تئوری

Haluk Koç 1در اين روزها كه مساٸل تركيه بخشي در رسانه هاي همه كشورهاي دنيا مورد بحث است، براي فارسي دانان ساكنين كشورهاي غربي كه همزمان هم دسترسي به مدياي فارسي در داخل و خارج ايران را دارند و هم همين موضوعات را از مدياي كشورهاي محل زندگي خود در غرب تعقيب مي كنند، تفاوت اين دو دسته مديا، حيرت آور و حتي شوك آور است. تصويري كه از مدياي فارسي دستگير مراجعين اين قبيل رسانه ها ميشود، تنها با تصاوير اراٸه شده از افراطي ترين رسانه هاي ناسيوناليستي روسيه قابل مقايسه است. كشور روسيه البته تجربه ناچيزي از چيزي بنام رسانه آزاد دارد و از اين بابت صد رحمت به رسانه هاي نه چندان پيشرفته جهان سومي كه حتي اگر كمتر حرفه اي عمل بكنند، باز از آن يكدستي كنترل شده مدل روسي، فرسخها فاصله دارند.

 

در اين كشور، تلويزيون از دوران كمونيسم باينسو، وسيله اي است براي القاي اين توهم به افكار عمومي كه دنياي غرب جايي براي زيستن نيست و غرب اگر چيزي جز بيكاري و فقر چيزي داشته باشد، همانا سيل و بلاياي طبيعي است كه گهگاهي حتي دولت سخاوتمند روسيه هم بداد آنها مي­شتابد. اگرچه مدياي فارسي حداقل در زمينه تعقيب مساٸل تركيه با مدياي روسيه قابل مقايسه است و حتي با كمي اغراق با تلويزيون كره شمالي مشابهتهايي دارد، اما از نظر افكار عمومي، يعني نتيجه حاصل از فعاليتهاي اين رسانه ها، جامعه روسيه از يك طيف بسيار بزرگتري از شهروندان ديرباوري برخوردار است كه با ترديد به رسانه هاي خودشان مي­نگرند و فعالانه در جستجوي كانالهاي مستقل خبري هستند. فاجعه جامعه ايراني در موارد و موضوعات خاصي با دو تلويزيون بي بي سي فارسي و صداي آمريكا و دهها كانال تلويزيوني اوپوزيسيون تكميل مي­شود. به اين معني كه، اگر چنانچه در موردي، يك وفاق عمومي در نفرت از سوژه­اي (مثلا تركيه) يا محبت به سوژه ديگري (الان روسيه) حاكم باشد، و ديگر اين رسانه هاي فارسي خارج از كشور، چوب لاي چرخ رسانه هاي رژيم در  داخل كشور نگذارند، رسانه­هاي فارسي شبيه رسانه­هاي روسيه عمل ميكنند. توجه كنيد كه مثلا در جريان جنبش سبز رسانه هاي فارسي بي بي سي فارسي و صداي آمريكا بيش از رسانه هاي مستقل بودند و بنحوي ارگانهاي تبليغي اين جنبش بحساب مي آمدند كه حتي از طرح يك سوال انتقادي از سخنگويان جنبش سبز خودداري ميكردند و بسياري از اخبار كنترل نشده جنبش سبز با دست و دلبازي همدلانه اين رسانه ها منتشر ميشدند. در آن زمان براحتي مي شد نقش غيرحرفه اي و جانبدارانه اين دو تلويزيون در همه سطوح را مشاهده كرد. در آن زمان، نقش روسيه، در حمايت از جناح احمدي نژاد و محافظه كاران رژيم مورد انتقاد رسانه­هاي خارج بود و روسيه مثل امروز سوگلي همزمان رسانه هاي رژيم و اوپوزيسيون نبود. جالب است كه پديده مشابهي در شكل همدلي رسانه­ها و مراكز در داخل كشور هم مشكل ساز ميشود. هروقت كه جناح محافظه كار بر ارگانهاي حكومتي غلبه دارد، امكان نقد آنها از سوي رسانه هاي داخل كشور سخت ميشود و تنها در صورتي كه اصلاح طلبان در مصدر امورات باشند، رسانه هاي به دليل فقدان همدلي ميانه رسانه ها و مراكز فشار رژيم ميتوانند آزادنه از مسٸولين اصلاح طلب كشور انتقاد كنند.

Haluk Koç2اوپوزيسيون سياسي تركيه باستثناي حزب كردي كه مشكلش اتصال بند نافي با ترور و خشونت مسلحانه است، صدايي از ديروز است. حزب جمهوريخواه خلق به رهبري كمال قليچدار اوغلو بعداز ناكامي هاي مكرر در جلب اعتماد رأي دهندگان تركيه، بجاي تجديد نظر در سياست و برنامه خود، نام مصطفي كمال آتاتورك و ژست بي محتواي سكولاريسم و سوسيال دمكراسي را سرمايه سياسي كرده است و ميخواهد با هياهو، اكثريت رأي دهندگان تركيه را قانع كند كه درست نمي بينند، درست درك نمي كنند و درست رأي نمي دهند و در همه انتخابات 13 سال اخير تركيه، اشتباه كرده اند. وقتي هم كه احساس كمبود ميكنند، جنجال و دروغ از نوع ارزان جهان سومي يار و ياورشان است. اين حزب قبلا با هياهوي بسيار "اسناد همكاري و ملاقات بلال اردوغان" را منتشر كرده است كه از سوي ديگر اجزاء اوپوزيسيون تركيه و منابع متعدد مدياي فارسي در ايران و خارج بعنوان سند قاطع همكاري يكي از با لياقت ترين تيمهاي رهبري سياسي و اجرايي تركيه يعني حزب عدالت و توسعه با تروريستهاي جهادي ايشيد، در هر سيات اينترنتي ميتوان ديد. اين عكسها از سايت ويژه وزارت اطلاعات براي ترك ستيزي در ايران (آذريها) تا همه منابع راست و چپ و داخل و خارج در ايران چاپ شده است. مدياي فارسي از اين جهت حكم تلويزيون كره شمالي را يافته است كه مسلمات و واقعيات اظهر من الشمس منتشر شده در آن فضا، براي مراجعين از همه جا بيخبر اين منابع نيازي به اثبات و اراٸه ادله بيشتر ندارد. لازم به ذكر است كه بلال اردوغان تحصيلات خود را در دانشگاه هاروارد به پايان رسيده و در گذشته در بانك جهاني مشغول به كار بوده است.

Haluk Koç 3اسماعيل كمبر و برادرش علي كمبر از اهالي شهر هاتاي تركيه بزرگ شده شهر بندري مرسين، از سال 1992 مقيم استانبول، اسماعيل كمبر در اصل پيانيست و علي كمبر خواننده بوده بدنبال يك دوره از كارهاي هنري در كازينوها و كلوبهاي شبانه استانبول از سال 2006 يك شبكه از مراكز كبابي بنام "جيرستان" را اداره ميكنند كه اينك در 14 نقطه استانبول فعاليت دارد. علي كمبر در عين حال شهروند كشور روماني نيز هست. علي كمبر توضيح مي دهد كه بلال اردوغان پسر پرزيدنت رجب طيب اردوغان مثل تعداد ديگري از سياستمداران و رهبران احزاب سياسي تركيه، در يكي از شعبه هاي كبابي آنها چند باز غذا خورده و آنها هم خودشان عكسهايي با وي گرفته در شبكه هاي اجتماعي برات تبليغ شركت خود منتشر كرده اند. اين عكس 15 تا 20 روز قبل از انتخابات شهرداريها در تركيه بتاريخ 30 مارس 2014 بعنوان سند همكاري حزب عدالت و توسعه تركيه با القاعده و سپس در آستانه انتخابات رياست جمهوري با عناوين ديگر و اينبار زير عنوان مد روزتر همكاري رهبري سياسي تركيه با رهبران دولت اسلامي شام و عراق (!) انتشار يافت. در عكس فوق بردران كمبر علاوه بر بلال اردوغان با ديگر شخصيتهاي مشهور تكيه عكس گرفته و همه را به قصد ركلام در صفحه فيسبوكي شبكه رستورانهاي خود منتشر كرده اند.

علي كمبر در اين فيلم با تلخي و كنايه مي­گويد كه ما بعنوان موزيسين سعي در معروف شدن داشتيم بي خبر از اينكه سرنوشت ما معروف شدن با همچو عنواني را براي ما رقم زده بود!

Ciğeristan 2در ابتداي فيلم مزبور، ابتدا مي بينيم كه "هالوك كوچ" نماينده حزب جمهويريخواه خلق از سامسون كه در عين حال معاون دبيركل حزب و سخنگوي حزب نيز است، عكس بالا از اردوغان با برادران كمبر را بعنوان سند همكاري بلال اردوغان و از آن طريق حزب عدالت و توسعه با داعش(!) را از پشت تريبون سخنراني به حاضرين و دوربينهاي تلويزيوني نمايش مي دهد. با چنين اوپوزيسيوني، تعجبي ندارد كه گروه بزرگي از رأي دهندگان تركيه با ديده ترديد به صميميت و توانايي اوپوزيسيون تركيه نگاه ميكنند.
مدياي فارسي با تبديل شدن دسته جمعي در داخل، جارج، حكومتي، اوپوزيسيوني، كمونيستي و انواع
ديگر به ميكروكليمايي از جنس تلويزيون كره شمالي، و دخيل بستن به رژيم اسد و پوتين و مرتكبين جنايات جنگي و پاكسازي اتنيكي در سوريه، همه كانالهاي سودبري از تجربه تركيه (شامل دستاوردها و ناكامي هاي آن) در اين يكي دو دهه پر تكاپو را بر روي افكار عمومي ايران مي بندد. از اين بابت تنها بايد افسوس گفت. تجربه اين سالهاي تركيه از اروپاي روشنگري و رنسانس، ژاپن ميجي، كره جنوبي، مالزي، سنگاپور، دوبي و حتي از ايران قديم به ما نزديكتر و پر اهميت تر است. مدياي فارسي اين شانس بررسي از نزديك و ناقدانه تحولات تركيه را به كارزار جهاديستي ترك ستيزانه و تركيه ستيزانه تبديل كرده و قبل از هم به وظيفه اطلاع رساني از يك حوزه بسيار مهم با مساٸل شبيه مشكلات ما، خيانت ميكند. تنشهاي اتنيكي، كشاكش اسلام با مدرنيته و دموكراسي، امكان محدود كردن دين به الزامات يك جامعه سكولار، راه انداختن يك اقتصاد مولد داراي توان رقابتي در جهان گلوبال قرن بيست و يكم، انتخابات آزاد، حل پاردوكس تاريخي تضاد آزادي با امنيت اجتماعي و اقتصادي شهروندان و دهها مسٸله ديگري كه تركيه در همه جبهه ها در جنب و جوش براي پاسخيابي و اجراي عملي آنهاست، مساٸل ايران هم هست و مدياي فارسي مٶظف است بجاي اينكه مثل تلويزيون كره شمالي به توليد و نشر اخبار تسكين دهنده عقده هاي ترك ستيزانه محافل عقب مانده جامعه ايران باشد، به انعكاس واقعيت جامعه تركيه و بررسي ناقدانه تحولات اين كشور در سطحي قابل مقايسه با مدياي متقد دولت در تركيه باشد.

پايان سخن

تأثير فضاي رسانه اي فارسي به جامعه تركيه مثل صد و پنجاه گذشته چيزي است نزديك به صفر. حاكميت هيستري تركيه ستيزانه در رسانه هاي فارسي، كل جامعه ايران، نيروهاي سياسي، اقليتهاي اتنيكي و گرايشات ايدٸولوژيكي موجود در مكان ايران را، از مطالعه نزديك جامعه تركيه محروم مي­كند و از آنجايي كه بخش مهمي از هالي كشور بدليل آشنايي با زبان توركي، دسترسي بلاواسطه به تحولات تركيه دارند، حاكميت روحيه جهادي تركيه ستيزانه در رسانه هاي فارسي، اعتماد اين بخش توركي دان جامعه به رسانه هاي فارسي از بين ميبرد و به
Ciğeristan 3قطبي شدن بيشتر جامعه مي انجامد. بگذريم كه حتي سفر سه روزه به يك شهر كوچك تركيه در سال 2015 ميتواند اطلاعات دست اولي به فرد مسافر بدهد كه نتيجه عرق ريختن همه تبليغات رسانه هاي فارسي داخل و خارج كشور را به هيچ و پوچ تبديل بكند. تركيه كشور بزرگي با تحولات از همه نوع آن است و اوپوزيسيون نه چندان باهوش اين كشور و اقتدار 13 ساله حزب عدالت و وتوسعه ميتوانند كارهاي بد و خوب زيادي در آن فضا انجام بدهند اما چسبيدن رسانه هاي فارسي به مبتذلترين پديده هاي فضاي سياسي تركيه و رفتن بدنبال ارزانترين لجن پراكني هاي صحنه سياسي تركيه، پيش از آنكه كيفيت حوادث صحنه نمايش را نشان دهد، افشاگر بي استعدادي تماشاگران يعني اصحاب رسانه هاي فارسي مورد اشاره است.

 

لينك فيلم مصاحبه برداران كمبر

لينك سخنراي "هالوك كوچ" نماينده حزب جمهويريخواه خلق از سامسون و معاون دبيركل حزب و سخنگوي حزب

لينك صفحه فيسبوكي "جگرستان"

لينك از سايت 2فرهنگ نيوز" پايگاه خبري فرهنگ انقلاب اسلامي ايران در آخرين عكس منتشر شده در اين مطلب در پشت سر بلال اردوغان با برادران كمبر، تابلوي "جگرستان" بروشني ديده مي­شود.

لينك سايت كردي فارسي "شنوباس"

لينكه سايت "اطاق خبر" كه اين مطلب را منابع روسي نقل كرده است

 

در باره نویسنده:

علي رضا اردبيلي

آخرین مطالب علي رضا اردبيلي