيز بايكال به  جشن بزرگ خود مي­رسيد و اگر پيروز مي­شدند، از سوي حوسنو بوزكورت به دريا ريخته مي­شد! ترجمه سخنان در زير در مي­آيد با اين توضيح كه ديدن ويدئوي سخنان وي براي فهم علت دوازدهمين پيروزي حزب عدالت و توسعه مهم است:


"ما انقلابي هستيم... نتيجه رفراندوم 60-65% "نه" خواهد بود. اما رفقا! اما رفقا! تصور كنيد كه "آري" برنده شده. هيچكسي دچار توهم نشود!...ما بازهم از سامسون شروع ميكنيم، به آماسيا ميرويم، به سامسوم ميرويم، به آنكارا ميرويم، به اينونو، ساكاريا و دوملو پينار ميرويم،  اگر ما شما را تا ايزمير تعقيب نكرديم، شير مادر حراممان باد. شما و هفت پشت خاندان شما را، امپرياليستها را هم از ايزمير به دريا خواهيم ريخت. اين كشور را به حرامزاده هايي مثل شما نخواهيم داد. روز 16 آپريل، "نه" پيروز خواهد شد و شما مثل قذافي، مثل صدام حسين، مثل هيتلر، مثل موسوليني، محو شده و خواهيد رفت. در عرض يك سال ما حكومت را تشكيل خواهيم داد." (لينك كليپ ويدئويي سخنان حوسنو بوزكورت نماينده حزب كماليست CHP از شهر كونيا)

دو بيان فوق، در اصل بخشي از تحقير اكثريت جامعه و هيچ حساب كردن آرا و نظرات آنان است. هردوي اين  نظرات موجي از انزجار در جامعه تركيه بر عليه دونفر مزبور ايجاد كرد كه در نهايت به پيروزي آلترناتيو "آري" كمك كرد.

اوپوزيسيون داراي مشكل اعتبار

ميدان سياست ميدان "اعتبار" است.  شهروندي كه آراي خود را به نفع كسي به صندوق مي­ريزد، هيچ ضمانتي براي اينكه آن حزب يا سياستمدار به وعده­هاي خود وفادار خواهد ماند يا توانايي عمل به شعارهايش را خواهد داشت، دريافت نمي­كند و از اينرو بايستي در يك پروسه عقلاني و احساسي نسبت به حزب يا سياستمدار مورد نظر كسب "اعتماد" كند.  امروزه كسب آراي نزديك به 50 درصد و حتي عبور از مرز 40 و 35 درصد براي احزاب سياسي، موفقيتي دست نيافتني تلقي ميشود. در چنين روزگاري بخصوص در كشوري مثل تركيه كه متوسط عمر حكومتهايش يك سال و نيم و عمر برخي از آنها به كمتراز ماه رسيده است، كسب نيمي از آراي رأي دهندگان در يك دوره طولاني را بايستي به نحو اقناع كننده­اي توضيح داد.Opinionsundersökning

پاسخ سوالي كه در تيتر اين مقاله داده شده است، در اين نكته نهفته است. بي اعتباري حريفان.

كماليستهاي تركيه هر ايرادي كه داشته باشند، از نظر آشنايي با شعارها و ارزشهاي سوسيال دموكراتيك، گفتمان باب روز، آشنايي با زباني مدرن و پيش برد تبليغات و سازماندهي افكار عمومي طرفدار خود، بيش از يك سر و گردن از حزب عدالت و توسعه جلوترند. مشكل اين قشر و حزب آنها يعني حزب جمهوريخواه خلق CHP ناتواني در جذب اعتماد رأي دهندگان جديد است. توده­هايي كه از سياستهاي سالهاي اخير حزب عدالت و توسعه ناراضي­اند، هيچ اعتمادي به CHP ندارند. اصولا زماني در 15 سال گذشته بايستي جايگاه اين دو حزب عمده در پالمان عوض مي­شد. اما چنانچه در جدول زير روشن است، انتخابات از پي انتخابات عليرغم انواع بحرانها و نارضايتهاي موجود، اين تفاق نيفتاده است و حتي وقتي در انتخابات 7 ژوئن 2015 بخش مهمي از رأي دهندگان حزب عدالت و توسعه قصد تنبيه حزب خود را داشته اند، فرقي در ميزان آراي حزب كماليست CHP بوجود نيامده است  كه هيچ يك درصد آرا را هم از دست داده است. به بيان ديگر چنانچه در زجدول زير قابل مشاهده است، حزب حاكم ده درصد از آراي خود را نسبت به انتخابات سال 2011 از دست مي­دهد، اما حزب اصلي و عمده اوپوزيسيون بجاي كسب همه يا مقدار مهمي از آن آراء، يك درصد آراء قابلي را هم از دست مي­دهد!!

Secimler TBMM

 

غيرقابل اعتماد بودن حزب جمهوريخواه خلق بعنوان حزب رهبر اوپوزيسيون (خارج از حاميان 25 درصدي خودش) از موانع اصلي دست به دست شدن حكومت در تركيه است چراكه رسم برا اين استكه مقدم بر اينكه بازنده اي باشد، بايستي نيرويي با عزم وتوانايي بردن در جامعه ظهور كند. بخش مهمي از بي اعتمادي به حزب جمهوريخواه خلق، مربوط به تاريخچه ناتواني كماليستها در تاريخ تركيه است. يكي از اين موارد، مربوط به مسئوليت كمال قليچداراوغلو رهبر امروزي CHP است كه در جريان تبليغات براي رفراندوم ديروز هم به وسعت رسانه­اي شد. قليچدار اوغلو در دهه 1990 مديركل SSK يا "بنياد بيمه­هاي اجتماعي تركيه" بود. وضع اسفناك حاكم بر بيمارستانهاي اين مجموعه در آن سالها از سوي برنامه­ سازان كانالهاي تلويزيوني به وسعت زير انتقاد بوده است.

"ساواش آي" يكي از معروفترين برنامه­سازان كانالهاي تلويزيوني تركيه در دهه 1990، در صفحه تلويزيون نشان مي­دهد كه بيمارستانهاي زير مسئوليت كمال قليچداراوغلو به معني كامل كلمه فاجعه­اي بيش نيستند.(لينك فيلم برنامه) در فضاي قطبي و غلبه رفتارهاي پوپوليستي بر تبليغات سياسي در تركيه، اگر قليچداراوغلو سعي مي­كرد با توسل به حديث و آيات دين، "غيرشرعي" بودن آلترناتيو "آري" را فتوا دهد، رجب طيب اردوغان نيز با نمايش فيلم مزبور در متينگهاي تبليغاتي، براي نسل جديد رأي دهندگان تركيه، ناتواني قليچداراوغلو در اداره احتمالي مملكت را از ناتواني وي در سامان دادن به حوزه مسئوليت خودش در دهه 1990 نتيجه مي­گرفت. فهم تأثير بيش از حد اينگونه نمايشات بر استنباط رأي دهندگان از توانايي­ و ناتواني قليچداراوغلو، دشوار نيست. تصور كنيد كه بعداز نمايش بيمارستانهايي كه بشكه پر از آشغال بالاي سر بيماران جراحي ديده ميشود، فيلمي از بيمارستانهاي مدرني كه عمليات جراحي توسط روبوتها انجام مي­شود، نمايش داده شود! لينك دو نمونه از اين فيلمها:

1.لينك فيلمي از برنامه "تيم A" ساخته ساواش  آي كه ويدئوي بيمارستانهاي تحت مسئوليت قليچدار اوغلو با حضور وي در استوديو در پخش مستقيم نمايش داده مي شود.

2. لينك فيلمي از بيمارستانهاي امروزي تركيه كه در يكي دو ميتينگ مربوط به رفراندوم اخير، بعداز فيلم فوق در ميدان و براي بينندگان تلويزيون نمايش داده شد.Hayir 2

از مواردي كه در تبليغات نيشدار متقابل بر عليه قليچداراوغلو مطرح مي­شد، ناتواني وي در يافتن  صندوق رأي در رفراندوم قبلي بود. (رفراندوم اصلاح قانون اساسي 12 سپتامبر 2010، لينك منبع همزمان خبر ماجرا) اين معيار يعني توانايي مديريت در بخش خصوصي يا دولتي در دموكراسي هاي پيشرفته هم، محك مهمي براي رأي دهندگان در اعتماد يا عدم اعتماد به رهبران سياسي است.

منظره از نگاه سليمان دميرل رئيس جمهور كماليست سابق تركيه

براي فهم فاجعه تركيه تا سال 2002 و رسيدن به علت بي اعتباري كماليستها، ديدن يكي از كليپهاي ويدئويي يك سخنراني سليمان دميرل در سال 1992 بي نهايت مفيد است. ابتدا ترجمه كوتاهي از سخنان وي و سپس لينك اين كليپ در شبكه يوتيوب مي آيد. 

در فيلم زير از سال 1992، سليمان دميرل، حقايق تكان دهنده اي را شرح ميدهد كه حكايت دهه هاي طولاني از عطالت و بي كفايتي حاكمان تركيه از نظامي و سيويل، از راست و ازميانه، از كماليست و از ناسيوناليست است. ترجمه و خلاصه سخنان وي چنين است:

-
ما هر سال، بايستي يك مليون كار جديد ايجاد كنيم، در بخش خصوصي، دولتي يا ... از كجا اينرا تأمين كنيم؟ من هم اكنون كسري پرداخت بدهي دارم. ... من امروز اين كسري را از محل استقراض از محل بازار جهاني سرمايه تأمين ميكنم. و به اين ترتيب، بدهي 13 مليارد دلاري ما در 10 سال قبل به 50 مليارد دلار افزايش يافته است و بهره آن ما را خانه خراب ميكند، با پرداخت بهره اين قروض، ديگري پولي براي سرمايه گذاري نمي ماند، ما ثبات نداريم، ما كشوري هستيم كه .....

نرخ تورم در سال 1991 معادل 71 درصد!
بدهي در دهه 1980 معادل 50 مليارد دلار، نرخ تورم در اين دهه معادل 50 درصد،
بدهي در دهه 1970 معادل 13 مليارد دلار،نرخ تورم در اين دهه معادل 18 الي 20 درصد،

در سال 1991 رشد اقتصادي ما معادل صفر بود با تورم 71 درصد! اين معادله را چگونه ميتوانيم حل كنيم؟
طي سه سال ازچهار سال سپري شده، ميزان رشد اقتصادي ما از ميزان رشد جمعيت كمتر بوده است اين يعني ورشكستگي.

من از همه متخصصين حاضر دعوت ميكنم به من كمك كنند كه چگونه تورم را كوچكتر و رشد را بيشتر بكنم؟مشكل امروز تركيه اين است:سوراخ بزرگ و وصله كوچك است!
من به هر وسيله اي سعي در كم كردن فاصله درآمد و مخارج تركيه دارم.
مشكل اين است كه تير از كمان رها شده و مي رود، تير را تا وقتي كه پرتاب نشده است ميتوان مهار كرد،
من زمان لازم دارم، 500 روز.."
(لينك كليپ سخنراني سليمان دميرل جلسه اي با متخصصين و مسئولين دولتي در سال 1992) كساني كه از نظر رأي دهندگان تركيه مسئول وضعيت فوق هستند، به اين زوديها لايق اداره جمهوري تركيه شناخته نخواهند شد. از اينرو يا زماني طولاني تر لازم است كه خاطرات تلخ دوران سياه مشروح در فوق از ذهن اهالي تركيه زدوده شود يا لازم است كه نيروي جديدي در صحنه سياسي تركيه ظهور كند كه از طريق جلب اعتماد رأي دهندگان، بتواند حزب عدالت و توسعه روي نيمكت ذخيره بنشاند.


خلاصه مطلب و پايان آن

حزب جمهويريخواه خلق كه براي چند دهه تنها حزب انحصاري دولتي بود،  از نظر اكثريت شهروندان تركيه، تمثيلي است از دوران انكار، تحقير و تبعيض. در اين احساس اكثريت محافظه كار تركيه با شهروندان كرد اين كشور هم­نظرند. در رفراندوم ديروز هم عملا ريزش آراي حزب عدالت و توسعه در چهار شهر بزرگ تركيه با افزايش  آراي شهروندان كرد، جبران شد. (به جدول زير نگاه كنيد)  علاوه بر اين بار منفي ذهني، مانع ديگر مهم بر سر راه حزب جمهوريخواه خلق براي انجام وظيفه خوش بعنوان حزب عمده اوپوزيسيون يعني به زير كشيدن حزب عدالت و توسعه از مسند قدرت بلامنازع پازده ساله­اش، عدم اعتماد به قدرت مديريت  است. 

 

 

 

Kurd

در باره نویسنده:

علي رضا اردبيلي

آخرین مطالب علي رضا اردبيلي