دریاچه اورمی

Dr Hamsullah Suleymani

متن سخنرانی دکتر حمدالله سلیمانی دربیست وچهارمین نشست حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو پیرامون خشک شدن دریاچه اورمیه( سازمان غیر دولتی سودویند 9.9.2013) 

خانم ها و آقایان                        

من قبل از همه لازم میدانماز طرف خودم و از طرف همه آزربایجانیها واز طرف همه , زیرا محیط زیست ودیعه ای است که به همه تعلق دارد, کمال قدر دانی را بکنم که به من این فرصت را فراهم کرده اید تا اینجا از پشت میکروفون عالی ترین مجمع بین المللی فاجعه ای را که با خشکاندن دریاچه اورمی در سرزمین من , در زادگاه من در جریان است, به گوش جهانیان برسانم.

      

                                                                                                

دریاجه اورمیه در شمال غربی ایران و بین دو استان آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی قرار دارد، زمانی یکی از زیباترین وبزرگترین دریاچه های شور و از نظر محیط زیستی وبیوسفری یکی از منحصر به فرد ترین دریاچه های جهان بود دارد به کویرنمک تبدیل میشود . خشک شدن دریاجه اورمیه اتفاقی ساده و جبران پذیری نیست و نخواهد بود بلکه سرنوشت طبیعت منطقه وسیعی توام با انسان ها ی ساکن در آن وتمامی حیوانات, گیاهان, وتمامی شرایط اقلیمی اش با آن گره خورده است.

 

مطرح کردن فاجعه دریاچه اورمی در این مجمع عالی جهانی بیشتر از این جنبه است که دولت جمهوری اسلامی ایران تا حال به هیچیک ازهشدارها و نتایج پروژه های مطالعاتی نهاد های علمی بومی وقعی ننهاده و تمامی تجربیات جهانی در زمینه سدسازی بر روی آبهای جاری را که حتی در مساعدترین محیطهای اقلیمی، نتایج زیانبار اکولوژیک   به همراه داشته است، را به هیچ شمرده است.                                                                                    

دریاچه اورمی به دلیل داشتن ارزش‌های اکولوژیک منحصر به فرد، در سال 1967 براساس مصوبه شماره یک شورای عالی حفاظت محیط زیست کشور، به عنوان منطقه حفاظت شده و طبق مصوبه شماره 63 شورای عالی در سال 1975 در کنفرانس رامسربه پارک ملی ارتقا ء یافته ودرسال 1976 به عنوان ذخیره بیوسفردر یونسکو به ثبت رسیده است.

  

دولت جمهوری اسلامی ایران با احداث سدهای متعدد( طبق گفته آقای کاظم فرهمند، نایب رئیس دوم کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی 29 سد در مسیر آب‌های روان به دریاچه اورمیه در استان آذربایجان غربی و 110 سد مسیر رود های آزربایجان شرقی و دادن مجوز به حفر هزاران چاه عمیق غیر کارشناسانه, که البته باید حفر هزاران چاه عمیق های بدون مجوز را هم   به آن علاوه کرد, نه تنها تغذ یه آبی دریاچه اورمیه را به صفر رسانده است بلکه از زیرزمین هم هرچه آب دارد به بیرون کشیده میشود.

 

طبق آخرین گزارشهای دولتی و سایرمنابع رسمی تا تیر ماه سال 1392، 75 در صد آب در یاچه اورمیه خشک شده است وبقیه نیز روز شماری میکند و اگراقدامات فوری انجام نگیرد , دردو یا سه سال آینده به کلی خشک خواهدشد.

 

دررسوبات ته نشین شده دریاجه اورمیه شامل لجن و یا سایر رسوبات در وسعتی حدود 6000 کیلومتر مربع وبا ضخامتی بطور متوسط 1 متر, حدود 8-10 میلیار تن نمک و املاح وفلزات سنگین دیگر انباشته شده و بطور یقین میشود پیش بینی کرد که این همه نمک با وزش باد ها از جا کنده شده و به یک طوفان نمک ویا به عبارت دیگر به یک سونامی فا جعه آفرین نمکی با مواد سمی اش درسطح گسترده ای در منطقه تبدیل خواهند شد. توفان های نمکی اکنون هم در منطقه شروع شده است .دامنه این فاجعه ممکن است تا تهران هم برسد.

 

انتقال ذرات نمک به شهر و اراضی اطراف، پایین رفتن سطح آبهای زیر زمینی در منطقه، کوچ مردم روستا ها و شهرهای مجاور دریاچه ارومیه به سایر مناطق، بروز بیماریهای ریوی برای اهالی منطقه، خروج حیات وحش دریاجه به خارج از دریاجه و مرگ و میر حیات وحش در جزایر به دلیل کاهش آب و علوفه از عمده ترین چالشهای خشک شدن دریاجه ارومیه است.  

   منطقه دریاچه اورمیه یا نگین آبی زمانی حاصلخیزترین و پر باغات ترین و خوش اقلیم ترین منطقه ایران یود. اکنون باغها در حال خشک شدن هستند, آبهای چاه ها بطور فزایند دارند شور و غیر قابل استفاده برای مصرف انسانها و کشاورزی میشوند, اقلیم آزرباحان غربی وحتی آزربایجان شرقی دارد به براهوتی تبدیل میشود, روستاها بطور فزاینده خالی از سکنه میشوند.تا حال 50 روستا خالی از سکنه شده است, پرنده ها یا ازبین رفته ان و یا مهاجرت کرده اند, دیگر آرتمیائی که در دنیا با نام آرتمیا اورمیا نامعروف بود و سایر آبزیها در حال نابودی کامل هستند .  

                                                                                  

حالا ممکن است فلامنگو ها و سایر پرندگان مهاجر و بومی دریاجه اورمی بتوانند به تالاب های دیگر دور ونزدیک مثلا دریاچه وان ترکیه که در فاصله   200 کیلومتر قرار دارد و در آنجا هیچ آثاری از پس رفت آب وجود ندارد, کوچ بکنند که کرده اند , آرتیما هاو سایر آبزیها و فاجعه بار تر از همه, 6 تا 10 میلیون انسان اطراف آن به کجا کوچ خواهند کرد؟

                                              

جمهوری اسلامی ایران تا به حال عمدی بودن همه کارهایش را که منجر به این فاجعه طبیعت ومحیط زیست در آزربایجان شده است انکار میکند وعلت را به گردن تغییرات اقلیمی مثلا کمی باران یا به گردن خدا (بنا به گفته آقای احمدی نژاد رئیس جمهور قبلی) و یا بی کفایتی دست اندر کاران ومدیران بومی و غیر بومی می اندازد. این جا باید از جمهوری اسلامی سئوال کرد: آیا پس رفت آب دریاچه ای به این بزرگی و تبدیل آن به نمک زار خود موجب تغییرات اقلیمی , یعنی بالا رفتن حد متوسط گرمای هوا و افت میزان بارندگی در منطقه نشده است؟   چرا 150 تا 200 کیلومتر دور تر از آن همچون تغییرات اقلیمی اتفاق نیفتاده است؟ چرا دریاچه های همجوار در ترکیه و ارمنستان خشک نمیشوند؟ آیا برنامه ریزان, مدیران و کارشناسانان اینقدر بی اطلاع بودند که نمی دانستند که قطع جریان آب همه رودخانه هائی که به دریاچه اورمیه میریزند وحفر هزاران چاه عمیق دراطراف آن, درکوتاه مدت آنرا خشک خواهد کرد؟   چرا در عرض این سالها برای جلوگیری این فاجعه حتی کوچکترین اقدامی نکرده اند؟ تمام وعده و وعید هایشان تو خالی و ترتیب دادن کنفرانسهابرای فریب دادن مردم بوده است.

            

جمهوری اسلامی ایران تا حال تمامی اعتراضات صلح آمیزآزربایجانی هارا برای جلوگیری از خشک شدن دریاچه اورمیه باقهر وخشونت سرکوب کرده است و صدها تن از اعتراض کنندگان را دستگیر و زندانی کرده و تحت شکنجه قرار داده است.

 

هنوزه هم خیلی دیر نیست, بجای اینکه آب این دریاچه را در پشت سدها نگه داشته و ماهی پرورش دهند, بگذارند رود خانه ها دوباره به این دریاچه بریزند وگرنه مردم تخریب محیط زیست را اجازه نخواهند داد .

 

اجازه می خواهم عرایضم را با این دو جمله تمام کنم:    

                                         .                                                                              

مرگ و نابودی در اطرافش پرسه‌ می‌زند، غربت تلخی بر سکوتش جامانده و ترک‌های نقش ‌بسته، جراحتش را عمیق‌تر کرده است. آواز پرندگان، رقص فلامینگوها و جست‌و‌خیز حیوانات حکم سراب را برایش دارد. اکنون سیراب شدن از آب، به رؤیای شبانه‌ شیرینی مبدل شده که به رنگ امید درآمده است.            

 

این‌روزها اورمیه به نمک نشسته، بوی نامطبوع، مرگ مرغان دریایی و پرندگان را فراری داده است، شوره‌زار سفید رنگ تن‌پوش اورمیه شده و او را برای رفتن به آغوش مرگ آماده می‌کند

 

 

 

متشکرم از اینکه عرایضم را گوش کردید