اخبار

پاسخ به پرسشهای ایران گلوبال

یونس شاملی

1- آیا به نظر شما انتخابات 92  رویداد مهم و نقطه عطفی در تحولات سیاسی ایران محسوب می شود و یا همانند سایر انتخابات، نمایشی سیاسی از سوی بیت رهبری بود؟

 پاسخ: اهمیت یک رویداد از نظر تاریخ میتواند از جهت منفی یا مثبت آن باشد. انتخابات 92 را بایستی از جهت منفی رویدادی مهمی در تحولات سیاسی ایران به حساب آورد. برای اینکه تا روز قبل از انتخابات سایه یاس و ناامیدی  بر افکار عمومی جامعه و بویژه نخبگان سیاسی سایه افکنده بود. فاکت های زیادی وجود داشت که نشان میداد انتخابات 92 فضای سیاسی را به بن بست غیرقابل انکاری کشانده  بود. از سوی دیگر تبلیغات فریبکارانه جمهوری اسلامی چنین تصوری را در افکار جامعه سیاسی بوجود آورده بود که گویا بعد از احمدی نژاد نوبت سعید جلیلی و یا اکبر ولایتی و یا انتخابی از این نوع برای ریاست جمهوری است. اما نتیجه انتخابت چیز دیگری که ظاهرا انتظارش نمیرفت، از آب درآمد.

حسن روحانی مصلحت جو و به قولی معتدل پیروز صندوقهای انتخاباتی جمهوری اسلامی شد. این نام بخش قابل توجهی از نخبگان سیاسی فارس را که انتظار دیگری داشتند شوکه کرد. چون به نظر نمیرسید که حسن روحانی انتخاب رهبر باشد. نتیجه این استنتاج ساده  این بود که "مردم در انتخابات شرکت کردند و حتی پیروز هم شده اند!!" چون ظاهرا اسم شخص مطلوب رهبر از صندوقها بیرون نیامده بود. این بخش از نخبگان به قدری خودشان را باخته بودند و حتی اغلبشان خود را سرزنش میکردند که "چرا در انتخابات شرکت نکردند!!" گویی داناترین این آقایان و یا خانم ها همین "فرخ نگهدار"، یکی از رهبران "فداییان اکثریت" است که برای رای دادن رنج یکی دو ساعت ایستادن در صف انتخابات را در انگلیس برخود هموار کرده بود!! اما غافل از اینکه حسن روحانی با همان مشخصه هایش به عنوان رئیس جمهور، هم نیاز افکار عمومی داخل پاسخ میداد که در سال 88 سرکوب شده بودند و از اعتراضاتشان پاسخی نگرفته بودند (حمایت رفسنجانی و محمد خاتمی از حسن روحانی به روح معترض جوانان شورشی در سال 88 آب خنکی میریخت)  و هم انتظار دول خارجی را برآورد میکرد که با اعتدال و تدبیر شاید بتوانند گامی بدون جنگ با جمهوری اسلامی بردارند. اما شیوه رفتاری جمهوری اسلامی و به ندانم کاری افتادن بخشی از شخصیتهای بلوک سیاسی فارس نماد کامل بهره برداری رژیم از سیندروم استکهلم در این انتخابات بود.اینکه "انتخاب طبیعی" رژیم برای بخش قابل توجهی از اپوزیسیون رژیم چنین خوشایند جلوه کرده است که نماد خوش آمدن رفتار جنایتکاران (رژیم) برای اسیرانشان (نخبگان سیاسی) را تداعی میکرد. و بدین وسیله انتخاباتی که منافع صاحبان قدرت را تامین میکرد به مثابه انتخاب مردم توسط همین نخبگان سیاسی به قلم داده شد و بوق و کرنای موفقیت مردم در انتخابات اینبار نه از رسانه های رژیم بلکه از رسانه های اپوزیسیون شنیده شد! اهمیت منفی انتخابات 92 سطحی نگری بخش قابل توجهی از نخبگان سیاسی فارس و قدرت مدیریت رژیم جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشت و بدین وسیله مردم فلک زده را حداقل چهار سال و یا هشت سال دیگر به محاق کشاند.

 

2-  از دید شما آیا تحقق تغییرات مثبت کوچک در جمهوری اسلامی امکان پذیر است؟ فکر می کنید با رأی به تغییرات کوچک، مردم همچنان خواستار تغییرات اساسی در جامعه و زندگی خود هستند و این دو مکمل یکدیگرند؟

پاسخ: تغییرات کوچک در هر رژیمی و از آن جمله جمهوری اسلامی مقدور است. اما فکر نمیکنم هرگز بتوان از تغییرات کوچک به تحولات بزرگ تونل زد. اعمال تغییرات کوچک نیز لزما به انتخابات نیاز ندارد و در شرایط مقتضی و از طریق مجاری حقوقی قابل اجراست. بایستی خیلی ساده نگر بود که تصور کرد با تغییرات کوچک آنهم از مجاری حقوقی خود جمهوری اسلامی بتوان تغییرات اساسی در ساختار آن ایجاد کرد.

 

3-  با توجه به حمایت هاشمی رفسنجانی و خاتمی از حسن روحانی، وضعیت اصلاح طلبان درون حکومت در داخل ایران چگونه خواهد شد و در این شرایط اپوزیسیون سکولار- دمکرات چه موضعی را باید اتخاذ نماید؟

پاسخ: اولا هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی کارت های سوخته ایی در جمهوری اسلامی هستند. رفسنجانی حتی قدرت بازداشتن رژیم برای زندانی نکردن فرزندانش را ندارد، خاتمی حتی به مراسم تحلیف ریاست جمهوری دعوت نشد. این دوشخصیت امروز هیچ تاثیری بر روند تحولات سیاسی در جمهوری اسلامی را ندارند. اما، به نظر من این دو کارت سوخته تنها و تنها در شرایط خاص و برای آرام کردم بحران های احتمالی آینده میتوانند به مثابه ابزار و کاتالیزوری از سوی جمهوری اسلامی مورد استفاده قرار بگیرند. این دو شخصیت امروز تنها و تنها برای نجات شخصی خود جهت گرفتار نشدن در نکبت بیش از آنچه که هستند تلاش میکنند و نه برای چیز دیگر. امید بستن به آنان واقعا کار عبثی است.

 

امروز اصلاح طلبان داخلی و حتی اصطلاح طلبانی که در خارج هستند به مثابه کاتالیزوری برای جمهوری اسلامی عمل میکنند. بنابراین گرایش اصطلاح طلب در برخورد با رژیم جمهوری اسلامی هرگز نباید موقعیت هژمونیک داشته باشد. چون موقعیت هژمونیک گرایش اصلاح طلب چیزی جز قوام بخشیدن به حیات جمهوری اسلامی نیست. یک جریان سکولار و دمکرات هرگز نمیتواند به استمرار حیات یک دولت دینی تن بدهد. مگر اینکه نه دمکرات باشد و نه سکولار! اگر یک عنصر سکولار و دمکرات به استمرار حیات جمهوری اسلامی فکر کند و یا کمک کند درد بسیار بالاتری از دمکراتیسم و سکولاریزم دارد. دردی که به کار جمهوری اسلامی می آید و نه چیز دیگر.

 

4 - اصلاح طلبان بیرون حکومت و از جمله اصلاح طلبانی که از حاکمیت به بیرون پرتاب شده و در خارج از ایران به سر می برند در شرایط سخت تصمیم گیری قرار گرفته اند؛ به نظر شما، انتخاب روحانی به معنی شکست اصلاح طلبان و اصلاح طلبی در نظام جمهوری اسلامی است؟

پاسخ: انتخاب حسن روحانی را نه میتوان موفقیت و نه حتی شکستی برای  اصطلاح طلبان به حساب آورد. انتخاب حسن روحانی نیاز دستگاه سیاسی جمهوری اسلامی در شرایط کنونی و برای پاسخ به اعتراضات درونی در سال 88 و نرمش نشان دادن به دول اروپایی و آمریکایی برای خریدن زمان است. این انتخاب هیچ تاثیری برا سیاست تاکنونی جمهوری اسلامی در قبال اصلاح طبان نخواهد گذاشت. اصطلاح طلبان در این جمهوری تحمل نشدند و اگر دیروز از طریف در جمهوری اسلامی رانده شده اند، امروز، این آقایان و خانم ها میخواهند از پنجره وارد دستگاه سیاسی حاکم بر ایران بشوند، که امر غیرممکنی است. این امر زمانی ممکن میگردد که جمهوری اسلام دوام خود را در گرو ورود آنان به دستگتاه سیاسی خود ببیند. و اگر چنین شرطی برای ورود اصلاح طلبان به حکومت وجود دارد وارد شدن آنها نیز خود دشمنی با مردم و هموار کردن استمرار حیات جمهوری اسلامی است.

 

5 - راز و رمز توسل به شیوه های سازشکارانه در میان اپوزیسیون چه اصطلاح طلب و چه غیر اصلاح طلب در کجاست؟

پاسخ: پریشان حالی وسیعی در میان نخبگان سیاسی فارس وجود دارد. این پریشان حالی ارتباط مستقیمی دارد با رشد جنبشهای ملی دمکراتیک متعلق به ملیتهای غیرفارس در ایران. وحشت بخش وسیعی از نخبگان فارس در شرایط کنونی آنست که با سقوط رژیم جمهوری اسلامی یا ایران تجزیه میشود و یا قدرت سیاسی الیت فارس به دلیل شکل گیری مراکز متفاوت قدرت بطور قابل توجهی، کاهش می یابد. این مورد عامل بسیار تعیین کننده و توضیح دهنده رفتار سازکارانه نخبگان فارس با جمهوری اسلامی است. حتی بخشی از این نخبگان از هم اکنون حمایت خود را از جمهوری اسلامی و اسمترار حیات آن در مقابل تقیسم قدرت سیاسی میان خلقهای ساکن ایران در فردای جمهوری اسلامی اعلام کرده اند. فروزنده جمهوریخواه، و پیش از آن داریوش همایون بخشهای صادق این نخبگان هستند که این موضع خود را پنهان نکردند. اما بسیارند کسانیکه واقعا استمرار حیات جمهوری اسلامی را بهتر و مناسبتر از تقسیم دمکراتیک قدرت سیاسی میان مناطق و خلقهای ساکن درایران میدانند. این شیوه تفکر ننگین است، اما متاسفانه بطور وسیعی وجود دارد. امروز گرایش افراطی ناسیونالیسم فارس آماده سازش با جمهوری اسلامی برای مقابله با مبارزات ملی دمکراتیک خلقهای غیرفارس ساکن ایران است. این گرایش مواضع خود را پنهان هم نمیکند. بنابراین راز سازش با جمهوری اسلامی چه در شکل اصطلاح طلب و چه جمهوریخواه و یا حتی سلطنت طلب در اینجاست! و این تاسف بارترین و تاریک ترین دوره تاریخ سیاسی برای جنبشی است که گویا برای دمکراسی مبارزه میکند!

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

20130819