سالگردها

1 Mayگرامی باد اول ماه مه روز رزم مشترک کارگران جهان

 

امسال نیز کارگران کشورمان در حالی به استقبال جشن اول ماه مه می روند که رژیم ترور و سرکوب جمهوری اسلامی در ادامه ی سیاست های ضد کارگری خود، با تصویب حداقل دستمزد ماهانه ی 812 هزار تومانی، خانواده های آنها را به گرسنگی و مرگ تدریجی محکوم کرده است.

همانند سالهای قبل، امسال نیز روز همبستگی جهانی کارگران برای رنجبران ایرانی نه روز جشن، بلکه روز خشم است. آنها از مرگ شاهرخ زمانی این کارگر مبارز و سندیکالیست آذربایجانی در سیاهچالهای رژیم خشمگین هستند. آنها از نبود تشکل های کارگری و کارمندی واقعی و زندانی شدن دهها نفر از فعالین کارگری و کارمندی از جمله جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی خشمگین هستند. کارگران یدی و فکری از نابرابری و فساد عظیمی که سرتاپای این رژیم منحوس را فراگرفته و عرصه زندگی را هر روز بیشتر از روز قبل بر آنها و خانواده هایشان تنگ تر می کند، خشمگین هستند. آنها باید هر روز در کشور شاهد اختلاسهای میلیاردی وابستگان رژیم باشند؛ در حالی که هم زنجیران آنها در دهها کارخانه و موسسه، ماهها دستمزدشان را دریافت نکرده اند.

اینگونه است که خشم آنها در اعتصابات پی در پی، تجمعات و راهپیمائی های روزانه تجلی می کند. به جرئت می توان گفت که در سالهای بعد از انقلاب بهمن، سال گذشته رکورددار تعداد اعتصابات، تجمعات و اعتراضات مختلف کارگری بوده است. و صد البته با ادامه ی سیاست های نئولیبرالی دولت روحانی، اعتراضات کارگری باز هم اوج خواهد گرفت.

کارگران و زحمت کشان ایران!

تا این رژیم جنایت پا برجاست - صرف نظر از اینکه کدام جناح حکومتی بر کشور حکومت کند- آب خوش از گلوی شما و خانواده هایتان پائین نخواهد رفت.

 

طبیعی است که وضعیت کارگران و زحمت کشان آذربایجان نیز نه تنها بهتر از هم زنجیران خود در سایر نقاط کشور نیست، بلکه با وجود ستم مضاعف ملی و سیاست های شونیستی متمرکز گرایانه و ضد آذربایجانی حاکمیت، حتی بدتر هم می باشد.

 

زحمت کشان آذربایجانی در حالی به استقبال اول ماه مه می روند، که رکود اقتصادی سرتاسر استانهای آذربایجانی را در نوردیده است. آمارهای میدانی نشان می دهد که تنها سی درصد صنایع استان آذربایجان شرقی به صورت کامل به کار ادامه می دهند. خصوصا که سخنان اخیر استاندار آذربایجان شرقی نگرانی های موجود را افزایش داده است. به گفته ی این فرد گماشته شده ی دولت مرکزی، در این استانی که قلب اقتصاد آذربایجان در آنجا می طپد، از چهار صد کارخانه و کارگاه قطعه ساز، اکثریت آنها، به علت ناتوانی کارفرمایان از پرداخت حقوق کارگران و بازپرداخت  اقساط وام های دریافتی، تعطیل شده اند. می توان از خود پرسید که کارگران و کارمندان بیکار شده ی این موسسات به چه وسیله ای زندگی خود و خانواده هایشان را می گذرانند؟

 

به این مشکلات موجود باید معضل حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ آذربایجان را هم افزود. آمارهای رسمی دولتی نشان می دهند که تبریز به سومین قطب حاشیه نشینی کشور بدل شده است. مسئولان دولتی در این شهر از 450 هزار نفر حاشیه نشین سخن می گویند. حاشیه نشینی یعنی بیکاری، یعنی کمبود خدمات دولتی و در نهایت فقر سیاه. البته بخشی از این حاشیه نشین ها را کارگران بیکار شده و خانواده هایشان تشکیل می دهند. بیکاری کارگران و کارمندان یکی از مسائل و معضلات اساسی استانهای آذربایجانی می باشد.

علیرغم اینکه بخش خصوصی نسبت به سایر نقاط کشور فعالیت نسبتا خوبی در استانهای آذربایجانی دارد، ولی سیاست های به غایت متمرکز گرایانه به مانعی اساسی در راه رشد استانهای آذربایجانی بدل شده است. در حالیکه یکی از مهمترین راههای ایجاد اشتغال در استانهای آذربایجان ورود سرمایه از کشورهای ترکیه و جمهوری آذربایجان می باشد، عدم ثبات و هرج و مرج سیاسی و اقتصادی حاکم بر کشور، بدل به مانعی در راه  ورود سرمایه به استانهای آذربایجانی شده است. به علت اشتراکات زبانی و فرهنگی، استانهای آذربایجان جاذبه ی زیادی برای سرمایه گذاران این دو کشور دارند. منتها قوانین و موانع دست و پاگیر تصویب شده در مرکز و سیاست های پان شیعی- آریائی ماجراجویانه ی جمهوری اسلامی در منطقه، از گسترش فعالیت های مشترک این کشورها با موسسات آذربایجان جلوگیری می کند.

 

کارگران و زحمت کشان آذربایجان!

تجربه ی بیش از سه دهه حکومت دینی نشان داده است که در این رژیم ترور و وحشت راه برون رفتی از بیکاری، فقر، فحشا، اعتیاد و نابودی محیط زیست وجود ندارد. کارگران ایران صرف نظر از ملیت و جنسیت شان قربانیان اصلی این رژیم می باشند. لذا کارگران آذربایجانی برای مقابله با این رژیم و ایجاد سازمانهای صنفی شان باید دوشادوش تمامی کارگران و زحمت کشان کشور مبارزه ی خود را پیش ببرند.

 

رنجبران آذربایجانی باید بدانند که دکترین عظمت طلبانه ی پان شیعی- آریائی که چراغ راهنمای این رژیم است و تمرکز تمامی اهرمهای اقتصادی و سیاسی در تهران از رشد اقتصاد آذربایجان جلوگیری می کند. تنظیم همه ی سیاست های خرد و کلان در مرکز، دست و پای صنعتگران و تولید کنندگان آذربایجانی را بسته و فقر و فاقه را به استانهای آذربایجان تحمیل می کند. روسای جمهوری و کادرهای اصلی رژیم هر یک در منطقه ای از کشور بساط خانخانی بپا کرده و همانند پدر خوانده های غیر رسمی سرمایه های کشور را بدون هیچگونه توجیه اقتصادی به این مناطق سوق می دهند. در حالیکه استانهای آذربایجانی با وجود شرائط و اقلیم مناسب، زیر ساخت های لازم و همسایگی با اقتصادهای بزرگ منطقه، به علت نداشتن حامی، یتیم می باشند. جناح های مختلف رژیم هنگام تنظیم بودجه، به صورت وقیحانه ای در حق استانهای آذربایجان تبعیض روا داشته و دولت به عنوان بزرگترین کارفرمای کشور از سرمایه گذاری کلان در صنعت و کشاورزی آذربایجان خودداری می کند. فقط یک رقم، مقایسه ی بودجه تنظیمی برای متروی کلان شهر تبریز با بودجه ی داده شده به کلان شهرهای دیگر کشور، حکایت تلخی از این تبعیض سیاه و سیاست های ضد آذربایجانی مرکز نشینان است.

 

فعالین ملی آذربایجان!

 

اول ماه مه را به روز همبستگی با کارگران و زحمت کشان آذربایجان بدل کنید! همانند دوران حکومت ملی آذربایجان، در مبارزات کارگران و زحمت کشان آذربایجانی شرکت کنید! بدانید که بدون همبستگی و اتحاد فعالین ملی با زحمت کشان و دفاع از حقوق زنان ستم دیده ی آذربایجانی، هدف های ملی ما سرانجامی نخواهند داشت.

 

جنبش فدرال دمکرات آذربایجان