تجربه جهانی‌

در سپتامبر و اکتبر سال میلادی جاری (2017) فجایع انسانی رخ داده شده در میانمار (برمه سابق) بر علیه مسلمانان این کشور An Sanدر صدر یکی از اخبار جهان جای گرفته بود. زید رعد الحسین، کمیسرعالی حقوق بشر سازمان ملل در تاریخ 11 سپتامبر 2017 فجایع مسلمانان میانمار را پاکسازی قومی و عملیاتی سازماندهی شده بر علیه مسلمانان روهینگیا دانست. وی در سخنانی در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد گفت: «من از دولت میانمار می‌خواهم به عملیات نظامی بی‌رحمانه فعلی پایان دهد و در پاسخگویی به همه عوامل نقض حقوق بشر که به وقوع پیوسته متعهد باشد تا جلوی روند شدید و گسترده تبعیض قومی علیه قومیت روهینگیا را بگیرد».

آمار دقیقی از جمعیت مسلمانان میانمار، این کشور جنوب شرقی آسیا در دست نیست اما احتمال داده میشود 4 الی 6 درصد از جمعیت تقریبا 52 میلیونی میانمار مسلمان هستند. اکثریت این مسلمانان نیز سنی حنفی مذهب میباشند. اقلیت مسلمان روهینگیایی در راستای سیاستِ یکسان‌سازی در میانمار از سال 1982 از حقوق شهروندی خود محروم شده و به مردمی بی وطن تبدیل شده اند. علیرغم داشتن برخی گروههای مسلح و مقاومتی در میان مسلمانان روهینگیايي، ولی با توجه به جمعیت کم مسلمانان در میانمار و کنترل شدید دولت بر آنان احتمال نفوذ گروههای سلفی در میان آنان کم است اما ناممکن نمی باشد.

 پس دلیل برخورد شدید و حتی نسل کشی مسلمانان میانمار چیست؟ آیا جنگ دینی و یا تمدنی جدیدی در راه است و روهینگیا آزمایشگاه جدید این جنگ جدید است؟ البته ظلم و ستم و محدویت مسلمانان محدود به هفته ها و ماههای اخیر نبوده و ریشه در گذشته دارد. با توجه به فشارهای وارده ازسوی برخی بودایی های افراطی و حتی ارتش میانمار بر مسلمانان میانماری در طی 60 سال اخیر بسیاری از مسلمانان مجبور به مهاجرت به کشورهای همسایه و نزدیک از جمله  بنگلادش، هند، پاکستان، مالزی، تایلند و سنگاپور شده اند.

در واقع جواب دادن به این سوالات و پیدا کردن راه حل برای این تراژدی انسانی کمی زود است. اما اراده جهانی میبایست از گسترش این فاجعه انسانی جلوگیری کند. البته که اگر اراده جهانی در این خصوص وجود داشته باشد!!! بلکه هم منافع قدرتهای بزرگ موثرتر و یا شاید کارآمدتر از اراده جهانی باشد. اراده جهانی که در اختیار فقط چندین کشور میباشد.

اکثر مسلمانان جهان در منطقه خاورمیانه، شمال آفریقا ، شبه قاره هند و مناطق مجاور آنها زندگی می کنند. پس از جنگ جهانی دوم روابط کشورهای مسلمان با جهان غرب (با اکثریت مسیحی) همواره با فراز و نشیب هایی همرا بوده و در حالت کلی افکار عمومی کشورهای مسلمان، کشورهای غربی را مهمترین عامل عقب ماندگی و مشکلات جهان اسلام میدانند. فارغ از درستی یا نادرستی این مسئله آمار وتوی کشورهای غربی در مناقشه فلسطین به نفع اسرائیل، مداخلات غربی ها در جنگ میان کشورهای اسلامی(برای مثال جنگ ایران و عراق و یا جنگ اول و دوم خلیج) ، سکوت در قبال اشغال سرزمینهای اسلامی و یا کشتار مسلمانان (برای مثال اشغال قره باغ و کشتار سربرنیتسا) از جمله مواردی است که افکار عمومی مسلمانان از آن یاد می کنند.

وجود بحران در روابط بین کشورهای اسلامی و جهان مسیحیت این سوال را در ذهن تداعی می کند آیا نسل کشی مسلمانان روهینگیا آراکان جبهه جدیدی در اختلاف بین جهان اسلام و جهان بودیسم به میان خواهد آورد؟ در واقع آیا مسلمانان در میان جهان مسیحیت و جهان بودیسم قرار خواهند گرفت؟ آیا نظریه برخورد تمدنهای ساموئل هانتیگتون رنگ واقعیت به خود خواهد گرفت؟ دلیل سکوت معنادار اکثر کشورهای مسلمان جهان به جز ترکیه چیست؟ البته که گذشت زمان و رفتار کشورهای جهان و سازمانهای بین المللی پاسخ این سوالات را خواهد داد اما آنچه که مشخص است نسل کشی مسلمانان میانمار آنهم به فجیعترین شکل ممکن و چشم پوشی اکثر کشورهای جهان از این تراژدی انسانی چیزی نیست که بتوان به آسانی از آن گذشت. همچنین با تلاشهای ترکیه مسئله مسلمانان آراکان در مجامع بین المللی مطرح گردید و حتی در آخرین اجلاس کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی در قزاقستان (2017) بیانیه پیشنهادی ترکیه بدون تغییر تصویب گردید.

نکته دیگری که در خصوص بحران مسلمانان میانمار قابل توجه است اهمیت جغرافیایی و استراتژیکی کشور میانمار است. این کشور جنوب شرقی آسیا در همسایگی دو کشور بزرگ جهان یعنی چین و هندوستان قرار دارد. این دو کشور علاوه بر آنکه تقریبا 40% جمعیت جهان را تشکیل داده اند به لحاظ اقتصادی هم رشد قابل ملاحظه ای داشته اند. این دو کشور در مجموع با 13 تریلیون دلار بعد از آمریکا بزرگترین اقتصادهای جهان را تشکیل میدهند. چین در رتبه دوم جهان و هندوستان در رتبه نهم جهان قرار دارد. علاوه بر آنکه هر دو کشور عضو سازمان تجارت جهانی هستند، هر دو از کشورهای موسس و اصلی سازمان همکاری شانگهای نیز میباشند. گسترش نفوذ اقتصادی، سیاسی و حتی نظامی هر دو کشور بویژه چین میتواند موجبات نگرانی کشورهای رقیب را فراهم سازد. لذا جهت حضور کشورهای بزرگ نظیر آمریکا، وجود بحران سازی در جوار هر دو کشور امری دور از احتمال نمی باشد.  البته هر دو کشور چین و هند با واقف بودن به این امر سعی از اجتناب از هر گونه کشمکش جدی بویژه با ابعاد نظامی دارند. برای مثال دو کشور چین وهند علیرغم داشتن مشکلات مرزی در طی 50 سال اخیر هیچ رویارویی جدی در این خصوص نداسته اند و یا چین تاکنون از هر گونه مداخله نظامی در مورد تایوان دوری کرده است.

البته خود چین را نیز نباید از احتمالات این مسئله دور دانست. چرا که مسئله تامین امنیت انرژی برای این کشور اهمیت حیاتی دارد. چین طی پروژه ای از همین منطقه انرژی مورد احتیاجش را وارد خواهد کرد و از نظر این کشور میبایست مسیر انتقال نفت و گاز امن باشد. مشکلات داخلی میانمار نیز یکی از این تهدیدات میتواند باشد. لذا چین از هیچ اهتمامی جهت تامین امنیت انرژی خود کوتاهی نخواهد کرد. حتی اگر در قالب مشکل داخلی میانمار نمایان شود.

علاوه بر موارد فوق الذکر موارد دیگری را نیز برای این مشکل میتوان شمرد. از جمله آنکه  مشکل مسلمانان روهینگیا آراکان را محدود به داخل میانمار قلمداد نموده و آن را مشکل داخلی میانمار و محدود به حمله گروهی بودایی افراطی به مسلمانان آن کشور به حساب آورد. البته امری که با توجه به شرایط جهانی ضعیفترین احتمال ممکن میتواند باشد.

به هر حال فجایع انسانی صورت گرفته به هر دلیلی که باشد مجامع بین المللی با فشار به کشور میانمار میبایست ضمن جلوگیری از کشتار و اخراج مسلمانان آن کشور، از گسترش احتمالی آن جلوگیری نمایند. علاوه بر بعد انسانی قضیه، امری که ممکن است بهانه ای برای حضور گروههای دینی افراطی همچون داعش و یا قدرتهای فرامنطقه ای جهت حضور در آن منطقه استراتژیک را فراهم سازد.

  

03 آبان1396