تاریخ

تفرجگاه تخت سلیمان تکاب به همراه بازار تبریز، بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی، قره کلیسای جلفا و گنبد سلطانیه زنجان یکی از Taxti Suleymanپنج اثر تاریخی آذربایجان می‌باشد؛ که در فهرست مجموعه میراث جهانی به ثبت رسیده است. برای همین اهمیت این اثر تاریخی بر هیچ کس پوشیده نیست. اما دانسته ‌های علاقه‌مندان آثار تاریخی در مورد این بنای باشکوه بسیار اندک و توام با دوروغ‌های مصلحتی ساخته شده از طرف پژوهشگران سازمان میراث فرهنگی کشور میباشد.

سازمان میراث فرهنگی کشور جهت تحریف تاریخ مجموعه تخت سلیمان تکاب تلاش وافری از خود نشان می دهد. از منظر اندیشکده های سازمان میراث فرهنگی این بنای باشکوه ملک بی صاحبی است؛ که باید در اسرع وقت شناسنامه ای ساسانی به آن صادر نموده و موجدین باستانی این بنای دور افتاده را به دست فراموشی بسپارند. تلاش ما در این نوشته بر آن خواهد بود که بدون طول و تفصیل و بصورت مختصر، نادرست بودن گزاره‌های رسمی موجود در مورد این بنا را بر خوانندگان روشن نماییم.

الف: نام تاریخی
این مجموعه که در جنوب شرقی استان آذربایجان غربی و در
۴۵ کیلومتری شمال شرق شهرستان تکاب(تیکان تپه) قرار دارد از سال ۱۹۳۷ کشف و نامگذاری آن توسط کارل اشمیدت تخت سلیمان نام دارد. هیچ سند و مدرک متقنی که بر اساس آن بتوان اسم یا اسامی این بنا (قبل از ۱۹۳۷) را فهمید در دست نیست. کتب متعدد تاریخی نشان می دهد که در قرن هفتم هجری آباقاخان ایلخانی این منطقه را به عنوان پایتخت ییلاقی خود و تفرجگاهی برای شکار احداث نموده است. امروزه در تخت سلیمان فقط بقایای کاخ های دوره ایلخانی باقی مانده است  و از آن همه جار و جنجال مبنی بر شکوه و عظمت این بنا در دوره ساسانی جز به صورت بقایای دیواره ‌ها اثری نیست. کتاب های دوره ایلخانی نیز این مجموعه را سوغورلوق با سقورلیق نامیده اند. این دو مستندترین اسامی تاریخی هستند که برای این بنای باشکوه ثبت شده اند. سوغور؛ خرگوش صحرایی شبیه بزمچه است که از پوست آن بارانی تهیه کنند و نکته بسیار قابل تامل درمورد این حیوان این است که تصاویر بسیاری از آن بر روی کاشیهای زرین‌فام این بنا که شهرت جهانی دارند نقش شده است. در این کاشیها که جز آثار بدست آمده هنگام حفاری باستانشناسی میباشند و هنوز در این مجموعه نگهداری می‌ شوند تصویر سوغور با طلا بر روی کاشیها نقش بسته است. بنا به نوشته محمود کاشغری سوغور یا سیغیر گونه‌ای شکار است که خانها به همراه مردم در آن شرکت جویند. بدینگونه  که افراد خان در بیشه‌ها و بیابانها پراکنده شوند و حیوانات وحشی را یکجا گرد آورده و به سویی که خان استقرار دارد میرانند و او نیز بی‌آنکه احساس خستگی کند حیواناتی را که به سویش می‌آیند، با تیر میزند.از طرف دیگر سوغور یا سیغیر اسم عام برای انواع گاوها و گوزنهاست که به دلیل حضور پررنگ گاونر در اساطیر کهن اقوام آلتایی و مردم ساکن در اطراف تخت سلیمان این مهم هم می تواند در خور توجه قرار گیرد. علاوه بر دو فرضیه فوق لغت سوغورلوق میتواند در ارتباط با سو(آب) به وجود آمده باشد خاصه اینکه هم در محوطه اصلی تخت سلیمان دریاچه ای وجود دارد و هم اینکه کوه زندان داغی در گذشته های دور چشمه‌ی بزرگی بود که مورد پرستش ترکهای مانایی نیز قرار داشته است.  از آنجا که مرتبط دانستن اسم این بنا با گاونر و یا آب نمیتواند توجیه‌گر وجود تصویر جونده‌ی کوچک و بی‌اهمیتی مانند سوغور بر روی کاشیهای مطللای این بنا باشد و با توجه به اینکه این بنا کاخ شکار و ییلاقی ایلخانیها بوده است شکارگاه بودن این منطقه و استفاده از نام شکار اصلی منطقه یعنی سوغور در اسم آن معقولتر مینماید.  با توجه به فاصله کمتر از ۲۰۰ کیلومتری سلطانیه  و مراغه (پایتختهای ایلخانی) با تخت سلیمان و وجود راه طبیعی میان این دو محوطه انتخاب چنین مکانی به عنوان پایتخت ییلاقی و تفرجگاه شکار می تواند انتخاب به جایی باشد. هم چنان که این محوطه تاریخی از ۱۹۳۷ تا دوره ایلخانی مورد توجه کسی قرار نگرفته است، اگر تا سیصد سال پیش از دوره ایلخانی همه نوشته‌های تاریخی را ورق بزنیم باز اثری از آن نخواهیم یافت؛ تا اینکه  این مکان در سده سوم هجری و آنهم تنها در روایت های اساطیری ایران خود نمایی می کند. این خودنمایی نه با عنوان تخت سلیمان و نه با عنوان سوغورلوق می باشد. روایت های اساطیری ایرانی از مکان هایی با عبارات گنزک، گنجک، شیز و آذرگشنسب یاد کرده و هیچ آدرس در خور توجهی از آنها بدست نمی دهند. تنها نکته مشخص این است که آذرگشنسب در آذربایجان است و آتشکده‌ای که برای قدردانی و شکران او ساخته شده است در ساحل دریاچه‌ی چی چست(اورمیه) قرار دارد. برای همین وظیفه محقق امروزی ابتدا تطبیق آن اسم  با بناهای موجود  در مراغه، ملکان وتکاب  و سپس آشکار ساختن تاریخ بر اساس روایت های داستانی می باشد. با توجه به اینکه فاصله مراغه و ملکان با دریاچه چیچست بسیار کمتر از تکاب میباشد؛ اثبات مطابقت این بنا با اسامی فوق بسیار سخت‌تر از انکار آنست اما به صورت یک اجماع پذیرفته شده، تاریخ نویسان میراث فرهنگی بر این باورند که تخت سلیمان امروزی را می توان همان گنزک، شیز و آذرگشنسب یاد شده در روایت های ازمنه کهن منطبق دانست. این اجماع خلع های اثباتی فراوانی دارد. پیش فرض ما در این نوشته بر این است که نام تاریخی تخت سلیمان ، سوغورلوق یا سقورلیق می باشد؛ و گنزک، شیز و آذرگشنسب را جهت بررسی روایتهای اساطیری با این بنا یکی دانسته و بر اساس همان روایت ها و تطابق آنها با یافته های باستان شناسی پرده از چهره سازندگان این بنای با شکوه تاریخی برداریم.

ب: سازندگان این بنا

Kashiتاریخ ‌نویسان سازمان میراث فرهنگی کوشش بیهوده فراوانی نموده‌اند تا ساخت این بنا را به دوره ساسانی نسبت دهند. اما نتایج تحقیقات باستان شناسان بسیار زود همه این تاریخ ‌سازی‌ ها را نقش بر آب کرد. مقبره های مربوط به دوره های ساکایی، گورکان های مربوط به شاهزادگان های ماننایی و ابنیه های دوره اشکانی به وفور در این محوطه یافت شدند. باستانشناسان آلمانی دیوارهایی در ارتفاع نود متری کوه زندان یافته‌اند که بصورت پله‌هایی برای بالا رفتن و قرار گرفتن در مکان اصلی عبادت تعبیه شده بوده است. این دیواره‌ها باقدمت هشتصد سال قبل از میلاد و متعلق به ترکهای ماننایی میباشد.همچنین آثار به دست آمده از دوره پارینه سنگی و عصر آهن اول، عصر آهن دوم و عصر آهن سوم و تومولوس های مجید و احمد آباد که همگی در زمره مجموعه آثار باستانی تخت سلیمان به ثبت رسیده اند نشانگر این واقعیت هست که محوطه باستانی تخت سلیمان امروزی ۱۵۰۰ سال پیش از ساسانیان ساخته شده و مورد توجه حاکمان و مردمان منطقه بوده‌است. شق دوم این ادعا این است که هرچند این بنا بسیار پیشتر از ساسانی ها ساخته شده است اما دوره شکوه و عظمت آن در دوره ساسانی بوده است. این شق نیز با توجه به ساختار خود بنا توان ایستادگی در برابر یافته‌های باستانشناسی را ندارد. از جمله بناهای در خور توجه محوطه تخت سلیمان قلعه بالقیز می باشد که در ارتفاع ۳۲۰۰ متری از سطح دریا و در دوره اشکانی ساخته شده است به اعتقاد باستان شناسان این قلعه جهت دیدبانی و حفاظت از محوطه  سیاسی_مذهبی مرکزی بنا شده است با این تفاسیر و با توجه به تقدم زمانی اشکانی ها نسبت به ساسانیان باید پذیرفت که مجموعه تخت سلیمان پیش از ساسانی ها نیز به عنوان یک بنای سیاسی_مذهبی دارای ارزش وافری بوده است و جهت حفاظت و دیده بانی آن قلعه های متعددی در ارتفاعات ساخته شده است. قلعه بالقیز علاوه بر امر دیده‌بانی میتواند کارکرد دیگری نیز داشته باشد. از آنجا این قلعه به اندازه‌ای از محوطه تخت سلیمان  مرتفع است که در صورت هرگونه خطر احتمالی نمیتوانسته است محافظ خوبی برای بنا باشد باید این قلعه را نیز به مانند دیواره‌ها و پله‌های قله زندان معبدی بدانیم که جهت عبادت  ساخته شده است. اقوام آلتایی با ساخت معبد بیگانه بودند و مراکز عبادی آنها بصورت روباز و در ارتفاعات ساخته میشد تا هنگام عبادت کمترین فاصله را با خدای آسمان و سحرگاهان که همانا تانقری میباشد داشته باشند. در هر حال یافته‌های باستان شناسی دوره عصر آهن دوم را اوج شکوه و عظمت این محوطه کهنسال آذربایجان می داند.

پ: سازندگان این بنا براساس داستان‌ های کهن

میراث‌ خواران سلسله ساسانی در حالی به تلاشهای بیهوده خود جهت مصادره این بنای تاریخی ادامه می دهند که کاتبان و موبدان دربار ساسانی خود از حذف آثار متعلق به ادوار پیش از میلاد این محوطه ناتوان مانده و در برخی از نوشته های خود اعتراف نموده اند که این بنا بسیار پیش تر از ساسانیان و توسط تورانی ها ساخته شده و آن ها بنای بعدی را بر ویرانه های ابنیه تورانی بر پا کرده اند. در روایت پهلوی شهرستان های ایران که مجموعه روایت های برجا مانده از دوره ساسانی می باشد آمده است که گنجک را افراسیاب تورانی ساخته است. در روایت بندهشن (تالیف سده سوم هجری) و دینکرد نیز آمده است: چون کیخسرو افراسیاب را کشت بتکده‌ی کنار دریاچه چیچست را ویران کرد آذرگشنسب بر بال اسب کیخسرو نشست و تیرگی و تاریکی را ازمیان برد و جهان را روشن کرد. سپس در جای بتکده ویران بر فراز کوه اسنوند آتشگاهی نشانده شد این آتشگاه را از این روی گشنسب می‌خوانند که بر یال اسب نشانده است(بندهشن، بخش۹، ص۹۱ و روایت پهلوی فصل ۱۸، ص۲۸)

حکیم فردوسی نیز در شرح نبرد نهایی به کشته‌شدن افراسیاب به دست کیخسرو پسر سیاوش در جنوب دریاچه ارومیه اشاره کرده تاکید می کند که خسرو بنای عبادی و اعتقادی تورانیان را در آذربایجان نابود کرده بر فراز ویرانه‌ های آنها آتشگاهی ساخته است.

با فرض اینکه بنای تخت سلیمان امروزی همان آتشکده آذرگشنسب یا گنجک باشد، با توجه به همین روایت های باقیمانده از ستایشگران کیانی این مکان تاریخی آذربایجان توسط افراسیاب تورانی و به عنوان مکانی برای عبادت و دفن بزرگان ساخته شده است(بزرگانی که باستان شناسی نیز مقبره‌ های آنها را یافته) و بندهشن و دینکرد مکان عبادی تورانیها را با عنوان بتکده یاد می کند و کیخسرو با ویران ساختن آن بنای آتشکده مورد بحث را بر فراز ویرانه های آنها ساخته است.  یافته‌های باستانشناسی نیز همصدا با روایات بندهشن و دینکرد بنای کوه زندان را عبادتگاه ماننایی(همان تورانی) میداند.

فرض اول پژوهشگران میراث فرهنگی مبنی بر ساخته شدن این محوطه  در دوره ساسانی به مدد یافته‌های باستان شناسی مردود گردیده و ساخت این محوطه توسط تورانی ها با استناد به داستان های اساطیری ایرانی  گذاره مقبول تری می‌باشد. از طرف دیگر از آنجا که دوره عصر آهن دوم از نظر باستان شناسی دوره شکوه این محوطه می باشد و این دوره از نظر تاریخی با سلسله های ساکایی و مانایی هم زمان بوده است. بیخود نیست که کاتبان اساطیر کهن تورانی ها را سازندگان اولیه این ابنیه دانسته‌اند. زیرا امروزه یافته های تاریخی حکومت های سکایی و ماننای را در زمره فرهنگ های التصاقی زبان می داند که روایت های باستانی ایران از آنها با عنوان تورانی یاد می کنند که آذربایجان نیز از دیربازیکی از عمده سکونت‌گاه‌های آلتایی بوده است.