جنبش ملی‌

Savalanادوارد براون در جلد سوم کتاب تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در خصوص هفته نامه ترکی ­زبان فروردین می نویسد : این هفته نامه در سال 1289 شمسی به مدیریت حبیب ا... آقازاده اورموی و سردبیری محمود اشرف زاده اسکندانی در اورمیه منتشر می­شد. این روزنامه حاوی یک بخش فکاهی و هجوی تحت عنوان داغدان- باغدان بود که سالها مورد تقلید سایر نویسندگان و مطبوعات قرار گرفت.

 

 

روزنامه صور اسرافیل که از زمره برترین نشریات آن دوران بود به پشتوانه مالی میرزا قاسم خان تبریزی و مدیریت میرزا جهانگیرخان شیرازی و به قلم علی اکبر دهخدا در تهران منتشر می­شد. هم احمد کسروی و هم محیط طباطبایی معتقدند که صور اسرافیل در سلیقه، قلم بندی و نگاه به حوادث و رویدادها، روزنامه های آذربایجان (چاپ تبریز) و ملا نصرالدین (چاپ آذربایجان روسیه) را به عنوان  دو روزنامه ترکی  به مثابه الگویی در نظر داشته است.

 

یحیی آرین پور در کتاب "از صبا تا نیما" ، قطعه هایی از سروده­های میرزا علی اکبر صابر (هوپ هوپ) را که در ملا نصرالدین منتشر شده بود با شعرهایی که عیناً سید اشرف ­الدین قزوینی آن را به فارسی برگردانده و بدون ذکر ماخذ در نسیم شمال چاپ کرده است را در مقابل نهاده می­نویسد: هر چند ممکن است بگویم سید اشرف نمی­ دانسته است اشعاری که به امضاء مستعار در روزنامه ملانصرالدین چاپ می­شود از صابر است اما شرط امانت این بود که لااقل یک بار در نسیم شمال اشاره کند که مضمون اشعار خود را از کدام منبع گرفته است. چنانکه صابر در یگانه شعری که از نسیم شمال ترجمه کرد ماخذ آن را به دست داده است.

 

در طول پانزده سال گذشته که مطبوعات ایران دوباره دوره نوزایی و رشد را تجربه می­کنند هیچ نشانی از شکوفایی مطبوعات و عرصه نشر در آذربایجان مشاهده نمی ­شود.

 

پیش قراول صنعت چاپ و پیشگام عرصه مطبوعات؛ امروز شکوفایی مطبوعات تهران را با خوشحالی و حسرت نظاره می­کند. فرزندان فکری میرزا علی اکبر صابر رشد مطبوعات و روشنفکری فرهنگ‌های همسایه را آرزو دارند اما ناامیدانه به موانعی که در راه تعالی عرصه فرهنگ آذربایجان قد علم کرده ­اند می­نگرند. خالقان بی ­بدیل دیروز به مقلدان بی ­تاثیری تبدیل شده ­اند که حتی کتب چاپ شده توسط انتشارات آذربایجان از نظر فونت، صفحه ­آرایی و طراحی صفحه نیز مورد اقبال خوانندگان قرار نمی ­گیرد و فقر محتوایی نیز چنان بیداد می­کند که تنها به درد رفع عطش اذهان طغیانگر می­خورد.

 

اگر با صاحبان شرکت­ها و مؤسسات تجاری خارجی که مدتی در ایران فعالیت کرده­اند آشنا شده، لحظاتی گفتگو نمایید اکثر آنها از بی­ارادگی، فعل­ ناپذیری، عدم فعالیت و عدم ابتکار کارکنان ایرانی خود شکوه کرده ­اند. خانم مارگارت مید نشان داده است که تعداد زیادی از رفتارها و نگرشهای ما را محیط اجتماعی شرطی می­کند و هر جامعه­ای تعدادی از نگرش­ها و عادات و صفات شخصیتی را تنها به این علت داراست که محیط آن را تقویت کرده و بدان­ها امکان شکوفایی داده است. حال آن که بعضی دیگر دائما منع گردیده است.

 

 محیط از منظر "موریس دو وورژه" هم عواملی مانند اقلیم و جمعیت را شامل می­شود و هم دربردارنده عواملی مانند فرهنگ، ایدئولوژی و سازمانها می­باشد. فرهنگ و سازمانهای اجتماعی نقش تربیت کننده افراد را بر عهده دارند که در کنار توارث دو رکن تعیین کننده صفات شخصیتی می­باشد.

رفتار تسلط طلبانه ای که مدیران شرکت­های ایرانی در پیش گرفته ­اند کارکنان را عملاً از انجام هر نوع عمل مستقلی بازداشته است. خانواده­ای که اجازه تصمیم گیری به فرزندان خود نداده، سازمانها و مسئولین فرهنگی آذربایجان که دایره نظارت را تا فضای خصوصی شعراء و نویسندگان بسط داده و روابط دوستانه آنها با سایر اندیشمندان اجتماع و تقسیم آنها به افراد مجاز و در چارچوب قانون و افراد ممنوع­ الملاقات را به دیده شک وظن می­نگرد شاید از جمله علل اصلی تکوین این روحیه غیر مبتکرانه و تبعیت ­طلبی باشند. آثار منفی این رفتارهای تسلط طلبانه هرچند در همه جای ایران قابل رؤیت است اما دیدگاه تنگ ­نظرانه وقیم مآبانه متولیان امر فرهنگ در آذربایجان و سایر مناطق قومی و مذهبی در نود سال گذشته فرهنگ ­سازان و نویسندگان را به چنان انجمادی کشانده است که شاید فعال سازی این جمود نهفته در اذهان بسی سخت می­نماید.

 

اعمال قدرت در عرصه مطبوعات با سه عکس­ العمل احتمالی مواجه خواهد شد. درصد اندکی از جامعه را به طغیان وا می­دارد این طغیان در میان سایر اقوام ایران بیشتر نمایان است. حتی تهران نیز در مقطع کوتاه سرخوردگی از امکان تحقق اهداف از طرق مدنی بعد از وقایع 88 به رفتارهای تلافی­ جویانه و بدور از آینده نگری سوق داده می­شد.

کارشناسان امر می­توانند از طریق تحلیل محتوایی نوشته­ های کاربران فیس­بوک طغیان نهفته در این مطالب را با رمز غیرستیزی و ادبیات پرخاشگرانه و بعضاً تحقیر و توهین با چاشنی طنز را بررسی نمایند.

 آن عده از تولیدکنندگان که خود را با خواسته ­های خوانندگان تطبیق می­دهند آثاری جهت رفع این عطش و طغیان تولید می­نمایند که باعث بازتولید همان رفتارهای عجولانه می­گردد.

 

قسمت قابل توجهی از نویسندگان سیاست دورویی پیشه می­کنند. دیانت و عبادت ریاکارانه به یکی از صفات شخصیتی جامعه ما تبدیل شده است. من با صبحگاه­ های اجباری زندان ورزش ریاکارانه را نیز تجربه کردم. پدری که قصد اعمال قدرت بر فرزندان خود دارد باید منتظر دروغ­ها و دورویی­ های آنها باشد. مطبوعات دورو نیز نماینده قشری از جامعه است.

 

اما اکثر مردم سیاست تبعیت طلبی اتخاذ می­کنند که معمولا به صورت اجتناب از چون و چرا کردن و نداشتن ابتکار جلوه می­کند. رویکرد تبعیت طلبی در برابر قدرت، ریشه­ های ابتکار و آزادی اذهان و افکار را خواهد خشکاند. هنر و فرهنگ با مرز و سانسور و تبعیت بیگانه است. خیال و تصور و پرواز بر بال اندیشه و آرمان همزاد فرهنگ و هنر است که اگر تحقق رویاهای خود را در محیط خود ممکن نبیند آرزوی پرواز به آفاق دیگر را خواهد داشت که افراد جوامع سختگیر به طور مطلق به قدرت خارجی وابستگی نشان می­دهند.

 مرگ مادر و ازدواج پدر با فرد دیگر محیط خانواده را چنان به جوانان خصوصاً به پسران بیگانه می­نماید که از سختگیری پدر به هر شخصی پناه برده خلوت خود را در اعتیاد یافته اند. بر اثر فقدان تحریک و فقدان موقعیت مناسب، برخی از قسمت­های رفتارهای فردی از قبیل خلاقیت، ابتکار، نوآوری و پشتکار حرفه ­ای در قسمت اعظم اندیشمندان آذربایجان و سایر مناطق ایران تکوین نیافته است و کار تولید فرهنگ را با موانع جدی روبرو ساخته است.