سوالات متداول

نحوه پوشش واقعيت زندگي مردم افغانستان از سوي بي بي سي فارسي: كاري حرفه اي يا كارزاري تبليغاتي و ايدئولوژيك براي احداث يك هويت مشترك در ميان اهالي Volentaynسه كشور داراي سه اقليت فارس، دري و تاجيك؟

در كنار همه برنامه ها و فعاليتهاي با كيفيت و در اكثر موارد حرفه اي، بي بي سي فارسي، پوشش خبري اين مجموعه فارسي از افغانستان، بيشتر شبيه يك كارزار ايدئولوژيك براي متبرك اعلام كردن يا حداقل حفظ تقدس و تبرك يك مكان خاص با ارزشي ايدئولوژيك است. براي ما كه اخبار مربوط به افغانستان را هم از مدياي سوئدي و هم از بي بي سي فارسي ميشنويم، اين وجه ازكار بي بي سي فارسي بيشتر از اشتباه يا ندانم كاري، يك كارزار ايدئولوژيك براي هويت سازي فارسي مشترك و غالب براي سه كشوري است كه فارسها، دري زبانه و تاجيكها، در هر سه آنها اقليتي از اهالي هستند با ادعاي برتري بر ديگران!

پوشش خبري بي بي سي فارسي از افغانستان بيشتر شامل مصاحبه با دختران كم حجاب و گاه بي حجاب، انجمنهاي خياطي و گلدوزي زنان، دختران و پسران شجاع متشكل در ان جي او ها براي احقاق حق خود و مردم، شهرك بازي، انجمن هاي ورزشي، كلاسهاي آموزش موسيقي، ديسكوهاي شبانه و هزار و يك سوژه اي است كه تبليغات دولتي جاري در تلويزيون كره شمالي از نظر "حرفه اي بودن" و رعايت "بي طرفي ژورناليستيكي" در مقايسه با روش كار بي بي سي فارسي لنگ خواهد انداخت!

پريروز 14 ماه فوريه، سرويس فارسي شبكه جهاني بي بي سي، با آب و تاب گزارشي از برگزاري مراسم روز ولنتاين در افغانستان پخش كرد. در خبر كتبي مربوط به اين ماجرا كه در سايت بي بي سي فارسي باقي مانده است، ميخوانيم:

"در افغانستان امروز برای جوانان فرصتی فراهم شد که با یکدیگر راز دل کنند - به مناسبت روز جهانی عشاق. چند سال است که جوانان افغان از ولنتاین تجلیل می‌کنند و به یک دیگر گل می دهند."
جهت مزيد اطلاع عرض كنم كه در اين روز موسوم به ولنتاين يا هروز ديگر مشابه آن، در سوئد هم نه تنها "جوانان"!(بقول بي بي سي فارسي) بلكه جوانان برخوردار از هويت جنسيتي يعني پسرها و دختر ها هم به همديگر گل نمي دهند. دادن و گرفتن گل يا هر هديه ديگري، مثل هر مناسبت ديگري در اين روز هم در چهارچوب رابطه دوطرفه انجام ميشود. يعني اگر پسر و دختري با هم رابطه اي عاشقانه نداشته باشند و بدون وجود رابطه مشخص دوطرفه، اقدام به دادن گل يا هديه ديگري، كار بي معني بوده و نشانه حماقت مرتكب آن خواهد بود. خود بي بي سي فارسي هم تاكنون ادعايي در رواج روابط علني و عاشقانه ميان دختران و پسران افغانستان، وارد ميدان ادعا نشده است.

در متن خبر از "جوانان" صحبت ميشود، بدون اينكه به جنسيت اين "جوانان" اشاره شود. با توجه وضعيت افغانستان تصور اينكه اين "جوانان" از دو جنسيت مخالف باشند و دخترها و پسرها به همديگر به نشانه عشق، گل هديه بدهند، زياد منطقي و محتمل بنظر نمي رسد. از اين رو ميتوان حدس زد كه چرا بي بي سي فارسي بجاي اينكه از دادن گل از سوي پسرها به دختر يا برعكس صحبت كند، بطور خنثي از لفظ بدون جنسيت "جوانان" استفاده ميكند. با توجه به گستردگي پدوفيلي ("بچه بازي" و در اصل تجاوز به عنف از سوي مردان به به پسر بچگان) اين ابهام بي بي سي فارسي، جاي بسي سوآل دارد.

همين الان (در زمان كتبي كردن اين يادداشت) در مهمترين برنامه خبري تلويزيون سوئد بنام "آكتوئل" كه بمدت يكساعت از ساعت 21 تا 22 به وقت اروپاي مركزي پخش ميشود، در نيمه برنامه (حثل ساعت 21:30) پديده وحشتناك دزديدن پسر بچگان افغان از سوي مردان افغانستان، بخصوص اعضاي پليس و استفاده از آنها بعنوان بردگان جنسي، گزارش تكان دهنده اي پخش شد. طي اين گزارش، يك مقام رسمي مي گويد كه به فرمان دولتي همه ارگانهاي رسمي كنترل شده اند و يك نمونه هم از اين بردگان جنسي در نزر مأموران دولتي يافت نشده است!

در جايي ديگري از گزارش تلويزيون مقامات محلي اعتراف ميكنند كه در كنار هر مأمور پليس و هر نقطه كنترل امنيتي برپا شده از سوي پليس، يكي دو نفر از اين پسربچگان به چشم ميخورد. اين مقام دولتي اعتراف ميكند كه براي حفظ پليس و ژاندارمدي بر سر پستهايشان، دولت مجبور است در اين مورد خود را به بيخبري بزند! نكته اي در اين گزارش و گزارشهاي متعدد ديگر رسانه هاي جهان از افغانستان ميشويم، افزايش روز افزون قدرت و حضور طالبان در همه ايالتهاي افغانستان است. واقعيتي كه در لابلاي گزارشات بي بي سي فارسي از كشور همه جا و هميشه در حال پيشرفت افغانستان، محلي از اعراب پيدا نمي كند.

شخصي سوئدي به اسم آندرش فنگه Anders Fänge از مسئولين سازمان سوئدي معتبر و قدرتمند "كميته افغانستان" به گستردگي اين فاجعه و ابعاد آن اعتراف ميكند.

برابر اطلاعاتي كه تيم تلويزيوني در گزارش مزبور ارائه ميدهد اين كودكان بعداز سالها مورد سوء استفاده واقع شدن يا آش و لاش روحي و فيزيكي به خانه بر ميگردند يا گرفتار اعتياد سنگين شده و ردشان براي هميشه گم ميشود. برخي نيز از سوي سوء استفاده كنندگان كشته ميشوند، بدون اينكه مسئوليتي متوجه قاتلان آنها بشود.
نكته تكان دهنده اين است كه داشتن اين بردگان جنسي براي مأمورين دولتي مثل پليس و ژاندارمري، نه تنها شرم آور نيست بلكه استاسوس اجتماعي حساب ميشود!

قبلا در رپورتاژ ديگري كه اتفاق ساخت شبكه صلي بي بي سي بود، از همين كانال تلويزيوني سوئد به تفضيل مستند شده است كه سيستم جا افتاده كشت مواد مخدر به شيوه زير است: مردم محتاج، حدود 2 تا سه هزار دلار از متصلين و شبكه توليد مواد مخدر و پيمانكاران اين رشته، وام مي گيرند. چنانچه مزرعه محل كشت خشخاش آنها از سوي مأموران دولتي تخريب يا به هر دليل ديگري امكان تحويل دادن محصول يعني شيره خام ترياك به صاحبان پول را نداشته باشند، دختر يا پسر (معمولا 4 تا ده ساله) آنها در عوض پول، از آنها گرفته ميشود. سرنوشت اين كودكان هم بردگي جنسي و كاري تا لحظه مرگ است. اين امر بسيار جا افتاده است و خانواده ها حتي در برابر دست گذاشتن افراد وام دهنده بر روي كودكان آنها و خارج كردن كشان كشان آنها از خانه والدين، مقاومت صوري هم نميكنند و از قبل متوجه هستند كه در صورتي كه اتفاقي براي كشت اتفاق بيفتد، دختر يا پسر خردسال آنها در اختيار دلالان و پيمانكاران شبكه توليد مواد مخدر قرار خواهد گرفت تا بعداز چندين بار دست به دست شدن، اجارده داده شدن، فروخته شدن و.... باقي عمر خود را بعنوان برده جنسي، برده خانگي، عامل حمل مواد مخدر و انواع سوء استفاده هاي غيرانساني ديگر سپري كنند.

وقتي هم كه بي بي سي فارسي از گزارش از ديسكوتكها و كنسرتهاي موسيقي كابل يكي دو دقيقه براي پوشش زندگي واقعي مردم مظلوم افغانستان فرصتي پيدا ميكند، نوبت به زرنگي ديگري ميرسد. در گزاش ديروز 15 فوريه 2017 از زندگي 3 مليون معتاد به مواد مخدر در افغانستان، مسئولين مبارزه با مواد مخدر به دري (فارسي) صحبت ميكنند و تنها فرد معتادي كه با او مصاحبه ميشود، پشتون است!!

لابد توجه كرده ايد كه براي بي بي سي فارسي، اكثريت پشتون و غير دري زبان كشور افغانستان، وجود ندارد و شايد يكي از نادر موارد انعكاس يك مكالمه به زبان پشتون همين صداي فرد معتاد در برنامه ديروز بود. در برنامه هاي بي بي سي از كلاسهاي خياطي و گلدوزي، دختران و زنان كم حجاب و بي حجاب هميشه به دري صحبت ميكنند و گويا پشتونها و ديگر غيرفارسهاي افغانستان نه كلاس موسيقي مي روند و نه راهشان به آن ديسكوتكهاي شبانه (؟) كابل مي افتد!

واقعا كه برنامه سازان تلويزيون كره شمالي بايستي براي ديدن دوه هاي تكميلي شغلي، به دوستان ما كه مشغول رتق و فتق امور افغانستان در سرويس فارسي بي بي سي هستند، مراجعه كنند! (لينك گزارش بي بي سي فارسي از اعتياد در افغانستان)


اين نوشته يك يادداشت كوتاه است كه از فيسبوك به اينجا منتقل شده است. نحوه رفتار بي بي سي فارسي با موضوع افغانستان و شدت غيرحرفه اي و حتي ضد حرفه اي اين مؤسسه با اين بخش از كار خودش، شايسته يك بررسي مفصل و حتي يك تحقيق همه جانبه است.  نتايج چنين تحقيقي ميتواند جزئيات اين شيوه  عجيب و غريب بي بي سي فارسي را روشن كند

 

در باره نویسنده:

علي رضا اردبيلي

آخرین مطالب علي رضا اردبيلي