قادينلار زنان

Turkmen Gemichi

نظر به قوانین خانواده و وظایف زن و شوهر نسبت به یکدیگر در قوانین اسلام و قوانین مدنی و جزایی در جمهوری اسلامی برخی مهریه و نفقه را به عنوان ما به ازائ حقوقی می دانند که زن به واسطه ازدواج از خود ساقط می کند . تعداد نسبتا بالای کسانی که چنین ادعایی را مطرح می کنند و میزان اصرار آنها بر عادلانه بودن چنین نظام اجتماعی نگارنده را به این واداشت توضیحاتی در مورد فلسفه مهریه و همچنین قالب قانونی آن برای اثبات تبعیض آمیز بودن چنین قوانینی به رشته تحریر درآورد.

سوالی  این است که آیا مهریه واقعا وجه معادل این حقوق است؟

 

 

برای پاسخ به این سوال قبل ازبیان وظایفی که زن نسبت به مرد بعهده دارد و یا بعبارتی قبل از بیان حقوقی که زن به محض ازدواج از خود ساقط می کند بپردازیم باید دید واقعا مهریه در قانون چگونه تعیین و الزام آور می شود.

صرف نظر از دلایل در نظر گرفتن مهریه در اسلام و نیز دلایل تبدیل شدن آن به یک امر پذیرفته شده  از سوی اکثریت قشر های اجتماعی فارغ از اعتقاد خانواده هابه التزام و رعایت احکام اسلامی  باید دید که اساسا مهریه از لحاظ قانونی به چه شکلی و در چه شرایطی بر ازدواج موثر می شود؟

 

در واقع قانون و شرع اسلام، برای مهریه، مقداری معین نکرده است تا هیچ مانعی برای ازدواج ایجاد نشود؛ زیرا اگر میزان اندکی مشخص می شد، ممکن بود افرادی توان پرداخت همان مقدار را هم نداشتند واز ازدواج محروم می شدند.

در اینجا لازم است مروری داشته باشیم بر انواع مهریه از دیدفقه اسلامی.

1.مهرالمسمی: مهری است که به وسیله زوجین در ضمن عقد تعیین می شود .

2.مهرالمثل: اگر در نکاح دائم مهر تعیین نشده باشد، یا مهریه باطل باشد وقبل از تعیین مهر المسمی بین زوجین نزدیکی واقع شود، زن مستحق مهر المثل است. این نوع مهر با توجه به ملاحظه حال زن و صفات او از قبیل سن، بکارت، نجابت،عفت، عقل، ادب، شرف، جمال، کمال واضداد اینها تعیین می شود؛ بلکه هر چه که عرفا وبه طور عادی در بالا بردن مهر ونفقه موثر است، ملاحظه شده وبر این اساس مهریه او تعیین می شود .

3.مهر المتعه: هرگاه درعقد نکاح دائم مهریه تعیین نشده باشد وشوهر قبل از نزدیکی وتعیین مهر المسمی زن خود را طلاق دهد، زن مستحق مهر المتعه خواهد بود .در اینجا مرد با توجه به شئون ودارایی وثروت خود چیزی از آن دارایی ویا مبلغی را به زن پرداخت خواهد کرد، به این نوع مهریه در آیه 236 سوره بقره ،اشاره شده است.

4.مهرالسنه:مهری است که پیامبر (ص) برای حضرت زهرا (س) وهمسران خود تعیین فرموده است که میزان آن پنجاه دینار، معادل پانصد درهم نقره است وبه پول امروز تقریبا پانزده مثقال طلا می شود.

هرگاه بعد از تعیین مهر المسمی وقبل از نزدیکی، مرد بخواهد زن را طلاق دهد، نصف مهر به زن تعلق می گیرد که در آیه 237 سوره بقره به آن اشاره شده است.


با این توصیف از تعریف مهریه و الزام آور بودن آن در می یابیم "مهریه" یک "امکان بالقوه" است که در صورت توافق در میزان یا چگونگی آن "بعد" از جاری شدن عقد نکاح تبدیل به یک "حق" شده و الزام آور می شود.
بعبارت دیگر مهریه به خودی خود با عقد نکاح همبسته نیست بلکه در صورت توافق، بالفعل می شود. اما وظایف که بر عهده زن قرار گرفته ویا حقوقی که زن در هنگام ازدواج از خود ساقط می کند
[1]نه بر اساس توافق طرفین بلکه به صورت پیش فرضی قبول شده در روح ازدواج توسط قانون گذار گنجانده شده.

 

به سهولت می توان دید که قانون گذار از طرف مرد وظایف زن در اطاعت کامل (یعنی واگذاری حق بدن و خق ارداه و تصمیم ) را در نفس ازدواج قرار داده است و مرد را برای تفیض این حقوق آزاد گذارده است تا در صورت تمایل بخشی و یا تمام آن را به زن واگذارد که این خود نشان از روح نابرابری در یک ارتباط دو طرفه است که نهایتا مرد را صاحب حقوقی می داند که می تواند در اختیار گرفته و یا واگذار نماید، اما در مورد زن حق مهریه به صورت پیش فرض در ازدواج گنجانده نشده است و در صورت توافق و تعیین مقدار آن بعد از عقد نکاح الزام آور می شود.

 

با توجه به تعریف مهریه و شرایط الزام آور شدن آن می شود چنین استنتاج نمود که در اسلام  مهریه و نفقه ما با ازای تمکین زن از مرد است، اما آیا فراگیر شدن اجتماعی این موضوع نیز همان دلایل را در خود نهفته دارد؟

بر اساس واقعیت های دنیای امروز اختیار و ارداه یک انسان و حق مالکیت یک انسان بر بدن خود با هیچ توافقی قابل تفیض نیست و به تبع ان هم هر نوع تبادل مالی بر اساس چنین توافقی غیر قابل قبول است مهریه با هر مبلغی تحت هر عنوانی جبران حقوق انسانی یک زن نمی باشد کما اینکه مقدار و نوع ان هم یک امری اختیاری بوده که بعد از توافق و عقد نکاح لازم الاجرا می شود. اما چرا با این وجود جامعه ای که میل دارد خود را به معیار  های مدرن حقوق بشری نزدیک کند باز هم از مهریه به عنوان ابزاری برای حمایت از زن استفاده می کند؟

 

باید گفت که دلیل فراگیری شدن مهریه از بعد اجتماعی ورای دلایلی است که اسلام انرا در نظر گرفته است. شاید بشود گفت مهریه جبران بخشی بسیار کوچکی  از تبعیضهای اجتماعی در یک جامعه با قوانین کاملا مردسالارانه است. قوانینی که نه تنها اختیار اشتغال و تحصیل بلکه اساسا اختیار خروج از منزل را در اختیار شوهر قرار داده است. درچنین شرایطی آیا هیچ تضمینی برای ادامه استقلال مالی وجود دارد تا در صورت موفق نبود پیوند ازدواج زن بتواند به زندگی خود ادامه داده و حداقل توان اقتصادی برای پیمودن باقیمانده زندگی خود در اختیار داشته باشد؟! از سویی این قوانین و عرف های حاکم در اجتماع که یکدیگر را یاری می رسانند زن را از لحظه تولد در یک اجتماع مردسالار در موقعیتی فرو دست قرار می دهد. یک زن از لحظه ای که چشم به جهان می گشاید در شرایطی نابرابر مجبور به رقابت است او از انجام بازیها و تحرک های فیزیکی به دلیل محدودیت (قانونی و عرفی) محروم می شود ، برای حضور در مکانها و اجتماعات در مقایسه با پسر به مراتب در موقعیتی ضعیف تر قرار دارد، این محدودیت ها با ورود به مراحل بالاتر به شکلی جددی تر موقعیت زن را در شرایطی نابرابر قرار می دهد، او از امنیت کافی برای حضور در اماکن اجتماعی برخوردار نیست، این وضعیت در مناطق محروم و دور از مرگز به مراتب حادتر و تبعیض امیزتر است، زنی که فرصتهای طلایی خود را از کودکی تا نوجوانی و جوانی از دست داده است تنها راه بقا و ادامه حیات را در داشتن مهریه تصویر می کند.

 

 

در واقع جامعه موضوع مهریه را برای تامین حداقل نیازهای اولیه یک زن برای ادامه حیات یک انسان که در طول عمر با تبعیضای فراوان مواجه بوده و خواهد بود  پذیرفته است و  این مسئله دیگر ریشه در دلایلی که مهریه به سبب آن در اسلام تعیین شده ندارد! یعنی تعریف اسلام از مهریه و نفقه به عنوان اجرت نزدیکی جنسی در ذهن انسان امروز به هیچ عنوان پذیرفته نیست بلکه این انسان امروز محصور در مرزهای جغرافیای ایران از این ابزار به عنوان تنها وسیله برای کمک به زن و ادامه دوام و بقا او اصرار می ورزد

با وجود تمام واقعیت های نامبرده یکی از عواملی که به شدت در طبل تبلیغات زن ستیزانه می کوبد دستگاه تبلیغاتی و رسانه ای حاکمیت است. به گزارش مشرق شهلا کاظمي پور در گفتگو با مهر می گوید: "مطالعه انجام شده در 12 استان کشور نشان مي دهد متوسط ميزان مهريه در 30 سال گذشته از 150 سکه به 300 سکه افزايش يافت " در چنین شرایطی  دستگاه رسانه ای با دست گذاشتن بر حساسیت هاسعی در بزرگ نمایی دارد تا با به رخ کشیدن مهریه های هزار سکه ای و نامعقول که به صورت نقطه ای [2]رخ میدهد این مسئله را را دستمایه تبلیغات زن ستیزانه قرار می دهد و با ایجاد فضایی قطبی، مقاومت در برابر خواسته های برابر خواهانه زنان را به سمت مردان جامعه سوق دهد. این فضای قطبی شده روز به روز عمیق تر وعمیق تر شده و از رهگذر آن تمامیت خواهی راه خود را برای استقرار هر چه بیشتر باز می کند.

.

 [1]تمکین (پذیرش حق مالکیت مرد بر بدن زن) و عدم خروج از منزل بدن اجازه همسر، حق تحصیل، خق اشتغال و حق طلاق به خودی خود در روح ازدواج حاکم است مگر اینکه مرد رضایت دهد این حقوق رابه زن واگذار کند و یا این اختیار را به همسر خود تفیض نماید

[2] لازم به یادوری است هر پدیده ای انحرافات خود را به دنبال دارد به عنوان مثال تعیین مهریه های بسیار بالا برای دخترانی که گویا منزلت اجتماعی بالاتری دارند از تبعات و انحرافات آشکار در این نظام اجتماعی نیم بند است