حقوق بشر

Shimi

در ادامه سريال شش ساله مرگ در ميدان سوريه، جنايتي هولناك جديدي  در "خان شیخون" از استان ادليب سوريه از سوي  "رژيم ضد امپرياليست" حكم بر سوريه، عليه مردم مظلوم سوريه و در اصل كل بشريت انجام شد و ما بار ديگر شاهد شديم كه چگونه قومي جرار از كمونيستهاي وطني با سكوت و با بيان حرفهاي شرم­ آور، از اين جنايت دفاع كردند. وقتي هم كه پروسه 6 ساله كشتار بدون مجازات مردم سوريه توسط رژيمهاي سوريه، روسيه، ايران و حزب الله لبنان با هجوم موشكي ارتش ايالات متحده آمريكا براي يكبار هم كه شده، مورد اخلال واقع شد، سكوتهاي ننگ آور اين جماعت شكسته شد و همانهايي كه به هيچيك از قطعنامه ها و گزارشات امنستي اينترناشنال، ديدبان حقوق بشر HRW و سازمان ملل در محكوم كردن جنايات ضدامپرياليستي و "ظفرمندانه" رژيم اسد و حاميانش در حد انعكاس سطري از آنها در مدياي خود، وقعي ننهاده اند، ياد سازمان ملل افتادند!

موضوع اين نوشته كوتاه، ديدن خطوط اصلي تصوير جهان در نگاه كمونيستهاي ايراني امروزي است.

امروز ما با نسلي از كمونيستهاي نوع جديد سر و كار داريم كه موافق هر جنايتي هستند به شرطي يك يا چند مورد از شروط سه گانه زير را حائز باشد:



1. روسيه، ايران، سوريه و يا هر رژيم ضدامپرياليست ديگر، در رديف جانيان باشند. براي "ضد امپرياليست" بودن، كافي است كه زماني در دوران جنگ سرد، يك رژيم ضد غربي بوده باشد.

2. ايالات متحده آمريكا (امپرياليستي براي همه فصول)، با ارتكاب اين جنايت مخالف باشد.

3. هر جنايتي كه عليه جمهوري تركيه باشد. (در اين مورد خاص يعني تركيه، اگر ايالات متحده آمريكا و ديگر كشورهاي غربي موافق اين جنايت باشد، ايرادي ندارد! توجه كنيد كه در بقي موارد، مخالفت آمريكا با يك جنايت شرط لازم است).

با اين ترتيب، جنايات ارتش صربستان به رهبري بدنام ترين جنايتكاران عليه بشريت مثل سلوبودان ميلوسوويچ و رادووان كاراجيج عليه ملتهاي غيرصرب بالكان، جنايات صدام حسين، معمر قذافي، حافظ اسد و بشار اسد در كنار جنايات دهها مليوني رژيمهاي ريز و درشت كمونيستي در دوران جنگ سرد به همراه عمليات تروريستي "حزب كارگران كردستان" و مشتقات و ملحقات رسمي و غيررسمي آن در خاورميانه و از جمله برهم زدن پروژه صلح از سوي اين اختاپوس ترور در تركيه، دفاع ميكنند.

كمونيستهاي مورد نظر از كارهايي دفاع ميكنند كه در گزارشات متعددي از سوي سازمانهايي چون امنستي اينترناشنال، ديدبان حقوق بشر HRW، سازمان ملل و كشورها و ارگانهاي بيطرف، بنامهايي چون پاكسازيهاي اتنيكي، جنايات جنگي و جنايت عليه بشريت طبقه بندي شده اند.

سوآل اين است: آيا اين جماعت از ابتدا چنين افكاري داشتند يا در نتيجه گذار ايام هم از دوران جواني خود فاصله گرفته ­اند و هم از آرمانخواهي جوانانه و در كنار قاسم سليماني تبديل شده اند به نيروي توجيه كننده جنايات مدافعان حرم؟

شيطان و عمله ­اش

آيا ميتوان تصور كرد كه كمونيستهاي ايراني حتي آنجا كه جناحهايي از حاكميت رژيم جمهوري اسلامي در دفاع از بساط كشتار بي پايان مردم سوريه دچار ترديد ميشوند، با قاطعيت از كشتار انسانها دفاع كنند؟ به بيان ديگر، آيا ممكن است كه عمله شيطان از خود شيطان، بيرحمتر باشد؟ تجربه نشان مي­دهد كه چنين چيزي ممكن است. چه بسا كمونيستهاي سرتاسر جهان كه وقتي خروشچف در كنگره بيستم حزب كمونيست شوروي (14 تا 24فوريه 1956)  از جنايات رژيم كمونيستي شوروي پرده برداشت، بجاي تشكر از وي و تجديد نظر در باورهاي متعصبانه خود، به محكوم كردن او بعنوان "رويزيونيست" پرداختند!

یک تحلیلگر داخل کشور و نویسنده ثابت رسانه صادق خرازی سفیر سابق ایران در سازمان ملل و علی لاریجانی، يعني آقاي محمدعلی دستمالی کارشناس مسائل منطقه طی مقاله ای در «خبرآنلاین»، نزدیک به رئیس مجلس ایران در رابطه با حمله شیمیایی به خان شیخون سوریه نوشت:


چرا بشار اسد مرتکب چنین خطای استراتژیک و گرانی شد؟ ...آیا پیش از این حمله، هیچ گونه تخمین و برآوردی از تبعات، تعداد قربانیان و بازتاب منطقه ای و بین المللی آن وجود نداشت؟ آیا جریان خاصی در دمشق به دنبال آن بود که دینامیت زیر میز مذاکرات بگذارد؟ این سوال ها، بی پاسخ می مانند چرا که اساسا ماهیت نظام بعث و شرایط خاص حاکم بر فضای سیاسی و امنیتی سوریه، پیچیده تر از آن است که مشخص کند کدام زید مسئول کدام بخش از ماجرا بوده و در چه مقطعی، با چه انگیزه ای، خطا روی داده است.

این اقدام جنایت آمیز، بحران سوریه را پیچیده تر کرد و ..، برای متحدین سوریه نیز هزینه های تازه ای ایجاد کرد. شاید به همین خاطر بود که روسیه، در کوتاه ترین زمان ممکن، به شکل روشن و صریح، اطلاعات هوایی مرتبط یا این حمله را رو کرد تا نشان دهد که این اقدام، کار خود دمشق بوده است و ربطی به خواست و اراده ی مسکو ندارد.(لينك منبع در سايت خبر اونلاين، تأكيد از من. ع.ا.)

آقاي محمد علي دستمالي در اين اظهار نظر تنها نيست و هرازگاهي فرد با انصافي از ميان دولتيان رژيم جمهوري اسلامي ميزان هر دم فزاينده خونهاي ريخته شده اهل سوريه را براي بلند كردن صداي خود و گفتن "بس است" كافي مي­ يابد. اخيرا گويا وجدان مقتدي الصدر رهبر شيعه عراق هم ميزان 600 هزار نفري قربانيان سوري را براي طرح يك خواست انساني از بشار اسد، مكفي دانسته است. خبر اين است:

"مقتدا صدر با انتشار بیانیه‌ای از بشار اسد درخواست کرد تا از قدرت کناره‌گیری کند ...صدر در این بیانیه «انصاف این است که بشار اسد خود کناره‌گیری و عشق به قدرت را فدای (ملت) سوریه کند تا این کشور تبدیل به ویرانه نشود" (لينك خبر در سايت قطره)


وقتي نخبگان حكومتي چنين مي­نويسند و حتي دل مقتد الصدر رهبر شيعيه عراقي به حال طفلان معصوم سوري مي­سوزد، كمونيستهاي ايراني چه مي­گويند و مهمتر از همه "چه نمي­­گويند"؟"

چند نمونه از آنچه كمونيستهاي ايراني مي­گويند:

سيامك سلطاني در سايت سازمان اكثريت بخش مهم "سخن روز":

" تکرار دوباره دروغ!.... کلیه سلاح‌های شیمیایی رژیم سوریه 3 سال پیش توسط تیمی از کارشناسان بین‌المللی از جمله آمریکایی نیز از سوریه خارج گردیده و نابود شدند.... بنظر می رسد که این حمله موشکی، پیش و بیش از آن‌که قصد تنبیه رژیم اسد را داشته باشد، تکرار سیاست‌های دوران بوش (پسر) است مبنی بر ایفای نقش ژاندارم جهانی،..." (لينك منبع، سايت كار اونلاين 7 آپريل 2017)

سازمان راه كارگر  بعنوان يك جريان سياسي ارتدوكس كمونيستي: (جناح هيئت اجرايي) به نقل از سايتي بنام "گزارشگران" آورده است:


"تئوریزه کردن لزوم توسل به سلاح و حمله نظامی و دخالت مستقیم از سوی امپریالیست ها تا کنون  تنها بر دروغ و صحنه سازی استوار بوده است. سناریو های  دروغین و بهانه های هجوم نظامی به کشورها ..." اين مطلب در پايان در باره تنبيه (تنها يك بار در عرض 6 سال جنايت) رژيم اسد مي­گويد: "از زاویه دفاع از صلح و مردم سوریه, محکوم است." يعني اگر آمريكا پايگاه نظامي سوري را بمباران نمي­كرد، مردم سوريه صاحب صلح ميشدند يا حداقل به صلح نزديكتر بودند! (لينك منبع سايت سازمان راه كارگر)

پيروان اين سازمانها و همفكران آنها در شبكه هاي اجتماعي، مطالب فوق را با صراحت بيشتري بيان ميكنند.


بعنوان مثال، رضا كريمي (از اعضاي فعال سازمان اكثريت به نقل از
Muhammad Sahimi فعال چپ و ضد امپرياليست:


"کدام عقل سلیم قبول می‌کند که دولت سوریه در چنین روزی دست به حمله بزند؟ .. چرا درست در زمانیکه ارتش سوریه در جایگاه نیرومندی است، تروریست‌ها هر روز شکست تازه‌ای میخورند، آمریکا، اروپا، و ترکیه موضع خودرا نسبت به دولت بشار اسد تعدیل کرده اند، و حتی سخنگوی وزارت خارجه آمریکا چند روز پیش گفت که "واقعیت در سوریه را باید پذیرفت،" چه سودی برای دولت بشار اسد وجود دارد که دست به چنین جنایتی بزند؟" (تأكيد از من)

مجاهد نستوه ضد امپرياليستي بنام آقاي Ali Beik مقيم تهران، كشتار 600 هزار سوري بيگناه را براي جلوگيري از چاپيده شدن نفت سوريه ضروري مي­داند:

"شما حرف مفت میزنید ..وقتی آمریگا ترکیه سعودی داعش را مسلح میکنند .. ایران چرا ساگت بنشیند .. شماها نفت سوریه را بچاپید" (لينك پست مربوطه در فيسبوك، اشتباهات املايي مربوط به اصل متن است)

آنچه كمونيستهاي ايراني نمي­گويند

رسوايي آورتر از جملات نقل قول شده فوق، سكوت اكثريت مطلق كمونيستهاي ايراني در مورد جنايات رژيم اسد و از جمله بمباران شيمايي انسانهاي بيگناه اين كشور است. همزمان بسياري از آنها در مورد روسري، حجاب، انتخابات و هر مسئله ريز و درشت كشور همسايه تركيه نظر داده و مطلب منتشر كرده اند.

نتيجه چند نمونه از سر زدن به صفحات اينترنتي اين بزرگواران كه خالي از هر مطلبي در مورد اين بمباران وحشتناك است. توجه كنيد كه سابقه و وسعت دفاع كمونيستها از جنايات رژيم اسد و ديگر رژيمهاي آدمخوار منطقه، بايستي براي اين كمونيستهاي خاموش، اين نگراني را ايجاد كرده باشد كه سكوتشان سرشار از گفته هايي است موجب سرافكندگي آنان تلقي شود.

محمد رضا شالگوني (رهبر سازمان راه كارگر، كمونيست ارتدوكس) چيزي در باره اين بمباران ننوشته اما مطالبي در باره "كباب قنارى (فلسطينيها..) با آتش سوسن و ياسمن" دارد.

بهزاد كريمي (از رهبران سازمان اكثريت، كمونيست رفورميزه شده): از "فَرزانه گان ..شِیدا دِلان... دِلبَسته گان" نوشته است و سكوت در مورد جنايات بشار اسد.

حزب كمونيست كارگري از "قطعنامه تجربه کردستان عراق و ..." مينويسد و سكوت در باره ...

سايت آذربايجان اونلاين (سايت كمونيستهاي آذربايجاني در موضوع مهم "بهار" نوشته است: "فرا رسیدن بهار سبز و آغاز ....سایت آذربایجان"

واهاب انصاري (از اعضا و مسئولين سازمان اكثريت) در مورد شركت خود در جشن نوروز نوشته است:
"
در تاريخ.. به مناسبت نوروز جشني برگزار شد. من هم بعنوان عضوي از جمع تركمنهاي شهر كلن،.."

حزب توده ايران (در سايت رسمي اين حزب) به انتخابات پرداخته است: "سناریوهای گوناگون رژیم ولایت فقیه برای مهندسی انتخابات ریاست جمهوری"

سازمان راه كارگر (جناح موسوم به "كميته مركزي"): فردي به اسم مجید دارابیگی در اين سايت به موضوع مورد علاقه كمونيستهاي ايران يعني تركيه پرداخته است "برهوت اسلامی در ترکیه، با همه پرسی غیر دموکراتیک... "

اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر):  خبر از وحشتي داده است كه اصولا از سال 1848 يعني نشر "مانيفست حزب كمونيست" تا امروز تازه و هر روزه است: "حاکمان از ارتش کارگران به وحشت افتاده اند!" معلوم نيست كه اساسا روزي از اين 169 سال، حاكمان و سرمايه داران از وحشت فوق فراغت يافته باشند.

سازمان كردستان حزب كمونيست ايران: در گرامیداشت قربانيان حمله شيميايي ارتش عراق به حلبچه نوشته اما...

بقاء بر ميت؟

بايد توجه كرد كه كمونيستهاي امروزي بسياري با شرمگيني خاصي، از تعلق خود به اين ايدئولوژي جنايت خودداري كرده و القاب باب روزتري را ترجيح مي­دهند. "بقاء بر ميت" نام رفتاري از مقلدين علماي شيعه است كه بعداز رحلت امام و مجتهد قبلي، هنوز امام جديدي براي تقليد خود نيافته­اند و با ادامه تقليد از فتاوي امام از دنيا رفته، زندگي روزمره و امور ديني-مذهبي خود را اداره مي­كنند. با اين تعريف، آيا كمونيستهاي ايراني، همان "بقابرميت"يهايي هستند كه با ماندن در چهارچوب ايدئولوژي دوران جنگ سردي خود، دوران سالخوردگي خود را سپري مي­كنند؟

جواب دقيق اين سوآل نيازمند تحقيقات ميداني است و در نبود چنين تحقيقاتي كه بتوان بر اساس آنها نتايج قطعي گرفت، ميتوان با عزيمت از شواهد موجود، حداقل به توصيف منظره اسف بار تبديل شدن پيروان تقي اراني، حميد اشرف و بيژن جزني به سالكان راه قاسم سليماني پرداخت. آيا كسي روزي ميتوانست تصور كند كه كمونيستهاي آرمانخواهي مثل تقي اراني و حميد  اشرف از سپهبد امير احمدي (معروف به قصاب لرستان)، سپهبد بهرام آريانا و ارتشبد غلامعلي اويسي دفاع كنند،حتي اگر اين رفتار، بنام مبارزه ضدامپريالسيتي باشد؟  

دگرديسي؟
حداقل در مورد تعدادي از بقاياي جريانات پرتعداد كمونيستهاي ايران، ميتوان ديد كه چيزي از ايدآليسم و آرمانخواهي دوران جواني برايشان نمانده است. همراهي با جنايت عليه بشريت از طريق پيشه كردن سكوت و توجيه  كشتارهاي مهيب بيش از نيم مليون انسان سوري از سوي مربع سوريه-روسيه-ايران و حزب الله لبنان و همدلي با قاسم سليماني، سنخيتي با مبارزه عليه حق كشي، استبداد و سانسور ندارد.

بنظر ميرسد كه با فروپاشي رژيمهاي كمونيستي دنيا و فروپاشي جريانات كمونيستي جهان سومي، كساني از كمونيستهاي آرمانخواه سابق در صفوف اين سازمانها و اعتقاد به ايدئولوژي ضد امپريالسيتي سابق باقي مانده اند كه از كمترين استعداد براي ديدن فجايع ايجاد شده از سوي نظامات جبار كمونسيتي در گذشته برخوردار بود و در عين حال بيشترين استعداد براي پذيرش هرگونه جنايت با اهداف مثلا ضد امپرياليستي و توجيهات مسخره­تر از آن را داشته اند. يعني صحبت نه از تغيير موضع آرمانخواهان سابق، بلكه در يك پروسه انتخاب طبيعي، پرتاب شدن روزافزون كمونيستهاي برخوردار از احساس همبستگي انساني و بالارفتن غلظت كساني از صفوف طرفداران اين ايدئولووژي است كه، حداكثر آمادگي تطابق با سرنوشت امروزي كمونيستها در دفاع از جنايات هولناك مربع رژيم جمهوري اسلامي ايران، روسيه، رژيم بشار اسد و حزب الله لبنان را دارند.

لينكهاي 9 مقاله مربوط با اين موضوع در سايت تريبون:

1.ناصر كاخساز: كمونيسم شبيه سوسيال دمكراسي يا مشابه فاشسيم؟

2. علي رضا اردبيلي: اسطوره زدايي از ايدئولوژي و تاريخ "چپ"

3. علي رضا اردبيلي: زوال سياسي و انحطاط آرماني بخشي از کمونيستها و تکليف ما با آرمان و پروژه عدالت

4. مجید محمدی: از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی

5. علي رضا اردبيلي: ظرفيت محدود ايدئولوژيهاي غيردمكراتيك در دفاع از حقوق ملل اسير

6. علي قراجه لو: ترورو جنايت تحت حمايت غرب(!) در تركيه

7. آلكساندر دوگين: مدرنيته يعني شيطان!

8. بررسی اندیشه‌های الکساندر دوگین، فیلسوف سیاسی روس

9. نقل قول از سايت سيروس مددي

در باره نویسنده:

علي رضا اردبيلي

آخرین مطالب علي رضا اردبيلي