دریاچه اورمی

ماشااله رزمی:

توضيح از تريبون: گفته اند كه چون آذربايجان كشور يا منطقه اشغالي نيست و از سوي فرمانداران ارتش اشغالگر اداره نمي شود، پس مطالبات ملي آذربايجان هم مبناي درستي ندارد. نگاه اينگونه به خواستهاي مردم از بيخ و بن يك نگاه غيرمدرن و غيردمكراتيك است كه بجاي خود جاي بررسي دارد. اما پرونده درياچه اورمي و پاسخ رژيم جمهوري اسلامي و برخورد اوپوزيسيون داخل و خارج آن به مسئله، رنگ و بوي نگاه قرن هيجدهمي استعمارگرانه نسبت به سرزمينهاي اشغالي را در خود دارد. نحوه ايجاد بحران و آشكار بودن عامليت دولت و ارگانهاي امنيتي در آفريدن اين فاجعه، سعي رژيم در كتمان علل، ابعاد و عواقب آن، ميزان بودجه صرف شده براي نجات درياچه اورمي (يعني صفر تومن)،  برخورد امنيتي با طرفداران محيط زيست آذربايجاني، همدلي و همصدايي جانانه بخشهاي مهمي از اوپوزيسيون با رژيم در اين موضوع و بسياري شواهد ديگر همه حاكي از نگاه مركز و ملت حاكم نسبت به آذربايجان همچون "متصرفات" در دنياي قديم را دارد. مقاله آقاي رزمي حاوي شواهد متعددي در جوانب مختلف بروز اين فاجعه، مديريت آن و نحوه برخورد اوپوزيسيون رژيم و عواقب سنگين آن است كه ما شاهد ظهور طليعه آن هستيم. طرح گرافيكي افشاگر بالا  و متن همراه از سايت "آذوح" نقل مي شود. (پايان توضيح)



فاجعه ای که از سه سال پیش آذربایجانی ها در باره آن اعلان خطر می کردند براثرسیاستها غلط وعدم توجه سران جمهوری اسلامی بالاخره از راه رسید ، با گرم شدن هوا وخشک شدن زمین طوفانهای نمک دراطراف دریاچه اورمیه شروع شده است . عکس هائی که از طوفانهای نمک گرفته شده و درسایتها و نشریات داخل چاپ شده اند شروع ویرانگر فاجعه را نشان می دهند .

بخش محیط زیست سازمان ملل متحد بولتن ماه فوریه امسال خود را به بحران دریاچه اورمیه اختصاص داده بود و ضمن اعلام خطر جهانی توضیح داده بود که بعلت برداشت بی رویه آب از رودخانه هائی که به این دریاچه می ریزند وایجادسد های متعدد اکوسیستم دریاچه اورمیه وچرخه زندگی درآن بخطر افتاده. ارتفاع آب دریاچه هفت متر پائین رفته و مساحت دریاچه از سال 1995 تا سال 2011 از شش هزار وصد(6100) کیلومتر مربع به دوهزاروسیصد وشصت وشش (2366)کیلومتر مربع کاهش یافته است واگراقدامات فوری انجام نگیرد فاجعه دریاچه آرال تکرار خواهد شد وبا خشک شدن دریاچه وبجا ماندن نمک با وزش بادو بوجود آمدن طوفانهای نمک ، زندگی 76 میلیون انسان که تا شعاع پانصد کیلومتری دریاچه اورمیه زندگی می کنند باخطر مواجه خواهد شد .


در حالت طبیعی دریاچه اورمیه سی ویک(31) میلیارد مترمکعب آب داشت و غلظت نمک در آن بیست درصد بود و با احتساب نمک ته نشین شده حدود ده میلیارد تن نمک دراین دریاچه وجود دارد و حال که دریاچه کاملا خشک می شود ، کارشناسان از بمب نمک و سونامی نمک حرف می زنند که آذربایجان را به کویر نمک تبدیل خواهد کرد .

واگذاری نجات دریاچه به بخش خصوصی

مدیر کل محیط زیست آذربایجان غربی می گوید :حفظ واحیای دریاچه اورمیه ازسوی سازمان محیط زیست کشوربرای تعیین پیمانکاربه مناقصه گذاشته شده بود ، این مناقصه به پایان رسیده است وسازمان مرکزی بزودی برنده این طرح را اعلام می کند . وی می گوید که خفاظت واحیای این دریاچه با دوهدف لایروبی واحیای مسیر ورودی رودخانه های منتهی به دریاچه اورمیه و تالابهای پیرامونی اش جهت انتقال آب به حوضه مخزنی آن وهمچنین انتقال آب شرب به سواحل وجزایر دریاچه اورمیه برای استفاده حیات وحش انجام می گیرد .
وی همچنین گفته است که با انتقال ضربتی رسوبات رودخانه ها می خواهیم نمک ها را مهار کنیم.

با این وعده ها وکارهای نمایشی دریاچه را باید از دست رفته حساب کرد چون دریاچه با لایروبی رودخانه ها و لوله کشی آب به محل زیست حیوانات احیاء نمی شود و یا با ریختن رسوبات رودخانه ها بر روی نمک باقی مانده، از طوفان نمک جلوگیری نمی شود . با کدام برنامه ، درچه مدتی وزیر نظر کدام کارشناس می خواهند مساحت شش هزارو صد کیلومتر مربع دریاچه را با خاک و رسوبات رودخانه ها بپوشانند؟

سیاستهای رژیم دریاچه را خشک کرده وفاجعه شروع شده است حالا دولت می خواهد نجات دریاچه اورمیه را به بخش خصوصی واگذار کند . معلوم نیست دولتی که ادعای مدیریت دنیا را دارد با تمام امکانات اش وبا یکصد وبیست میلیارد دولار درآمد سالیانه ازمحل فروش نفت چرا برای نجات دریاچه درمانده شده ومی خواهد نجات آنرا به بخش خصوصی واگذار کند؟درایران امروز بخش خصوصی نام مستعار رانت خواران و وابستگان به جمهوری اسلامی است که از سال ها قبل برای تبدیل کردن املاح باقی مانده دریاچه به پول ، کیسه دوخته اند . هم اکنون سالیانه چهارصد وپنجاه هزار تن نمک ، سدیم و پتاسیم از دریاچه برداشت می شود واگرتا بحال این مواد بقیمت بازار فروخته می شد درآمد حاصل ازآن می توانست صرف نجات دریاچه بشود .

همه مدیران ومسئولانی که طی دو دهه گذشته متصدی امور دراستانهای آذربایجان شرقی وغربی بوده اند مسئولیت خشک شدن دریاچه را به خشکسالی و قهر طبیعت نسبت داده وآمارهای نادرست ارائه می کنند نامجو وزیر نیرو هشتاد وپنج درصد خشک شدن دریاچه را به خشک سالی و فقط پنج درصد آنرا به احداث سد ها نسبت می دهد و این درحالی است که مرکزپایش خشکسالی کشور که آمار های ماهانه می دهداعلام کرده است که ازسال 1388 درحوضه آبخیز دریاچه اورمیه وارد ترسالی شده ایم ومیزان بارندگی درسه سال گذشته بیشترازحد متوسط سال های عادی بوده با این همه طی این مدت ارتفاع آب دریاچه بازهم دومتر کاهش یافته است .

بنظر تمام کارشناسان علت اصلی خشک شدن دریاچه سیاستها غلط ، ضعف مدیریت و عدم توجه دولت به حفظ محیط زیست می باشد . میزان تولید سالیانه آب درحوضه آبخیز دریاچه اورمیه هفت میلیارمترمکعب است ومیزان تبخیر آب دریاچه درحالت نرمال سه میلیارد متر مکعب درسال می باشد و طی هزاران سال تولید طبیعی ، مصرف کشاورزی و تبخیرآب متعادل بوده واکوسیستم منطقه تغییر نکرده است اما طی بیست سال گذشته بدون برنامه ریزی و بدون درنظر گرفتن عواقب بعدی ، بر روی تمامی 22 رودخانه ای که به این دریاچه می ریزند سد زده شده وشصت هزار هکتار زمین کشاورزی جدید اضافه کرده اند . مصرف آب این زمین ها سالیانه با سیستم غرقابی قدیمی که هنوز رایج است برابر سه میلیارد متر مکعب در سال می باشد یعنی درست معادل مقدارآبی که قبلا به دریاچه ریخته می شد . آمارهای رسمی گویا هستند . نود درصد آبی که قبلا به دریاچه ریخته می شد درکشاورزی مصرف می شود وده درصد بقیه به مصارف شهری و صنعتی می رسد .

افزایش جمعیت ونیاز به تولید بیشترمستلزم آن بود که شیوه آبیاری و نوع محصول کاشته شده تغییر کند ومدرنیزه شود . درسیستم غرقابی تنها بین بیست الی سی درصد آب توسط درختان ومحصولات کشاورزی جذب می شود وهفتاد الی هشتاد درصد بقیه تبخیر شده وازبین می رود . اگرسیستم آبیاری قطره ای وبارانی جایگزین سیستم غرقابی می شد افزایش سطح کشت مصرف آبرا بالا نمی برد و به خشکیدن دریاچه و فاجعه اکولوژیک منجر نمی گشت . براحتی
می توان حساب کرد که اگر هزینه ساختن تنها یک سد مخزنی صرف مدنیزاسیون سیستم آبیاری می شد بیشتر از اینکه امروز تولید کشاورزی وجود دارد محصول تولید می شد بدون اینکه اکوسیستم منطقه و چرخه زندگی بخطر بیافتد ولی بدون برنامه دراز مدت و باشعارعوامفریبانه « خود کفائی کشاورزی» فاجعه ایجاد کرده اند.
یاد آوری می شود که در حال حاضر بعلت نبود سردخانه ،نبود امکانات بسته بندی، نامناسب بودن راه ها ونبود وسیله انتقال بموقع میوه جات به بازارمصرف، بیش ازبیست درصد محصولات تولیدی خراب شده واز بین می رود .

باید پرسید منطقه ای که نیروی انسانی متخصص جوان ومعادن زیرزمینی فراوان و امکانات لازم رادارد ومناسب ترین منطقه برای گسترش صنایع ، توسعه تجارت وافزایش خدمات وجلب توریست است چرا باید توسعه اش به کشاورزی سیستم سنتی محدود گردد ؟چرا باید در بهترین حالت به هرمهندس کشاورزی که ازدانشگاه خارج می شود قطعه زمینی واگذار کنند وبگویند بروکشاورزی بکن و برای خودت کارایجاد کن؟ برنامه ریزی این سیستم توسعه عقب مانده ناشی ازذهنیت روستائی ونگاه امنیتی سران جمهوری اسلامی به منطقه و مردم آذربایجان است و بی جهت نیست که مردم می گویند دولت عمدا دریاچه را خشک می کند تا آذربایجانی ها مهاجرت بکنند وکانون مخالفت با مرکزازبین برود.

مساله ریز گرد ها

اکنون چند سال است که گرد و خاک معلق درهوا که اصطلاحا ریزگرد نامگذاری شده اند بعضی اوقات هوای شهرها را می پوشاند و مدارس و کارخانه ها تعطیل می شوند و مردم نمی توانند ازخانه های خود خارج بشوند واخیرا نیز شهر سردشت درآذربایجان غربی بعلت زیادی ریزگرد ها تعطیل شده بود . جمهوری اسلامی منبع تولید این ریز گرد ها را کشورعراق معرفی می کند اما ازتولید این ریزگرد ها در داخل ایران حرف نمی زند مساحت ایران چندین برابر مساحت کشورعراق است وتعداد تالابهاوباتلاقها و دریاچه ها ورودخانه هائی که دربیست سال گذشته درایران خشک شده اندازمساحت باتلاقهای خشک شده درعراق بیشتراست آیا تنها باتلاقهای خشک شده درعراق ریزگرد تولید می کنندودریاچه های خشک شده درایران ریزگرد تولید نمی کنند؟ شروع طوفانهای نمک دراطراف دریاچه اورمیه مثال روشنی است که بخش عمده ریزگرد هائی که زندگی درشهر های ایران را مختل می کند درخود ایران تولید می شوند . اگر دریاچه ها و تالابهای ایران خشک نمی شدند ریزگرد ها را جذب می کردند . در ایران بعد از جنگ با عراق پانصد سد ساخته شده و با ساختن هر سدی هم دزیاچه یا تالابی خشک شده است .ارزش اکولوژیک یک تالاب ده برابر ارزش جنگلی با مساحت برابر آنست .
درگذشته دردشتهای اطراف دریاچه اورمیه گردباد های زیادی تولید می شد بویژه مردم ناظرگردبادهای بزرگ وکوچک درمناطق شرقی دریاچه اورمیه بودند واین گردبادهاکه دردشتها تولید می شدودرمحل «بورراغان» نامیده می شد وقتی به دریاچه می رسید درآب دریاچه جذب می شد و می خوابید یعنی دریاچه اورمیه مانند هردریاچه وتالاب دیگر گرد وغبار راجذب می کرد وهوای منطقه را صاف می نمود دریاچه اورمیه بسان یک دستگاه تهویه مطبوع درآذربایجان عمل می کرد . رطوبت هوا را تنظیم می کرد ، موجب اعتدال درجه حرارت بین شب و روز و در تابستان و زمستان می شد اما اکنون با خشک شدن دریاچه ، جائی که قبلا ریزگرد ها درآن جذب می شد املاح باقی مانده به بزرگترین محل تولید ریزگرد تبدیل شده است و طوفانهای نمک که زندگی در روستا ها ورانندگی در جاده های اطراف دریاچه را با مشکل مواجه می سازد گواه صادق این مدعا می باشند .

چه اقداماتی برای نجات دریاچه انجام می گیرد؟

درداخل طرفداران محیط زیست و فعالین ملی آذربایجانی برای با خبر کردن مسئولین از فاجعه ای که در راه بود از هیچ کوششی فروگزار نکرده اند درخارج کشورنیزآذربایجانی ها هرچه درتوان داشته اند انجام داده اند کسانی که اظهارات مسئولین محلی و دولتی را نیز بدقت دنبال کرده اند می توانند بگویندکه جمهوری اسلامی هیچ برنامه مشخصی برای نجات دریاچه اورمیه ندارد و صرفا برای آرام کردن مردم به وعده دادن و جلسه درمانی می پردازد .هم اکنون ادعا می شود که می خواهند از تجربه دریاچه آرال برای نجات دریاچه اورمیه استفاده بکنند .

کارشناسان بین المللی با همکاری و حمایت سازمان ملل متحد دریاچه آرال را به دوقسمت تقسیم کردند و رودخانه ها رابه قسمت شمالی هدایت نمودند و توانستند در عرض پنج سال یک قسمت دریاچه را نجات بدهند .

درمیان مسئولین جمهوری اسلامی گفته می شود که مساحت دریاچه اورمیه خیلی زیاد است وقابل نجات نیست ، دریاچه باید کوچک شود وآب تبخیر نشود و به هدر نرود . حتی دراین مورد نیزهیچ اقدامی انجام نگرفته است و برای جلوگیری از خشم مردم می گویند که می خواهند آب ارس ، زاب و حتی دریای خزر را به دریاچه اورمیه منتقل بکنند . بر فرض که انتقال آب بین حوزه ای امکان پذیرشد این عمل جنبه مسکن خواهد داشت و نظیر وام گرفتن ازهمسایه است باید فکر اساسی کرد . دراطراف دریاچه سی هزار چاه عمیق و نیمه عمیق حفر شده که هشت هزارحلقه ازاین چاه ها غیرمجاز می باشد . تمام سفره های آبهای زیر زمینی تخلیه شده وآب باقی مانده دریاچه به این چاه ها سرازیر می شود و چاه هارا شورمی کند .

برای نجات دریاچه که درحالت احتضاراست قبل ازهرچیز یک مرکز مدیریت و یک کنفرانس بین المللی باید تشکیل شود تا کارشناسان ورزیده از تمام کشورهای جهان راه حل های عملی ارائه بدهند و دولت ایران را به اجرای طرح های پیشنهادی موظف سازند اما با انزوای بین المللی جمهوری اسلامی و بحران اتمی که بوجود آورده است درحال حاضر امکان بهره گیری ازکمک ها وتجربیات جهانی فراهم نیست و بنظرمی رسد تا زمانی که مسئولین برای دعوت از متخصصین بین المللی مشکل امنیتی دارند امید چندانی برای نجات دریاچه وجود ندارد.بهمین جهت چندی است با تکرار مکرراین موضوع که دریاچه ها درتمام دنیا خشک می شوند می خواهند زمینه پذیرش مرگ دریاچه را در ذهن مردم فراهم کنند.

نگاه امنیتی به مساله دریاچه اورمیه

کلیه کسانی که در دفاع از دریاچه اورمیه دستگیر و زندانی شده اند باتهام اقدام علیه امنیت و تلاش برای تجزیه کشور و برهم زدن وحدت ملی محکوم شده اند .درتمام دنیا دولتها فعالین محیط زیست را تشویق می کنند و درایران هرکس ازمحیط زیست دفاع می کند بزندان می اندازند . بازجو ها ومسئولین وزارت اطلاعات می گویند که فعالین آذربایجانی دریاچه اورمیه را بهانه کرده اند و تحت عنوان دفاع از دریاچه اورمیه فعالیت های تجزیه طلبانه انجام می دهند.
دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی ازچندی پیش شیوه اطلاعاتی جدیدی را نیز توسعه داده اند باین ترتیب که عده ای را مسئول کرده اند مقاله بنویسند و طومار جمع بکنند وفعالین آذربایجانی خارج کشور را که جمهوری اسلامی نمی تواند آنان رادستگیر وزندانی کند دردنیای مجازی ودرسایتهای اینترنتی هدف حمله قرار بدهند وهمان اتهاماتی را که بازجوها به زندانیان نسبت میدهندمقاله نویس های ناشناس به فعالین آذربایجانی منتسب سازند.چهره افشاء شده مامورین جمهوری اسلامی باعث می شود اینان نتوانند بنام پاسداروبسیجی مقاله بنویسند بلکه مقاله ها ازموضع اوپوزیسیون با نگاه انترناسیونالیستی علیه ناسیونالیسم و یا بعنوان دفاع از تمامیت ارضی علیه تجزیه طلبان سرهم بندی می شود .

انعکاس جهانی فاجعه

فاجعه خشک شدن دریاچه اورمیه تا اندازه ای درمحافل رسمی بین المللی شناخته شده است اما افکار عمومی بین المللی نسبت به موضوع حساس نشده است . اکنون بدلایل قابل فهم افکار بین المللی در مورد ایران روی سه موضوع خاص متمرکز شده است که عبارتند از:
اول انرژی هسته ای و نگرانی جامعه جهانی از دسترسی ایران به بمب اتمی .
دوم مساله نفت و بحران آن که باعث بالارفتن قیمت نفت در جهان می شود .
سوم ماجراجوئی های نظامی جمهوری اسلامی و تهدیداتی که برای بستن تنگه هرمز عنوان می کند .

در کنار این موضاعات ، مسائلی نظیر نقض حقوق بشروحمایت جمهوری اسلامی از تروریسم بین المللی نیز تا اندازه ای مطرح می شوند اما مساله دریاچه اورمیه که یک فاجعه اکولوژیکی است و اهمیت آن بهیچوجه ازمسائل مطرح شده دربالا کمتر نیست هنوزبه مساله کشورهای منطقه وافکارعمومی بین المللی تبدیل نشده است . این بی خبری و بی تفاوتی علل متعددی دارد ویکی ازآن علل نگاه امنیتی رهبران احزاب وشخصیت های اوپوزیسیون سراسری جمهوری اسلامی به مساله آذربایجان است . اینان که به رادیو و تلویزیونهاو مطبوعات بین المللی دسترسی دارند ومورد خطاب ومشورت قدرتهای بزرگ می باشند وقتی به مساله آذربایجان می رسند مواضع مشابه جمهوری اسلامی و گاها افراطی ترازآن اتخاذ می کنند و بهیچ وجه حاضر نیستند ستم ملی درآذربایجان وبحران خشک شدن دریاچه اورمیه را رسانه ای بکنند و درباره این مسائل اظهار نظرنمایند زیرابه اغلب آنان تلقین شده است که موضوع سیاسی است وطرح این مسائل نیروهای تجزیه طلب را تقویت می کند و تمامیت ارضی ایران را بخطر می اندازد . مواضع این افراد فاصله آذربایجانی هارا از غیر آذربایجانی ها هر روز بیشتر وبیشتر می کندو با مواضع این افراد که ادعا می کنند خواهان دموکراسی ، رفاه وآزادی برای عموم هستند مغایرت دارد.



ماشااله رزمی 7 ژوئن 2012 – پاریس