تجربه جهانی‌

Fusionمحمود سریع القلم:

توضيح از تريبون: اين مقاله از منظر جستجوي راهي براي فردا و خروج از ادوار بي پايان عقب ماندگي و نقض حقوق بشر در منطقه ما اهمييت زيادي دارد. آذربايجان جنوبي براي اولين بار در تاريخ معاصر بيش از يك آلترناتيو براي ساختن فردايي بهتر در پيش رو دارد. ديگر آذربايجان خود را گروگان بي ميلي مركزنشينان براي پيوستن به جهان آزاد نمي­داند.اگر مركزنشيان در بي ميلي مفرط خود براي پيوستن به پروسه انتگراسيون منطقه اي و جهاني بيش از اين مصر باشند، آذربايجان جنوبي مسلما متوجه آلترناتيو شركت در جنب و جوش آذربايجان شمالي و تركيه در راه مدرنيزاسيون و دمكراتيزاسيون در همكاري با اتحاديه اروپا خواهد شد. جنبش ملي آذربايجان مدتهاست كه دوران ذكر مصائب را پشت سر گذاشته و چشم به آينده دارد. وجه غالب گفتگوي عمومي جنبش ملي آذربايجان ارائه آلترناتيو اثباتي و انتخاب راهي براي اداره سياست و اقتصاد آينده (با يا بدون بقيه ايران) است. مسلما اين آينده نه در ستيز با جهان دمكراتيك و اقتصادهاي مدرن غربي، بلكه در همگرايي و انتگراسيون همه جانبه با آنها خواهد بود. خواندن مقاله زير و پي گيري بحثهايي مطرح در آن، از هر جهت براي جنبش ملي آذربايجان مفيد خواهد بود. (پايان توضيح)

تصور مي كنند كه جهان در حال فروپاشي است، در حالي كه اطلاعاتي كه من ارائه كردم نشان مي دهد جهان در حال انتقال بزرگ است و شهروندان در اكثر كشورهاي دنيا كه شامل آفريقا هم مي شود، امروز از زندگي بهتري برخوردار هستند.

محمود سريع القلم، استاد نام آشناي روابط بين الملل دانشگاه شهيد بهشتي كه هفته گذشته به دليل حاشيه هاي نه چندان مهم حضورش در داووس حاشيه ساز شده بود، صبح ديروز شنبه سوم اسفندماه در نخستين پنل تخصصي همايش «هم انديشي نظام قراردادهاي صنعت نفت»كه در مركز همايش هاي بين المللي صدا و سيما برگزار شد، به بيان مشاهداتش از داووس پرداخت و آمار و ارقامي ارائه كرد كه نشانگر سطح توسعه و وضعيت كشورهاي مختلف دنيا در زمانه ما است.

 

به گزارش اعتماد او در اين سخنراني با عدد و رقم تحولات جهان را نه به سمت انحطاط كه در راستاي انتقال بزرگ ارزيابي كرد. در روايت سريع القلم كشورهاي آسيايي نقش مهمي در آينده اقتصاد و سياست جهان ايفا مي كنند و اين وظيفه ما است كه با در نظر داشتن اين تحولات به كل كشور فكر كنيم.

 

سريع القلم صحبتش را با اشاره به تخصصش در علوم انساني آغاز كرد و گفت: ما در علوم انساني وقتي بخواهيم علت يا علل رخ دادن يك پديده را مشخص كنيم، نمي توانيم تعداد دقيق آنها را بيان كنيم بلكه بايد سعي كنيم كه كانون مسائل را مشخص كنيم. يك پزشك هم وقتي مي خواهد علت يك بيماري را بررسي كند، كانون آن مشكل را استخراج مي كند. در علوم انساني نيز وضع به همين منوال است. به نظر من اگر بخواهيم مسائل ايران را بررسي كنيم، نمي توانيم بگوييم به طور دقيق كه مثلاايران 125 مشكل دارد كه با رفع آنها ايران يك كشور پيشرفته مي شود.

 

سريع القلم در ادامه به مشكل اساسي توسعه در ايران از منظر خودش پرداخت و گفت: از نظر من به عنوان يك دانشجوي علم سياست و روابط بين الملل، علت العلل مسائل ما آن است كه ايران در سطح مديريتي يك كشور بين المللي نيست. تا زماني كه ما بين المللي نشويم، بسياري از مسائل ما حل نخواهد شد. موضوعاتي چون رقابت، كارآمدي، تخصص، سيستم سازي و عقلانيت براي آنكه در زمان كوتاهي ظرفيت حل شدن در وضعيت ما را داشته باشند، نيازمند آن است كه ما هرچه سريع تر در مدارهاي بين المللي قرار بگيريم. اتفاقا بين المللي بودن ما ايرانيان موافق طبع ما است.

 

ايرانيان بسيار جهان مدار هستند. تاريخ و جغرافياي ايران به عنوان يك عامل تعيين كننده اين موضوع را نشان مي دهد. به عبارت ديگر ما ايرانيان نه فقط به خاطر انتخاب هايمان كه بلكه به دليل جبر جغرافيايي و تاريخي و اهميت بين المللي مان در منطقه، بايد هر چه سريع تر در مدارهاي بين المللي قرار بگيريم.

 

دكتر سريع القلم اما شرط بين المللي شدن را شناخت جهان خواند و گفت: شناخت جهان در كشور ما بسيار ضعيف است. امروز كشور چين يكي از قطب هاي مهم سياسي و اقتصادي و مالي جهان است، اما در ايران حتي يك مركز چين شناسي نداريم. امروز 95 درصد كشورهاي جهان به يك اصول و اهداف مشترك براي توسعه رسيده اند كه مورد اجماع جهاني است. اگر اين اصول به ايران نرسيده به دليل بحران شناخت ما از تحولات بين المللي است.

 

نويسنده «عقلانيت و آينده توسعه يافتگي در ايران» در ادامه به بيان اين اصول پرداخت و گفت: نخستين اصل آن است كه مهم ترين هدف يك كشور افزايش ثروت ملي است. دوم همكاري هاي به هم تنيده دولت ها، بنگاه ها و دانشگاه هاست، سوم همگرايي منطقه يي- اقتصادي است. امروز همگرايي منطقه يي اقتصادي تا اندازه يي به دلايل علمي و تحولات عمومي جهاني، جايگزين جهاني شدن و جهان گرايي شده است. اصل چهارم حل و فصل سريع اختلافات غيراقتصادي ميان يك كشور و همسايگان آن كشور است. اصل پنجم آن است كه ثبات سياسي و رضايت مندي عامه مردم نتيجه آن است كه حداقل نرخ رشد اقتصادي در يك كشور بايد 3 درصد باشد. مهم ترين گروه اجتماعي كه هيات حاكمه يك كشور مي تواند به آنها اتكا كند، طبقه متوسط است كه توليد ثروت، ثبات سياسي و آينده يك كشور براي آنها اهميت دارد. اصل ششم برنامه ريزي براي حفظ محيط زيست است.

 

دكتر سريع القلم در ادامه براي تشريح اين اصول اطلاعاتي از برخي كشورهاي دنيا با استفاده از مشاهداتش در داووس بيان كرد و گفت: از ميان كشورهاي «آسه آن» (ASEAN) يعني 10 كشور آسياي جنوب شرقي، اندونزي در سال 2012، 204 ميليارد دلار صادرات داشته است. اين كشورها 2/2 تريليون دلار توليد ناخالص داخلي (GDP) دارند. مجموعه فعاليت اين كشورها هم رديف برزيل است و از روسيه بيشتر است.

 

اين كشورها براي همگرايي ميان خودشان برنامه ريزي كرده اند. بر اين اساس تصميم گرفته اند طي يك دهه آينده 540 هزار مايل جاده بكشند و 11 هزار و 700 مايل ريل آهن بين خودشان تاسيس كنند. كشور بعدي كه اطلاعات آن را مي گويم، كره جنوبي است. درآمد سرانه كره جنوبي 23 هزار دلار است، نرخ رشد اقتصادي آن در نيم قرن اخير حداقل 7 درصد بوده است.

 

ارزش صادرات و واردات اين كشور 2/1 تريليون دلار بوده است. كشور بعدي تركيه است. در سال 2012، 36 ميليون توريست و گردشگر از تركيه بازديد كرده اند. نرخ رشد اقتصادي تركيه در يك دهه گذشته حداقل 8 درصد بوده و طي 10 سال گذشته، 10 هزار كيلومتر اتوبان در اين كشور ساخته شده است. درآمد سرانه اين كشور 10 هزار و 500 دلار است و در سال 2012، 67 ميليارد دلار صادرات محصولات كشاورزي تركيه بوده است.

 

كشور بعدي لهستان است. 106 ميليارد دلار طي 5 سال آينده از طرف كشورهاي اتحاديه اروپا در اين كشور سرمايه گذاري خواهد شد. اتحاديه اروپا در 10 سال گذشته 40 ميليارد دلار براي ساختار عمراني لهستان سرمايه گذاري كرده است. حداقل نرخ رشد اقتصادي لهستان 4 درصد است و 46 درصد از توليد ناخالص داخلي اين كشور براي صادرات بوده است.

 

دكتر سريع القلم در ادامه بر اهميت كار اقتصادي چند جانبه و منطقه يي و بيرون آمدن از الگوهاي صرفا داخلي تاكيد كرد و گفت: منطقه نفتا در شمال امريكا (كشورهاي كانادا، امريكا، مكزيك) نشان مي دهد كه در سال 1993 تجارت ميان اين كشورها 290 ميليارد دلار بوده است، در حالي كه در سال 2012 به 1/1 تريليون دلار رسيده است. اين پيشرفت چشمگير به دليل قفل شدن اين كشورها و يادگيري متقابل است.

 

كشور مكزيك كه ما آشنايي بسيار كمي با آن در حوزه علمي و اجرايي داريم، با 40 كشور جهان قرارداد تجارت آزاد بسته و بخش خصوصي اين كشور با مفاهيم كيفيت، رقابت و سرمايه گذاري آشنايي بسيار نزديكي دارد. 20 سال گذشته 75 درصد صادرات كشور مكزيك را نفت تشكيل مي داد، در حالي كه امروز 75 درصد صادرات اين كشور كالاست. درآمد سرانه اين كشور در سال 1994، 4500 دلار بوده است، در حالي كه امروز به 9700 دلار رسيده است.

 

دكتر سريع القلم در حالي كه اين اعداد و ارقام را درباره شاخص هاي توسعه كشورهاي مختلف بيان مي كرد، بر اهميت ذهن كمي و رقمي و آماري در سياستگذاري ها تاكيد كرد و گفت: طي 20 سال آينده 35 هزار هواپيماي ايرباس در دوبي بايد ساخته شود، اين امر به دليل تقاضاي بالايي است كه در دنيا وجود دارد.

 

ارزش اين تعداد هواپيما 8/4 تريليون دلار است كه 35 درصد تقاضاي اين هواپيماها در منطقه آسيا خواهد بود. حدود 35 كشور در دنيا براي توليد اين هواپيماها با يكديگر همكاري مشترك خواهند داشت. سهم نرخ رشد از كل نرخ جهاني بين سال هاي 82 تا 87، 8/29 درصد بوده است، حال آنكه اين رقم امروز 9/13 درصد رسيده است.

 

دكتر سريع القلم در ادامه با اشاره به كهنه بودن متوني كه در علم سياست در ايران آموزش داده مي شود، گفت: متوني كه ما در ايران مي خوانيم و مورد بحث قرار مي دهيم، تقريبا به 55 سال گذشته برمي گردد، يعني در كشور ما هنوز صحبت از غرب است، در حالي كه ديگر غربي در كار نيست.

 

نرخ رشد از كل جهان در مورد چين 35 سال گذشته 9/9 درصد بوده، اما امروز به 6/33 درصد رسيده است. اين رقم در مورد چين از 8/3 درصد به 4/9 درصد رسيده است و در مورد ژاپن از 3/10 به 4/1 درصد رسيده است. مديريت درآمد نفت در نروژ نشان مي دهد كه اين كشور 720 ميليارد دلار در صندوق ذخيره ملي اش اندوخته دارد. طبق قانون اين كشور تنها 4 درصد از اين رقم را مي تواند در بودجه جاري مورد مصرف قرار دهد، يعني طبق مقررات نروژ 96 درصد از درآمد نفتي اين كشور بايد بيرون از اين كشور سرمايه گذاري شود و 5/2 درصد مالكيت هر شركتي كه در اتحاديه اروپا ثبت شده متعلق به ذخاير نفتي كشور نروژ است.

 

امروز تمامي احزاب و پارلمان در نروژ با يكديگر براي توافق بر سر اجماع جهت بهره برداري بيشتر از اين درآمد نفت با يكديگر بحث مي كنند، تا به توليد علم، فناوري و ايجاد ساختار عمراني وسيع تر در اين كشور بپردازند.

 

دكتر سريع القلم در تشريح تحولات بين المللي پيش رو گفت: كاهش طبقه متوسط در اروپا و امريكاي شمالي و افزايش آن در آسيا و امريكاي لاتين يكي از اين تحولات است. اين امر نشان مي دهد كه ما اگر بخواهيم يك استراتژي ملي تدوين و به آينده اقتصاد ايران طي يك دهه ديگر توجه كنيم، بايد توجه ويژه يي به منطقه آسيا به دليل افزايش طبقه متوسط و به طور طبيعي افزايش مصرف گرايي داشته باشيم. منطقه آسياي مركزي و قفقاز به واسطه بين المللي شدن اين منطقه به شدت در حال رشد است. من اخيرا اين نكته را در داووس ديدم كه همه كشورهاي آسياي مركزي در قفقاز به طور فعال حضور داشتند و قراردادهاي قابل توجهي با كشورهاي مهم دنيا منعقد كردند.

 

دكتر سريع القلم سپس به مقايسه سطح رقابت پذيري كشورها پرداخت و گفت: نخستين كشور سوييس است، كشور دوم سنگاپور است، آلمان در رده چهارم جهان و قطر در رده سيزدهم است. كشور امارات نوزدهم و چين، بيست و نهم است. كشور مالزي در رده 34 و جمهوري آذربايجان 39 و تركيه 44 است. اينها در حالي است كه ايران در رده 82 قرار دارد.

 

دكتر سريع القلم در ادامه به تحولاتي كه در سطح بين المللي در دنيا در حال وقوع است، اشاره كرد و گفت: آمار شركت هاي چندمليتي در دنيا از نكاتي است كه بسيار حايز اهميت است. اين آمار نشان مي دهد كه در سال 2003 كشورهايي كه در حال توسعه بودند، تنها 19 شركت چندمليتي داشتند، امروز اين كشورها 127 شركت چندمليتي دارند و اين به معناي 670 درصد افزايش است، در حالي كه كشورهاي توسعه يافته سنتي جهان يك دهه پيش 481 شركت چندمليتي داشتند و حالا173 شركت چندمليتي دارند و اين نشانگر كاهش 22 درصد در سطح جهان است.

 

اين پيشرفت بدان معناست كه در سال 2020، 50 درصد از رشد توليد ناخالص داخلي در سطح جهاني از آن كشورهاي «بريكس» يعني كشورهاي برزيل، روسيه، هند، چين و آفريقاي جنوبي خواهد بود. هر ساعت در دنيا 800 ميليون توئيت (twit) صورت مي گيرد. جمعيت كنوني آفريقا يك ميليارد نفر است در حالي كه اين جمعيت در سال 2050 به 2 ميليارد نفر خواهد رسيد. امروز ما در دنيا 25 ابرشهر داريم، در حالي كه تعداد آنها طي 10 سال آينده به 35 شهر خواهد رسيد.

 

سريع القلم اتفاق مهمي كه در جهان در حال وقوع است و در نسل جوان ايران نيز مشهود و اميدواركننده است را معقول و منطقي شدن انسان ها به دليل گسترش دنياي مجازي خواند و گفت: اين امر باعث مي شود انسان ها از حسي بودن و مزاجي بودن دور شوند. ذهن و مغز جديد انسان ها به دليل اتصال با ذهن مجازي جهان در حال رشد است.

 

در داووس 2014 تنها 9 ميزگرد تخصصي در رابطه با مغز و ذهن نوين انسان تحت عنوان hyperconnectivity and rewiring the brain برگزار شد. اگر بخواهم به يك نمونه از اهميت اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي جهان مجازي اشاره كنم، بايد آمار فروش بازي هاي كامپيوتري در امريكا در سال 2013 اشاره كنم كه 25 ميليارد دلار بوده است.

 

دكتر سريع القلم فهم غالب ما در ايران از جهان را به دوره جنگ سرد مختص دانست و گفت: ما به طور عميق از جهان فناوري، صنعت، آموزش و همكاري هاي منطقه يي و بين المللي بي اطلاع هستيم. ما نسبت به جهان ذهنيت داريم و نه شناخت. يعني الان كساني كه عموما بولتن مي خوانند و اطلاعات دقيقي از جهان ندارند، بلكه شبح و ذهنيتي از جهان دارند و بر اساس intuition فكر مي كنند و ذهن شان بر اساس اطلاعات و آمار دقيق تشكيل نشده است، تصور مي كنند كه جهان در حال فروپاشي است، در حالي كه اطلاعاتي كه من ارائه كردم نشان مي دهد جهان در حال انتقال بزرگ است و شهروندان در اكثر كشورهاي دنيا كه شامل آفريقا هم مي شود، امروز از زندگي بهتري برخوردار هستند.

 

دكتر سريع القلم در پايان به بيان پيش نيازهاي توسعه ايران پرداخت و گفت: نخست شناخت علمي و واقعي از جهان: دوم شناخت واقعي و علمي از ايران: سوم معيار اثرگذاري در جهان امروز حتي در حوزه فرهنگ، شاخص هاي اقتصادي و فناوري هستند: چهارم تقويت ساختارهاي قانوني و قضايي در داخل ايران: پنجم قوه مقننه و قوه قضاييه موثرتر: ششم افزايش امكانات مالي و سرمايه گذاري مساوي است سياست خارجي تعاملي. به نظر من به عنوان كسي كه تحولات دنيا را روزانه دنبال مي كند، انرژي تقابل با ايران متمركز در عربستان و اسراييل است.

 

اگر كشور ما به فكر يك راهبرد بنيادي براي سياست خارجي تعاملي است، بايد در رابطه با فعاليت هاي اين دو كشور و انرژي تقابلي در مقابل ايران به وجود آورده اند، فكر بكند. از ديگر پيش نيازهاي توسعه پذيرفتن بيشتر تفاوت هاي فكري و رويكردي در كشور، دستيابي به اجماع پيرامون رهيافت هاي كل كشور طي يك دهه آينده، افق و سياستگذاري نرخ رشد 5 درصدي در ايران كه ضامن حل و فصل بسياري از نارسايي ها در كشور خواهد بود، ميل مشترك سياستگذاري خارجي و الزامات توسعه اقتصادي و نهايتا اينكه فكر كردن به كل كشور نه يك گروه خاص.