جنبش ملی‌

Muradpur Freeدرخواست عده‌ای از فعالان دموکراسی‌خواه ترك آذربایجان خطاب به زندانی اندیشه مرتضی مرادپور مبنی بر پایان دادن به اعتصاب غذای 65 روزۂ خویش

خطاب به کسی که با ایستادگی و مقاومت بی نظیر خود توانست صدای واضح و رسای خود را به گوش ما برساند، صدایی که از همان روز اول گفت یا مرگ یا آزادی و گفت که من خواهان مرگ نیستم، بلکه خواستار زندگی واقعی ام! ما این صدا را شنیدیم، مطمئن باش گوش های سنگین و وجدان های خاموش مسئولین قضایی ایران هم این صدا را به وضوح شنیده است، اگرچه با لجاجت و عنادورزی تمام به آن ترتیب اثر نداده است، اما شک نکن که آنها هم این صدا را که ذره ای تردید و ترس در آن شنیده نمی شود، شنیده اند و هیمنه پوشالی اشان در هم شکسته است. نه ما و آنها که جهانیان هم در این مدت این صدای حق خواهی را شنیدند و حال نوبت ماست که صدای خود را به گوش تو برسانیم.

مرتضی، این نامه را از سر یک رسالت انسانی می نویسیم تا از تو بخواهیم که به این اعتصاب غذا خاتمه دهی! هرچند این رسالت انسانی به معنای درست و واقعی حکم می کرد که با صاحب این صدا همصدا باشیم نه اینکه او را مخاطب این نامه قرار دهیم، با اعتراف به این مسئله این را می نویسیم و شرمنده ایم! اما ما این صدا را شنیدیم و باید بگوییم هنوز هم به این صدا نیاز داریم، نه تنها ما که این جامعه محتاج چنین صداهایی است. این صدا نباید خاموش شود، در این برهوت مرگ و نیستی چنین صداهایی هستند که امید و زندگی را نوید می دهند، پس زنده بمان و همچنان صدا باش. صدایی که عصیانی تمام قد علیه فراموشی ما بود و ما را از این همه فراموشی شرمگین و خجل ساخت. این صدا در استمرار نسل های متوالی تاریخ دموکراسی خواه آذربایجان مطمئنا ثبت خواهد شد و امروز صدای تو خاطرات آن نسل های فراموش شده را برای ما زنده کرد.

اکنون مطمئنیم که تو تا آخر این راه را خواهی رفت، اما از تو می خواهیم اگر آخر این راه خاموشی و مرگ توست از آن اجتناب کنی و زنده بمانی. ما بر همه بی عدالتی هایی که در حق تو شده آگاهیم و به آن شهادت خواهیم داد، کسی که به خاطر مطالبه حق تحصیل به زبان مادری، وضعیت فاجعه بار دریاچه اورمیه، رفع تبعیض های ساختاری و اعتراض به نژادپرستی و در هزاره سوم زندانی شده است. و در ادامه این بی عدالتی آشکار، گرفتار بی قانونی هم شده است و اکنون هم آگاهانه و سرافرازانه به جدال با مرگ برخاسته است، تا به یاد ما بیاورد که می شود تسلیم نشد! با اذغان به این همه بی عدالتی و بی قانونی در حق تو، می گوئیم که تو تسلیم نشدی و حتی لحظه ای هم در این روزها، ساعت ها، دقیقه ها و ثانیه های سخت جدال با مرگ به آن نیندیشیدی، اما ما چرا؟! و رسالت انسانی امان حکم می کند که از تو بخواهیم برای ما زنده بمانی

 

 

 

Araz Elsəs

Ata Hamidi

Behruz Əlizadə

Bəhram Tural

Davud Turan

Əli Qərəcəlu

Əlirza Ərdəbili

Əlirza Əsğərzadə

Əlirza Quluncu

Babak Bakhtavar

Hadi Qaraçay

Höccət Qasimlu

Hüseyn Ənvər Həqiqi

İbrahim Şizli

Mehdi Nəimi

Məhbub Tişə

Məhəmmədrıza Ələrdəbili

Məhsa Mehdili

Məməd Ənsari

Pərviz Əsədi Urmulu

Rəsul Rəhiməli

Rıza Heyət

Sevil Süleymani

Səbur Kəbiri

Sidiqə Ədaləti

Simin Səbri

Toğrul Atabay

Umud Məhdiyan

Yədullah Kənani

Yunus Şamili

Ziba Kabassi