سالگردها

2006MAY 

در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۵ شمسی روزنامه ایران بعنوان ارگان رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران کاریکاتوری را منتشر کرد  که درون مایه اش به سخره گرفتن میلیونها انسان ترک زبان در ایران بود. پیرو این نشر صدها هزار آزربایجانی در شهرهای مختلف آزربایجان از جمله تبریز، اردبیل، سولدوز (نقده)، مراغه، اهر، اورمیه و… به خیابان ریخته و نزدیک به ده روز با تظاهرات گسترده خواستار برچیده شدن چنین سیاستهایی شدند.

 

حاکمیت نیز با بکارگیری تمام قوای نیروی انتظامی و همچنین هزاران نیروی لباس شخصی خیابانها را به عرصه خشونت کشانید. نتیجتاً دهها آزربایجانی در این تظاهرات کشته شدند و صدها فعال مدنی آزربایجان با حکمهای سنگین به زندان افکنده شدند. نکته قابل توجه اینکه، رسانه های داخلی و خارجی فارسی زبان این حرکت آزادیخواهانه و ملی آزربایجان را بایکوت خبری کردند. از فارس ها و نیز دیگر ملل غیر فارس کسی پیگیر قیام در دیگر نقاط ایران نشدند و همه سکوت اختیار کردند.

پیرو این قیام بود که گفتمان حرکت ملی آزربایجان خود را در افکار عمومی ملت آزربایجان جای کرد. تا سالها بعد نیز علل بروز چنین قیامی در آزربایجان موضوع بحث مردم در کوچه و خیابان و محافل گردید. بدینصورت حقوق پایمال شده میلیونها ترک در ایران افکار عمومی را به خود متوجه کرد.

رفتارهایی همچون کاریکاتور منتشره در روزنامه ایران چیز نادری نیست. دهها سال است که کتابهای درسی بصورت مودبانه با پنهان کردن تاریخ و زبان ملت ترک و با ارئه تاریخی سراپا دروغ و متوهم ساختار ذهنی فرزندان آزربایجان را بر اساس ایدئولوژی نژادپرستانه آریایی و فارس می سازد. سالهاست که بصورت هدفمند جوکهایی برای تحقیر ملت ترک ساخته و منتشر می شود. سالهاست که منابع اقتصادی آزربایجان از معادن گرفته تا سرمایه های نقدی در مناطق غیر ترک نشین مورد بهره بردای قرار می گیرد.

تحلیل محتوای بیشمار جوک و حکایاتی که ترک ها را موضوع سخره خود قرار می دهند نشان می دهد که در پشت پرده این جوکها و نغزها هدفمندی زیرکانه ای وجود دارد که با رویه کتابهای درسی و غیر درسی همسویی نشان می دهد. جامعه شناسان می دانند که ورود و جاسازی هرگونه طرز تلقی، شیوه رفتار و کنش فردی و جمعی، تکه کلام ها، امثال و حکم و … در فرهنگ عمومی یک جامعه چیزی نیست که بتوان یک شبه آن را ساخت. حتی وارد کردن یک کلمه در گفتار روزانه مردم، نیازمند پروسه طولانیست و در جوامع امروزی بدون حمایت رسانه ای امکان چنین عملی وجود ندارد. به عنوان نمونه، امروزه ساختن و نمایش کاراکترهای طنز که به سبب نقش اجتماعی ضعیفشان به حاشیه رانده می شوند و نیز کاراکترهای جدی و تاثیرگذار که نمونه ای ایده آل و موفق را در اذهان افراد جامعه به تصویر می کشد کاریست که به غیر از رسانه چیز دیگری با این سرعت و قدرت عمل امکان انجامش را ندارد.

در رسانه های دولتی و حتی غیر دولتی فارسی زبان، ترک بودن یعنی در حاشیه بودن، احمق بودن، کند ذهن بود و… ولی در همین رسانه ها کاراکترهای موفق و نمونه، کسانی هستند که فارسی را خوب صحبت می کنند، ساکن تهران هستند، اصالت ایرانی و آریایی دارند. چنین نمونه هایی که در رسانه های ملی ایران مورد تبلیغ قرار گرفته و می گیرند، فرهنگی را مورد نشر قرار می دهد  که غرور و خود برتر بینی آریایی و پارسی را به اذهان و ناخودآگاه مردم پمپاژ می کند. اعتماد به نفس کاذبی که نتیجه سیاستهای فرهنگی و آموزشی دولت است، با سخره و بی ارزش سازی فرهنگ ملل غیر فارس همسو شده و دسترسی به اهداف غلبه نژادی و یکسان سازی فرهنگی را آسان تر می کند. به عنوان مثال می توان فیلم های سینمایی و تلویزیونی و سریالها و برنامه های مختلف تلویزیونی و رادیویی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و حتی تلوزیون های برون مرزی را بررسی کرد. کاریکاتور منتشر شده در روزنامه ایران یکی از هزاران مورد از این نوع است که می توانیم محتوایش را تحلیل کنیم.

سیاسیتهای نژادپرستانه در قالب پروژه های فرهنگی و رسانه ای پنهان و آشکار در صد سال اخیر باعث شده است تا اقوام و زبانهایی که جمعیت اندکی دارند تماماً از صفحه تاریخ پاک شوند. ولی ملل و یا اقوامی که جمعیتشان زیاد بوده این امکان را یافته اند که در مقاطع مختلف تاریخی واکنش نشان داده و حتی باعث تغییرات بزرگی شوند. قیام یک خرداد ۱۳۸۵ ترکهای آزربایجان با مرکزیت تبریز یکی از دهها واکنشی است که ملت ترک نسبت به سیاستهای مذکور نشان داده اند. واکنشی که هزینه و ضربه های سنگینی به نظام اجتماعی و سیاسی ایران وارد کرد و نیز گفتمان کثرت فرهنگی و حق طلبی آنان را وارد فضای سیاسی و افکار عمومی کشور کرد. از اینرو کالبدشکافی این قیام به لحاظ سیاسی و جامعه شناختی حائز اهمیت است.

جنبش حق خواهی آزربایجان یک نقطه نیست. بلکه خطی است که آغاز و پایانش قابل تعریف و بازخوانی است. بطور کلی نقطه نظر و خواست یک جنبش اعتراضی یا رهایی بخشی و حق خواهانه هر چه که باشد کلیت جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد. چرا که جنبش در بطن و بستر جامعه جریانش را می یابد. بخصوص وقتی یک جنبش به مرحله خشونت های خیابانی کشیده شد، گستره تاثیرش پهن تر  و جدیتش بیشتر می شود. اینجاست که جنبش امکان بازتولید خود را می یابد. از این منظر قیام یک خرداد آزربایجان بازتولید موفق حرکت حق خواهانه و ملی آزربایجان و ترکهای ایران بود. جریانی که ریشه اش را در حکومت ملی آزربایجان به رهبری پیشه وری، قیام شیخ محمد خیابانی و جنبش مشروطیه باید جست.  اینکه منشا خیزش و حرکت جنبشی واکنشی باشد و یا خود عامل و کنش گر ابتدا به ساکن، قابل تامل است. قیام یک خرداد بیش از آنکه صرفاً واکنشی به کاریکاتور روزنامه ایران باشد کنشی از مجموعه کنشهای تاریخی آزربایجان و بخصوص تبریز است. یعنی، دیدگاه مقطعی و واکنشی به قیام یک خرداد دیدگاه باطلی است که جنبه علمی و جامعه شناختی نمی تواند داشته باشد.

در جریان قیام یک خرداد آنچه در اولین نگاه به ذهن می رسد تبعیض فرهنگی و قومی است. همان چیزی که در مقاطع بحرانی و زمانی که نیاز به کسب مشروعیت از ترکها هست از زبان سیاسیون و حتی روشنفکران مرکز محور زیاد شنیده می شود. پیرو واکنش هایی چنین ساده انگارانه روزنامه ایران و حاکمیت اعلام کردند که در پشت پرده نشر این کاریکاتور هیچ برنامه از پیش تعیین شده ای وجود نداشته و هرچه بوده سوء تفاهمی بیش نبوده است. ولی آیا هرگونه سوء تفاهم در نشر می تواند چنین قیام میلیونی را سبب شود؟  مسلم است که مسئله عمیق تر و جدی تر از آنست که با کلمه تبعیض بتوان توصیفش کرد. واقعیت تاریخی هزاران ساله آریاییها و همسایگان ترکش در شمال (چیزی که ادبیات فارسی بخصوص شاهنامه فردوسی به وضوح دیده می شود) و سیاستهای پاکسازی فرهنگی و آسیمیلاسیون مدرن و دولتی در نود سال گذشته چیز دیگری را اثبات می کند.

از طرفی دیگر ریشه یابی و تحلیل هر اعتراض و جنبش اجتماعی نیازمند آنست که محتوا، هدف و تاکتیک آن شناخته شود. همچنین عوامل تاریخی که موجب بروز جنبش اجتماعی می شود از نکته نظر جامعه شناسی هائز اهمیت است. عنصر اساسی که فرایند شکل گیری و رشد یک جنبش را تحت تاثیر قرار می دهد، محیط فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه ای است که جنبش در آن به وقوع می پیوندد. تا زمانی که عوامل محیطی با خواستهای حیاتی شهروندان جامعه ای همسو نباشد، جامعه هیچگاه مصون از جنبش نخواهد بود. ذاتاَ جنبش، اولاً اعتراض بر وضع موجود است؛ ثانیاً خواستار برقراری نظمی جدید است. اعتراض به چیزی که نباید باشد. و یا چیزی که نیست، ولی هستی اش ضروری تشخیص داده می شود. ساختار حاکمیت، فرهنگ مسلط و حتی جامعه مدنی می تواند جنبش را تحت تاثیر خود قرار دهد. از طرفی، جنبش نیز می تواند حاکمیت، استراتژی سیاسی، جامعه مدنی و ساختارهای فرهنگی جامعه را تحت تاثیر قرار دهد. جنبش اجتماعی را به لحاظ زمانی، مکانی و شرکت کنندگانش، نمی توان به ساختارهای مشخص از قبل تعریف شده قالب کرد. بلکه آنچه جنبش را بوجود می آورد، گروههای متشکل معترض، اجتماعات، شبکه اجتماعی و فعالان فردیست. همه اینها حول چیزی می گردد که “مسئله” نامیده می شود. همین مسئله است که فعالین را از قشرهای مختلف جامعه به صحنه می کشاند و بسیج توده ها را سبب می شود.

آنچه در قیام یک خرداد اتفاق افتاد، به زعم بایکوت کنندگانش هیجانی بیش نبوده است. ولی آنانکه این قضیه را به هیجان تقلیل می دهند و نیز آنرا بهره برداری شتابزده برخی ناسیونالیستهای ترک می نامند به یقین تاریخ و فرهنگ سیاسی آزربایجان را خوب نمی دانند. بعضی از اینان که تاریخ آزربایجان را خوب خوانده اند، آن را حرکتی همچون حرکت مشروطه خواهی آزربایجان می خوانند و آنرا به دلیل دخالت تجزیه طلبان! شکست خورده معرفی می کنند.  این گروه هم با اینکه تاریخ آزربایجان را می دانند ولی تاریخ حرکت مدرن و ملی آزربایجان با محتوای بیداری، مقاومت و خواستهای حقوقی، ملی، مدنی و دموکراتیکش را نمی دانند. پیرو خواست همین حرکت بود که در جریان وقایع بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ بصورت سمبولیک خود را از جریانات مرکز محور جدا کرده و حرکت و مطالباطش را مستقل از دیگر اپوزیسیونها خواند. اولین مخالف حرکت ملی آزربایجان در ذات خود، همین ایدئولوژی پان ایرانیستی و نژادپرستی آریایی است.

آزربایجان همیشه جریانی متفاوت از  جریان مرکز محور بوده و هست. خواست سیاسی این جریان در مقاطع مختلف در قالب شعارهای ملی بیان شده است. هر فرد آگاه از جریانات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی می تواند تشخیص دهد که جریان احساسی و هیجانی نمی تواند شعارهایی چنین قطعی داشته باشد. شعارهای قیام یک خرداد ساخته و خواسته جریانی بود که در قلعه بابک سالها سرداده شده بود. نتیجتاً می توان گفت قیام یک خرداد ماحصل فعالیت های جسورانه و کنشی فعالین سیاسی و مدنی آزربایجان در اردبیل، تبریز، ارومیه، زنجان و تهران بود. با تطبیق اسامی بازداشت شدگان جریان قلعه بابک در سالهای مختلف و قیام یک خرداد و نیز تطبیق شعارهای این دو جریان می توان قیام یک خرداد را بصورت عللی تحلیل کرد. شعارهای قیام یک خرداد بدین قرار بود:

هارای هارای من تورکم (من ترکم)،

یاشاسین آزربایجان” (زنده باد آزربایجان)،

آنا دیلده مدرسه اولمالیدی هر کسه.

تورک دیلی رسمی اولسون.

اولوم اولسون فاشیسته.

بیز اولمه گه حاضیریک،  بابکین سربازیییک.

هنوز هم بعد از گذشت هفت سال از یک خرداد ۸۵ همین شعارها در جاهای مختلف از جمله استادیوم سهند در بازیهای تیم تراکتورسازی سر داده می شود.