منتخب مدیریت

Ardogan Gulenکودتای 15 ژوئیه آغاز دوره ای جدید در سیاست داخلی و خارجی ترکیه است. ترکیه از یک طرف به باز سازی سازمان ها و ارگان های حیاتی نظام که در طول چهل سال مورد هدف عوامل نفوذی گولن قرار گرفته بود، خواهد پرداخت و از طرف دیگر

فراتاب – گروه بین الملل: نوشتار پیش رو توسط مهمت کوچ پژوهشگر ارشد ترکیه ای نوشته شده است بنا به اعتقاد وی نه تنها کودتای 15 ژوئیه توسط گولن برنامه ریزی شده بود بلکه وی پیش از آن نیز دو کودتای نافرجام دیگر علیه دولت قانونی ترکیه انجام داده بود، مشروح این مقاله در ادامه خواهد آمد:

کودتائی که در 15 ژوئیه در ترکیه علیه یک دولت منتخب و رئیس جمهوری منتخبی که بیش از %50 آراء را کسب کرده بود، رخ داد و ناکام ماند توجه بسیاری از کارشناسان مسایل سیاسی و بین المللی، متخصصین نظامی-امنیتی و خبرنگاران را به خود جذب کرده و سوالات بسیاری را نزدشان برانگیخته است. کودتائی که از شب 15 ژوئیه شروع شده بود صبح 16 ژوئیه شکستش قطعی شد. زمان وقوع این کودتا بسیار معنادار بود. زیرا ترکیه تقریبا یک هفته قبل از آن اقداماتی را در عرصه  سیاست خارجی اش انجام داده بود که باز ممکن بود معادلات منقطه ای را دگرگون سازد.

یکی از این اقدامات آغاز عادی سازی روابط با روسیه بود؛ روابط دو کشور پس از سرنگونی جنگنده نظامی روسیه به دلیل عدم رعایت حریم هوائی ترکیه تیره شده بود. همزمان با این اقدام، پروتکل عادی سازی روابط بین اسرائیل و ترکیه نیز به امضاء رسید. روابط ترکیه و اسرائیل نیز در پی ارسال کمکهای بشر دوستانه به غزه با کشتی "ماوی مرمره" به منظور شکست محاصره آن شهر که توسط اسرائیل به اجراء درآمده بود از طرف کماندوهای اسرائیلی در آبهای بین المللی مورد حمله قرار گرفت و چندین نفر از شهروندان ترکیه به شهادت رسیده بودند، تیره شده بود. رویکرد جدید در سیاست خارجی ترکیه نگرانی های را نزد بعضی قدرتهای منطقه ای و جهانی ایجاد کرد. زیرا ترکیه به عنوان یکی از موثرترین قدرتهای منطقه ایی در خاورمیانه هر نوع سیاستی را در قبال تحولات منطقه ای اتخاذ کند ممکن است واکنشهای بعضی قدرتهای منطقه ای و جهانی را همراه داشته باشد. اما قبل از آنکه وارد بحث کودتا شویم لازم است دورنمائی از سیاست خارجی ترکیه در دوران حزب عدالت و توسعه را اجمالا ارئه داهیم تا بهتر روشن شود که چگونه از یک اردوغان اصلاح طلب و متفق غرب، تلاش کردند که یک چهرۀ دیکتاتور و خودکامه ایی را سازند و بدین ترتیب زمینه های فکری-ذهنی کودتا را نزد افکار عمومی جهان آماده سازند.

کارنامه عدالت و توسعه در سیاست خارجی

حزب عدالت و توسعه به رهبری  اردوغان در تاریخ 14 آگوست 2001 پا به عرصه ظور نمود و در اولین انتخابات عمومی در یکم نوامبر 2002 توانست بیشترین آراء را کسب کند و به تنهائی کابینه دولت را نیز تشکیل دهد. از بدو حاکمیت حزب عدالت و توسعه، ترکیه هم در سیاست داخلی و هم در سیاست خارجی رویکرد اصلاح طلبانه ای را به عنوان خط و مشی اساسی در پیش گرفت. ترکیه در داخل با بحرانی بزرگ اقتصادی روبرو بود و در خارج تقریبا با همه همسایه ها به نحوی درگیری های سیاسی و لفظی و غیره داشت. حزب عدالت و توسعه از یک طرف برنامه های اصلاحات اقتصادی را بدون کوچکترین کم و کاستی در داخل به اجراء می گذاشت و از طرف دیگر با اعتقاد به اصل "تنش صفر" با همسایگان تلاش کرد مشکلات خود را با همسایه ها یکی پس از دیگری حل کند. بدینگونه ترکیه توانست روابط خود را با یونان، عراق، سوریه حل کند و حتی سخت ترین قمست این روابط با ارمنستان بود که دو کشور توانستند پروتکل عادی سازی روابط را امضاء کنند. ترکیه که پس از تاسیس نظام جمهوری در سیاست خارجی اش فقط رویکرد غرب محور داشت حالا هم با شرق هم با غرب روابط خود را توسعه و تعمیق می داد. با سوریه روابط به حدی گسترش یافته بود که هر دو کشور جلسات مشترک وزراء را داشتند. روابط با ایران بطور بی سابقه افزایش پیدا کرده و بین ترکیه، سوریه، ایران و عراق داشت اتحادیۀ گمرکی و تجارت آزاد شکل می گرفت که شاید در آینده دامنه این اتحادیه به کشورهای دیگر منطقه هم تسری پیدا می کرد.

اصلاحات بنیادین در سیاست داخلی

اما در داخل با اجرای سیاستها پولی و مالی در چهارچوب نظامی منسجم، ترکیه به سرعت از وضعیت بحرانی خارج شد و برنامه های وسیع اصلاحاتی در عرصه های آموزش و پرورش، اجتماعی و فرهنگی، اداری و مدیریتی کلان کشور، عمرانی و زیربنائی که پس از یک دهه توانست چهره ترکیه را دگرگون کند و مورد تایید و تقدیر مراکز اقتصادی، مالی و پولی بین امللی و سیاسی در سراسر جهان شود. ترکیه توانسته بود تمام بدهی های خود را به سازمان IMF پرداخت نماید و میزان درآمد سالانه هر فردا را از 3500 دلار به بالاتر از 10.000 دلار برساند. صادرات ترکیه را از 36 میلیارد دلار به بیش از 160 میلیارد دلار برساند. درآمد سالانه اش از صنعت توریسم به بیش از 30 میلیارد دلار رسیده بود. در 81 استان ترکیه دانشگاه ها و تقریبا در همه آنها فرودگاه ها  تاسیس شد.

ورود و اذعان به مساله کُرد

حزب عدالت و توسعه به رهبری  اردوغان علاوه بر موارد فوق دست به یک اقدام اساسی دیگری نیز زد و آن "مسئله کُرد" بود که از بدو تاسیس جمهوری تاکنون به عنوان مشکل لاینحل باقی مانده بود. مشکلی که قریب به یک قرن بود که طول کشیده و سی سال آخر آن نیز با درگیری مسلحانه طی شده و در مجموع بیش از پنجاه هزار نفر کشته و میلیاردها دلار خسارت مادی بر جای گذاشته بود.  اردوغان با یک تصمیم قاطعانه دست به حل و فصل این مسئله زد که دست و پا گیر رشد و توسعه ترکیه در داخل و خارج شده بود. ترکیه برای اینکه بتواند سیاست خارجی قوی را دنبال کند ناگزیر به حل این مسئله بود. بنابراین با برقراری آشتی در داخل تمام موانع سر راه پیشرفت را می توانست بردارد. این اقدام اساسی نیز در واقع بعضی قدرتهای جهانی و منطقه ای را که تاکنون استفاده ابزاری از آن داشتند، نگران کرد. طبق توافق طرفین هرگونه درگیری مسلحانه کنار گذاشته شد و مرحله به مرحله روند سلح ادامه داشت.

اردوغان و حزب متبوعش با پیروزی های مستمر در انتخابات عمومی و محلی مهر تایید بر ادامه اصلاحات را از مردم دریافت می کرد. از همان آغاز تمام تلاش خود را برای پیوستن به اتحادیه اورپا به کار گرفته و تمام اصلاحات لازم جهت انطباق پذیری قوانین داخلی با معیارهای اتحادیه اروپا به سرعت در مجلس به تصویب رسانید. بدین ترتیب ترکیه پس از چند دهه توانست به مرحله مذاکرات مستقیم برای عضویت کامل در اتحایه اروپا برسد.

اردوغان با اصلاحاتی که آغاز کرده بود هم در داخل و هم در خارج پشتیبانی های گسترده ای را به دست آورده بود. ولی هنوز نهادهایی مانند ارتش و قوۀ قضائیه به وی و حزبش مشکوک بودند. به نظر این نهادها اردوغان با اینکه از اربکان فاصله گرفته و حزب جدیدی را با هویت محافظه کار دموکرات تاسیس کرده بود، هنوز هم پایند به گرایش اسلام سیاسی بوده و در پی تغییر نظام است. به همین دلیل دادگاه قانون اساسی برای انحلال حزب عدالت و توسعه شکایت نامه ای را که علیه آن شده بود پذیرفت و یک حالت نگران کننده بر کشور حاکم شد. زیرا ترکیه ای که تازه از بحران در آمده و رو به جلو در حال حرکت بود با یک خطر جدی دیگری روبرو شد. اردوغان در هر جای حساسی که نیاز به اصلاحات داشت، دست می زد با مقاومت قوۀ قضائیه روبرو می شد. اردوغان در این موقعیت بود که نیاز به همدستانی در درون نظام داشت و این نیروها جز افراد وابسته به گولن کسانی دیگری نبودند. همکاری که از پیش شروع شده بود به سرعت گسترش و عمق پیدا کرد. اردوغان راه را بطور کامل بر این گروه برای نفوذ هرچه بیشتر به درون نظام باز کرد. با اینکه آنها چند دهه بود که به طرق مختلف اما به صورت کند تر داشتند به پستهای نهادهای کلیدی کشور نفوذ می کردند یک فرصت طلائی به دست آورده بودند. بدون اینکه  اردوغان به نقشه های شوم آنها پی ببرد. زیرا آنها از اول به دنبال تصاحب کل نظام بوده اند.

اما آنچه نقطه عطف به شمار می رود و یک فرصت طلائی در سیاست خارجی ترکیه ی پس حاکمیت حزب عدالت و توسعه ایجاد کرد "بهار عربی" بود که بعدها تبدیل به خطر بزرگی برای ترکیه هم شد. لذا اصلاحاتی که توسط یک حزب محافظه کار دموکرات با سابقه اسلام گرایی سیاسی در ترکیه انجام شده بود بطور کلی نزد کل جهان و در اخص نزد جهان اسلام توجه و علاقه خاصی را نسبت ترکیه ایجاد کرده بود. با شروع "بهار عربی" کشورهایی که یکی پس از دیگری از نظامهای دیکتاتوری رهائی پیدا می کردند نظام سیاسی ترکیه و راه و روش حزب عدالت و توسعه را برای خود الگو و مبنا قرار می دادند. احزابی تحت عنوان حزب عدالت و توسعه در این کشورها ثبت و شروع به فعالیت می کردند. قوی ترین و گسترده ترین سازمان سیاسی-اجتماعی در کشورهای عربی اخوان المسلمین بود که همکاری نزدیکی با حزب عدالت و توسعه را آغاز کرد. ترکیه توانست با ایفای نقش مهم اوضاع مصر را از طریق اخوان المسلمین کنترل نماید. و وقتی تاثیر امواج بهار عربی به سوریه رسید ترکیه تلاش نمود بشار اسد را متقاعد کند تا تجربه لیبی در آن تکرار نشود. در این بین امریکا هرچه سریع تر می خواست حملات هوائی را شروع کند اما ترکیه با تمام تلاش خود سعی کرد دو هفته از امریکا وقت بگیرد تا کار به آنجا نکشد. اما امریکا با بیش از یک هفته موافقت نکرد.

ترکیه تلاش کرد همراه با اخوان المسلمین به منطقه سمت و سوی دهد و به یک بازیگر فرامنطقه ای تبدیل شود. این هدف ترکیه هم قدرت های جهانی و هم قدرت های منطقه ای را بیش از پیش نگران کرد. این اقدامات ترکیه از سوی قدرهای جهانی از جمله امریکا، روسیه و اورپا و قدرتهای منطقه ای ایران، عربستان سعودی و غیره به عنوان "نو عثمانی گری" تلقی شد. قدرتهایی که در سطح جهانی منافع شان در تضاد بود مانند امریکا و روسیه قدرتهای منطقه ای مانند ایران و عربستان سعودی و اسرائیل که سیاستهایشان در تعارض بود بر سر جلوگیری از قدرت یابی ترکیه انگار به یک توافق نانوشته ای دست یافته بودند. ترکیه ای که بیش از هشت دهه از شرق به خصوص خاورمیانه مسلمان روی برگردانده بود حالا می خواست در آن نقش تعیین کننده ای ایفا کند. همین خواست باعث شد که قدرتهای جهانی و منطقه ای یکی پس از دیگری از ترکیه روی برگردانند. از این به بعد بود که موج ضد اردوغان از طرف مطبوعات بین المللی راه افتاد و تمام تلاش بر این بود که افکار عمومی را که زمینه مشروعیت بخش کودتا بود مرحله به مرحله به اجرا گذشته شود. ابزار مورد نیاز برای اجرای کودتا در داخل هم موجود بود: حرکت و وفاداران گولن.

کودتای اول گولن علیه اردوغان

از زمانی که اردوغان اعلام کرد که قصد دارد اصلاحاتی را در زمینه آموزش و پرورش انجام دهد و در چهار چوب این اصلاحات مراکز آمادگی کنکور از صحنه فعالیت حذف خواهند شد، با گولن اولین اختلاف بین شان به وجود آمد. چون جماعت گولن در این زمینه با شبکه گسترده ای که در سراسر ترکیه داشت نیروی انسانی خود را از این طریق تامین می کرد. این اصلاحات به معنای خشک کردن ریشه های یارگیری گولن بود. گولن با ارسال پیام های متعدد سعی کرد اردوغان را از این کار بازدارد. اما  اردوغان کوتاه نیامد و جنگ تمام عیار بین دو گروه اسلامگرای حاکم بر کشور در گرفت. گولن برای سرنگونی اردوغان بیش از حد به عوامل خود در درون نظام اعتماد داشت. آنها در جریان آغاز اولین مذاکرات صلح با کردها و پایان دادن به درگیری های سی ساله، اسناد و فایل های صوتی را بطور غیر قانونی از طریق اینترنت منتشر کردند و پس از آن توسط نیروهای خود در سازمان امنیت (تشکیلات پلیس) و قوه قضائیه سعی کردند هاکان فیدان رئیس سازمان اطلاعات ترکیه (میت) که از طرف اردوغان نخست وزیر وقت  مأمور مذاکره با نمایندگان پ.ک.ک در اسلو شده بود، دستگیر نمایند. و بدین ترتیب با اخذ اعترافنامه از وی مبنی بر انجام این مأموریت با دستور اردوغان، آن را از قدرت ساقط کنند. اردوغان با اصلاح قوانین مربوطه بصورت ویژه ای توانست بحران را موقتا مهار کند در حقیقت این اولین کودتا برای سرنگونی  اردوغان بود که با شکست مواجه شد.

کودتای دوم گولنیست ها

برای سرنگونی اردوغان و حزب عدالت و توسعه در اواخر ماه دسامبر 2013 به بهانه اختلاس و رشوه در پرونده جابجائی پولهای ایران در زمان تحریم که امریکا نیز شدیدا از این اقدام ترکیه ناراحت شده بود، صورت گرفت. گولن باز با استفاده از همان عوامل خود در درون نظام حمله وسیع تری را شروع کرده بود و مطمئن بود که این دفعه نتیجه خواهد گرفت. زیرا پسر چهار وزیر، تعدادی از بازرگانان از جمله رضا ضراب شهروند ترکیه ای- ایرانی تبار که نقش اساسی در انتقال پولها به ایران ایفا کرده بود، رئیس هالک بانک و رئیس شهرداری منطقۀ "فاتح" استانبول را دستگیر کرده بودند. یک هفته بعد خیز دیگری از سوی جماعت صورت گرفت و تلاش شد که تعداد دیگری را که پسر اردوغان هم جزء آنها بود دستگیر کنند. اردوغان با اقدامات و تدابیر لازم توانست این حمله را نیز ناکام بگذارد. ولی تبعات این کودتا نسبت به قبلی گسترده تر بود. دولت اردوغان متهم به اختلاس و رشوه شده بود. دولتی که از اول سنگ بنایش را برای مبارزه با فساد اقتصادی، پارتی بازی در انتصاب ها و مبارزه با فقر گرده بود حالا خود متهم به این جرم ها شده بود.  اردوغان خواستار استعفای چهار وزیر مربوشده شد و آنها در پی این درخواست استعفا دادند. اردوغان به قدرت واقعی جماعت در درون نظام پی برد و این اقدام شان را "خیانت" تلقی کرد و اعلام کرد که مبارزه با این جماعت و حذف کامل آنها از درون نظام به مثابۀ "جنگ استقلال" است.

اما بعضی از یاران نزدیک وی از جمله عبدالله گل رئیس جمهور وقت، بلند آرینچ معاون نخست وزیر و حتی داوود اوغلو وزیر خارجه وقت احساس می کردند که اردوغان دارد نسبت جماعت تندروی می کند. کسانی به یاری اردوغان شتافتند که مستقیم از عملیات "جماعت" متضرر شده و به زندان ها افتاده بودند. اردوغان با اصلاح قوانین مربوطه، بسیاری از زندانیان سیاسی و روزنامه نگارانی که به خاطر پرونده سازی و جعل اسناد توسط نیروهای جماعت دستگیر شده بودند، آزاد گردیدند.

امید "جماعت" به انتخابات محلی (شهرداریها) که در ماه مارس در پیش داشت، بود. زیرا باورش بر این بود که مردم نسبت به اردوغان و حزبش بدبین شده اند و حتما شکست خواهد خورد. جماعت به حمایت از احزاب مخالف حزب حاکم برخاست. حرفهای تند و صریح توسط سران سازمانها و ارگان های وابسته به جماعت علیه اردوغان بر زبان آورده می شد. گویا اطمینان کامل بر شکست آن در انتخابات داشتند. اما نتایج انتخاب چندان خوشایند جماعت نبود. زیرا حزب عدالت و توسعه باز برنده ی انتخابات شده و مردم خواستار حفظ ثبات و استمرار اصلاحات بودند.

زمینه سازی برای کودتای سوم؛ روز بزرگ رویارویی

اردوغان پس از انتخابات با پشتیبانی مردم به مبارزه تمام عیار با "جماعت" پرداخت و سعی کرد تمام نیروهای جماعت را شناسایی و طبق مراحل قانونی از کار برکنار و یا بازنشسته کند. تلاش بی وقفه ای توسط سازمان اطلاعات آغاز شده و تعدادی بسیاری از افراد وابسته به "جماعت" شناسایی شدند. در پی این شناسایی بعضیها از کار اخراج شده و بعضیها برای ادامه وظیفه به نقاط دور دست تعیین شدند. این اقدامات گسترده باعث هرچه بیشتر ناراحتی نیروهای وابسته به "جماعت" شد و آنها برای "روز بزرگ رویارویی" آماده می شدند. از اواخر سال 2013 که کودتای نافرجام دوم تا وقوع کودتای سوم که در 15 ژوئیه 2016 اتفاق افتاد تقریبا دو سال و نیم می گذشت و سازمان اطلاعات در طول این مدت نیروهای کلیدی وابسته به "جماعت" در همه سازمانها و ارگانهای حساس نظام را شناسائی کرده بود. به خصوص آنهایی را که خود اردوغان و حزب عدالت و توسعه در طول 10 سال گذشته در دوران همکاری منصوب کرده بود، آمار دقیقی از آنها در دست بود. اولین تسویه هم قرار بود در "شواری عالی نظامی" که در اوایل آگوست 2016 برگذار گردد، صورت بگیرد.

گولن به جای مبارزه سیاسی از طریق تاسیس حزب برای کسب قدرت، راه دیگری را در پی گرفته و تقریبا 40 سال تلاش کرده بود که به درون نظام نفوذ کند و از این طریق قدرت را قبضه کند. پس از کودتای 15 ژوئیه همه مردم در حالی که دچار شوک بزرگی شده بودند متوجه شدند که او چقدر به هدفش نزدیک شده است. در اصل گولن خود را صاحب اصلی قدرت و اردوغان و حزبش را "دولت موازی" تلقی می کرد. "دولت موازی" اصطلاحی بود که اردوغان برای نیروهای وابسته به گولن که از اختیارات قانونی خود در راستای منافع گروهی استفاده می کردند، به کار برده بود.

جماعت گولن فراتر از یک جماعت دینی-عرفانی عمل می کرد. در واقع عملکرد آن جنبه سازمانی مخفی به خود گرفته بود. اما در حوزه ای که فعالیت می کرد یعنی آموزش و پرورش، توانسته بود هم مردم و هم دولتمردان را فریب دهد و فعالیتهای مخفی خود را از چشم دور نگهدارد. گولن توانسته بود با برانگیختن احساسات دینی و ملی مردم سرمایه و نیروی انسانی مورد نظر برای تاسیس مدارس در سراسر ترکیه و جهان جمع کند. در بسیاری از موارد با استفاده از رفرنس های دیپلماتیک و سیاسی ترکیه در کشورهای مورد نظر فعالیتهای خود را توسعه دهد. شاخه های متعدد اقتصادی و مطبوعاتی ایجاد کند. روابط گسترده با محافل سیاسی و کانون های مختلف مذهبی در جهان برقرار کرده بود. به دلیل نوع فعالیت جماعت (آموزش و پرورش) شبکه وسیعی در دانشگاه ها هم در داخل هم در خارج ایجاد کرده بود. اما "جماعت" با وجود همه این امکانات و ارتباطات یک نقطه ضعف بزرگی داشت و آن این بود که به ایجاد پایگاه مردمی نپرداخته بود. به همین دلیل در هرسه کودتا محکوم به شکست شد. زیرا اردوغان همه این خطرات را با پشتیبانی مردم برطرف کرد. سوال اصلی این است که چرا علاوه بر مردم کانون های مطبوعاتی و گروه های سیاسی و دینی دیگر و همچنین جامعه مدنی هیچ کدام به دفاع از جماعت بر نخواست؟ چون "جماعت" با اتکا به قدرت خود و همچنین با جذب پشتیبانی اردوغان در دوران همکاری تمام اقشار جامعه را تحت فشار قرارداده بود و همه از دست آن به شدت ناراحت بودند. وقتی هر اقدام شون هم با شکست مواجه شد و سرکوب شدند هیچ کس نه تنها به یاری آنها نشتافت بلکه به حمایت از سرکوب آنها بر آمدند.

پیامدهای کودتاهای گولن

هر کدام از این کودتاها علاوه بر اینکه جنبه های مثبتی به خصوص در مورد رو شدن چهره واقعی و برنامه های اصلی "جماعت" و همچنین ایجاد انسجام و همبستگی مردم و دولت شده بود، تبعات منفی نیز برای کشور در پی داشت.  کودتای دوم علاوه بر اینکه باعث خدشه دار شدن چهرۀ دولت در جامعه بین المللی شد باعث میلیاردها دلار خسارت نیز شده بود. در کودتای دوم منافع امریکا و جماعت همسو بود. امریکا به دلیل نقض تحریم ایران از سوی ترکیه و انعقاد قرارداد نفتی بلند مدت با کردستان عراق بدون تاییدیه خودش و همچنین تلاش برای ایفای نقش مستقل در منطقه، می خواست اردوغان را تنبیه کند.

ولی کودتای سوم نسبت به کودتاهای قبلی از لحاظ ابعاد و تبعات بسیار گسترده تر بود. زیرا "جماعت" از تمام توان نظامی و تشکیلاتی خود استفاده کرده و حتی دست به کشتار مردم زده بود. مهمترین عوامل ناکامی این کودتا عبارتند از 1- لو رفتن عملیات چند ساعت قبل از شروع آن بود که باعث از بین رفتن نظم و انسجام نیروها و ایجاد بی برنامگی در میان آنها شد. 2- رهبری و موضع گیری قاطعانه رئیس جمهور  اردوغان در قبال کودتاچیان 3- حضور گستردۀ مردم در برابر تانک ها و 4-همراهی نکردن فرماندهان سه نیرو و رئیس ستاد مشترک ارتش با کودتاچیان.

تأثیرکودتای نافرجام بر آینده سیاست داخلی و خارجی ترکیه

سرنخهای آتی سیاست داخلی و خارجی ترکیه در همان ساعات اولیه وقوع کودتا رقم خورد. همه احزاب فعال در مجلس موضعگیری ضد کودتای خود را اعلام نموده و تقریبا همه گروه های رسانه ای و مطبوعاتی هم علیه کودتا موضعگیری کردند. طیف های مختلف چپ و راست سیاسی و جامعه مدنی و گروه های ذینفوذ هم یک صدا علیه کودتا اعلام موجودیت کردند. این نوع بسیج سیاسی و اجتماعی در تاریخ معاصر ترکیه بی نظیر بود. همه برای دفاع و حمایت از دمکراسی و اراده ملی اعلام همبستگی کردند. اردوغان پیغام مردم را دریافت کرد و اول روئسای سه حزب را برای جلسه بررسی وضعیت فوق العاده دعوت کرد. رئیس حزب دمکراتیک خلق ها را به این جلسه دعوت نکرد. چون این حزب به دفاع علنی از گروه پ.ک.ک. که ترکیه آن را گروه تروریتسی می داند و با آن در حال مبارزه است. پس از جلسه مذکور میتینگ میلیونی در استانبول برای "حمایت از دمکراسی و یاد بود شهدای 15 ژوئیه" ترتیب داده شد و از همه مردم دعوات به عمل آمد. روئسای هر سه حزب در این میتینگ به سخنرانی پرداختند.

رئیس جمهور در پی جلسه شورای عالی امنیت ملی که در 20 ژوئیه برگزار و شد قریب به پنج ساعت طول کشید، 3 ماه حالت فوق العاده اعلام نمود تا بتوانند به سرعت به پاکسازی کودتاچیان و همچنین به زدودن نیروهای وابسته به گولن در درون نظام بپردازند. تمام افراد و سازمانهای وابسته به گولن که از کودتای نافرجام آخر سال 2013 از طرف سازمان اطلاعات شناسایی شده بودند بلافاصله از کار برکنار، اخراج و یا به تعلیق درآورده شدند. آنها که در کودتا دست داشتند هم دستگیر شدند. عملیات پاکسازی ممکن است سالها طول بکشد. زیرا این گروه تروریستی 40 سال است که افرادش را در درون نظام جای داده است. بعضی ها هنوز بطور کامل شناسای نشده و توانسته هویت خود را مخفی نگهدارند. گروه ها و سازماهای اقتصادی، رسانه ای و مطبوعاتی، ذینفوذ و مدنی، مدارس و مراکز آموزش و پرورش و دانشگاه ها و مراکز بهدشتی مانند بیماریستانها و غیره یکسره تعطیل اعلام شدند. در داخل ترکیه کسی نه تنها نسبت به این سازمان تروریستی دیگر تردیدی ندارد بلکه از این اقدامات دولت حتی حمایت می کنند.

آینده دمکراسی ترکیه روشن است و از این بحران بازسازی شده و نسبت به گذشته قوی تر سر بر خواهد آورد. مردم به مدت یک ماه با دعوت رئیس جمهور هر شب برای حفظ و حمایت از دمکراسی و ارادۀ ملی به نوبت ایستادند. پس هیچ جایی نگرانی برای آینده دمکراسی در ترکیه وجود ندارد. از طرف دیگر راه طولانی برای ترمیم وحدت و انسجام درون نظامی را در پیش داریم که طبق گقتۀ رئیس جمهور "حکومت را از صفر دوباره باید ساخت."

با وجود این همه همبستگی داخلی چرا غرب اینقدر نگران آینده دمکراسی و حقوق بشر در ترکیه شده است؟ غرب چرا به جای تسلیت برای شهدا و مجروحین و دفاع از دولت منتخب مردم و اعلام موضعگیری ضد کودتایی از همان ساعات اولیه نگران عاقبت کودتاچیان شده است؟! این نوع رفتار متفقین ترکیه از جمله امریکا و اتحادیه اروپا در نزد افکار عمومی ترکیه بسیار سوال برانگیز است. علیرغم اینکه  اردوغان با انتخابات بر سر کار آمده و اصلاحات وسیعی هم در راستای دمکراتیزاسیون و مدرنیزاسیون ترکیه انجام داده و به همین دلیل هم دارای مشروعیت و پشتیبانی گستردۀ مردم هست چرا رسانه های غربی به صورت فله ای از همان اول دست به حمایت کودتا و تخریب چهرۀ  اردوغان زدند؟ این کار را قبلا در مورد  مصدق هم انجام داده بودند که پایگاه مردمی را زا وی سلب کرده و کودتا به پیروزی رسانده بودند. اما این دفعه موفق نشدند.

اما آنچه مربوط به آینده سیاست خارجی ترکیه می شود باید گفت که تجدید نظر های اساسی در مورد متفقین بین المللی و منطقه ای صورت خواهد گرفت. اروپا و امریکا امتحان خوبی پس ندادند. نه تنها حمایت درست حسابی از دولت  منتخب مردم و موضعگیری روشنی ضد کودتا اتخاذ نکردند بلکه از همان اول نگران عاقبت کودتاچیان شده بودند. روابط با اروپا در حال حاضر چندان مطلوب به نظر نمی رسد. اما این روند تا کی ادامه خواهد یافت بستگی به تغییر رفتار اتحادیه اروپا در قبال ترکیه دارد. زیرا آنها بایستی اقتضاات متفق بودن را به جا آورند.

روابط با امریکا که هم از لحاظ دو جانبه و هم از لحاظ هم پیمان بودن در ناتو دارای جایگاه و اهمیت ویژه ای است در یک وضعیت بحرانی قرار گرفته است. گولن متهم اصلی کودتا در امریکا به سر می برد و ترکیه خواستار استرداد هرچه سریع تر وی است. موضعگیری های امریکا پس از کودتا باعث شده که این کشور هم در نزد مقامات رسمی و هم در نزد افکار عمومی ترکیه متهم به دست داشتن در کودتا شود.  امریکا در حال بررسی مدارک مربوط به استرداد گولن است. اما اینکه ترکیه پس از این بحران از ناتو جدا خواهد شد یا نه و یا از روند پیوستن به اتحادیه اروپا منصرف خواهد شد یا نه؟ باید گفت که این احتمالات چندان ممکن به نظر نمی رسند. چون اگر واقعگرا به مسایل نگاه کنیم قدرتهای جایگزینی که در حال حاضر بتوانند جای امریکا و اتحادیه اروپا را بگیرند نداریم. ولی روابط بین ترکیه و این قدرتها هم همانند گذشته نخواهد ماند و ترکیه تلاش خواهد کرد که در هر نوع مذاکره ی فی ما بین در مورد مسایل دو جانبه و یا گروهی در آینده چانه زنی های سخت گیرانه ای را در پیشگرد و انعطاف کم تری از خود نشان دهد.

در رابطه با آینده سیاست های منطقه ای ترکیه باید کفت که ترکیه مدت ها است با هم پیمانانش در مورد مسایل منطقه ای به خصوص بر سر بحران سوریه اختلاف نظرهای اساسی دارد. این بحران اخیر باعث شد که ترکیه راه و روش واضح تر و متفاوت تری را در پیش گیرد و در مرحلۀ اول شاهد نزدیکی ترکیه، روسیه و ایران هستیم. هر سه قدرت دارای نقش تعیین کننده در سوریه هستند. پس از سفر  اردوغان به روسیه و سفر  محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران پیغام هایی در مورد حل و فصل بحران سوریه رد و بدل شده است. این نزدیکی، نگرانی های غرب را همراه داشته است. غربی ها الان برای ترمیم روابط خود با ترکیه باید گام های لازم و صحیح را بردارند. اتحادیه اروپا باید به رفتارهای دو گانه خود در قبال ترکیه پایان دهد و شرایط مضاعف خارج از "معیارهای کپناگ" بر ترکیه در مسیر عضویت کامل تحمیل ننماید و لغو ویزا برای شهروندان ترکیه را به اجرا بگذارد.

در نتیجه؛ کودتای 15 ژوئیه آغاز دوره ای جدید در سیاست داخلی و خارجی ترکیه است. ترکیه از یک طرف به باز سازی سازمان ها و ارگان های حیاتی نظام که در طول چهل سال مورد هدف عوامل نفوذی گولن قرار گرفته بود، خواهد پرداخت و از طرف دیگر فصلی نو در رابط خارجی اش خواهد گشود. کمک به حل و فصل سریع بحران های منطقه ای که امنیت و ثبات را در منطقه از بین برده و هم اکنون متوجه خود و هم پیمانان منطقه ای اش شده است، در اولویت قرار گرفته است.

 M Koc

نویسنده: مهمت کوچ ،پژوهشگر ارشد مسائل ایران در مرکز مطالعات ایرانی آنکارا

منبع: ماهنامه دیپلمات