راسیسم فارس

مقدمهKurosh Orfani

این مقاله در پاسخ به برنامۀ ماهوراه­ای «اعتراضات اجتماعی یا اعتراضات قومی؟» می­نویسم که آقای کورش عرفانی تئوریسین و ایدئولوگ تلویزیون ماهوراه­ای «دیدگاه» (ِDidgah Tv) در ماهوارۀ یاه ست در ایام نوروز 1395 آن را اجرا کرد. در این مقاله خواهیم کوشید که لُبّ سخنان این تئوریسین پان ایرانیست مکار و مزوّر ضد تورک را که در پوشش فریبندۀ اصطلاحات روان­شناسی اجتماعی و جامعه­شناسی سیاسی به خورد ملتهای ایران، مخصوصاً ملت تورک آزربایجان داده­می­شود و چه بسا سبب فریب خوردن بعضی از جوانان ساده و ناآگاه ملت تورک آزربایجان شود، بررسی و تحلیل کنیم. برای مستند کردن این بررسی، هم به حرفهای خود کورش عرفانی در برنامه­های زندۀ تلویزیونی اش و هم به مندرجات سایت اینترنتی «حزب ایران آباد» که کورش عرفانی به همراه بیژن افتخاری هئیت مؤسسان این حزب هستند، ارجاع خواهیم داد.  

 

هر لحظه به رنگی بت عیّار برآمد

راسیسم فارس، همان نژادپرستی ضد تورک و ضد عرب ایرانی هر لحظه و هر دم به رنگی و به پوششی و لباسی در می­آید: گاه در پوشش فاشیستهای پارس پان آریائیست دست راستی درمی آید و گاه لباس خاکی کمونیستهای دست چپی را می پوشد و در ظاهر طرفدار طبقۀ کارگر و رنجبر می شود و گاه مثل راسیستهای نظام جمهوری اسلامی ایران پشت چند من ریش و پشم و زیر چندین گز عمامه و قبا  و عبا خود را پنهان می کند و از پشت سنگر ریش و پشم اسلام آریایی و تشیع فارسی به تیراندازی به قلب ملل تورک و عرب در ایران و جهان و پرستش هر راسیست تروریست ضد تورک و ضد عرب در دنیا علی الخصوص تروریستهای نژادپرست کورد، ارمنی، روس و غیره و حمایت کامل مادی و معنوی از این راسیستهای تروریست مخوف و انسان کش می پردازد.  

مشخّصۀ اصلی راسیسم فارس ایرانی، پرستش اسطوره ها و خرافه های استعمارساختۀ آریایی است و عناصر مهم آن هخامنش پرستی، کورش پرستی، داریوش پرستی، پاسارگاد پرستی، تخت جمشید پرستی و پرستش بیمار و خودشیفتۀ مرضی (Narcissism) نژاد موهوم و دروغین پارس آریایی (نژاد فارسهای ایران و تاجیکهای افغانستان و تاجیکستان) و پرستش زبان فارسی، تاریخ و فرهنگ فارس از یک سو و ضدیّت بیمارگونه و سادیستی و ضد بشری آشکار با ملتهای تورک و عرب، زبانهای تورکی و عربی، و تاریخ و فرهنگ ملل بزرگ تورک و عرب تحت عناوین ساده فریب مبارزه با خرافات اسلام و رژیم جمهوری اسلامی ایران و امثالهم است.

همۀ تلویزیونهای سیاسی فارسی زبان ماهوارههای هاتبرد و یاه ست، از قبیل ایران آریایی، پارس تی وی (تلویزیون پارس)، من و تو 1، کانال 1، کانال جدید،اندیشه، سیمای آزادی، صدای آمریکا، بی بی سی پارسی و البته همین تلویزیون دیدگاه مورد بحث در این مقاله، گرفتار دگم نژادپرستانۀ فارس­پرستی (و گاه کوردپرستی) افراطی و مرض خطرناک سادیستی و هیستری ضد بشری فارس پرستی ضد تورک و ضد عرب هستند. امّا برخی مثل تلویزیونهای ایران آریایی، پارس تی وی، کانال 1 و من و تو 1 این تمایل پارس پرستانۀ راسیستی ضد تورک و ضد عرب را علنی و شعارگونه و به وضوح ابراز می دارند و برخی دیگر مثل تلویزیونهای فارشیستی مکار بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، اندیشه، سیمای آزادی و دیدگاه این مرض راسیستی ضد تورک را مکارانه پشت شعارهای حقوق بشر، دموکراسی ( به قول این فاسیستهای راسیست مردم سالاری)، جامعه مدنی، خرد جمعی، آزادی احزاب و افکار، رفاه و آبادی و برابری و غیره پنهان می دارند امّا با کمی دقت و تحلیل و بررسی «دم خروس نژادپرستی ضد تورک و ضد عرب فارسی- ایرانی» از سوراخ ته کیسۀ همۀ این فاشیستهای بیمار ضد بشر و ضد تورک و ضد عرب بلااستثنا نمایان می شود. طوری که «قسم دروغ حضرت عباس» همۀ این شبه انسانهای مهیب و خطرناک راسیست و خوانخوار نر و ماده ضد تورک و ضد عرب (تظاهر مکارانه و ساده فریب این راسیستها به دموکراسی و حقوق بشر)  به چیزی در مایۀ شوخی و طنز بدل می شود که فقط باید دید و شنید و خندید و بر صفت بی حیای هر دورغگوی مکار مزوّر تف انداخت.

از میان این تلویزیونهای راسیستی فارسی، موضع تلویزیونهای استعماری ضد تورک بی بی سی فارسی و صدای آمریکا از همه جالب تر است. این دو تلویزیون که سردمداران و سیاسیون کشور مطبوعشان، انگلستان و آمریکا از مهمترین عوامل به قدرت رساندن ملا- سیدهای ضد تورک، ضد عرب، ضد زن، ضد کودک، ضد کارگر، ضد معلم، ضد طبیعت، ضد حیوان و ضد انسانِ رژیم ضدبشری، دگم و قرون وسطایی جمهوری اسلامی ایران هستند، موضعی کژدار و مریز در قبال این حاکمیت ضد تورک، ضد عرب و ضد انسان جمهوری اسلامی گرفته و می گیرند: با طرفداری علنی و دوآتشه از یکی از جناحهای حاکمیّت جمهوری اسلامی ایران، یعنی اصلاح طلبان، که بی شک یکی از دو رکن اساسی و محوری و یکی از دو پایه اصلی حاکمیت شیطانی اسلامی ایران هستند، تلویزیونهای بی بی سی فارسی و صدای آمریکا علناً تریبونی برای تبلیغ ملاهای فراماسون نشاندار حاکمیّت ضد تورک و ضد عرب به اصطلاح اصلاح طلب و در اصل فاشیست و ضد انسان، علی اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی و حسن روحانی، به ویژه در موقع انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی شده  و می شوند. ملا- سیدهایی که از قرار معلوم مثل شخص سید علی خامنه ای و دهها مهرۀ سیاسی ایدئولوژیک دیگر نظام، ساخته و مفعول شدۀ استادان اعظم لژهای شیطان پرست فراماسونری صلیبی ضد تورک و ضد عرب خودشان هستند، و همین نشان می دهد که این دو تلویزیون، که موضع رسمی دولتین مطبوعشان را در قبال حاکمیت جمهوری اسلامی ایران منعکس می کنند، نه کانون اپوزیسیون نظام بلکه لانۀ طرفداران دوآتشۀ نظام جمهوری اسلامی و اصل ولایت مطلقۀ فقیه هستند و با اندکی تأمّل و دقّت درمی یابیم که همۀ تلویزیونهای سیاسی فارسی زبان ماهواره، ایران آریایی، پارس تی وی (تلویزیون پارس)، من و تو 1، کانال 1، اندیشه، کانال جدید، سیمای آزادی، صدای آمریکا، بی بی سی پارسی  و دیدگاه همه و همه در اصل و ریشه نه تنها مخالف و اپوزیسیون رژیم به شمار نمی روند بلکه هرگز راضی به فروپاشی ناگهانی رژیم جمهوری اسلامی نیستند و همه و همه اپوزیسیون قلاّبی رژیم و در خدمت قوام و دوام حاکمیّت راسیست ملّت فارس بر دیگر ملل ایران مخصوصاً دو ملّت تورک (آزربایجان) و عرب هستند چرا که از دوران قاجار و از زمان تأسیس لژهای فراماسونری بعد از جنگهای ایران و روس، نوشعوبیگری، یا نژادپرستی فارسی- ایرانی دو چهره و دو رویه دارد؛ دو روی یک سکّه: چهره و رویۀ زردشتی پرست، هخامنش پرست، کوروش پرست، داریوش پرست ضد اسلام و ضد تورک و ضد عرب و چهره و رویۀ اسلامگرای فارسی (تشیّع آریایی یا تشیّع سادیستی- مازوخیستی پارسی- مجوسی) ضد تورک و ضد عرب. حاکمیت سیاه و نژادپرستانۀ 57 سالۀ دو پهلوی (رضا پالانی ضد تورک و ضد عرب و پسرش) یک روی سکۀ نژادپرستی فارس است و حاکمیّت ننگین و ضد بشری تا به این روز 38 سالۀ خمینی و خامنه ای ضد تورک و ضد عرب روی دیگر این نژادپرستی خطرناک ضد بشری است که بنا به تشخیص قدرتهای استعمارگر (انگلیس، آمریکا، روسیه، چین، فرانسه و غیره) همین الگوی ضد بشری جنایتکار فارسی- شیعی را برای دربندکردن ملل ایران، مخصوصا دو ملت بزرگ تورک و عرب مناسب دیده اند. برای همین با تمام قوا و با تمام توان در پی حفظ همین الگوی حاکمیّتی ضد بشری بر ملتهای ایران هستند.

برای همین است که این تلویزیونهای سیاسی فارسی زبان ماهوراه ای از فروپاشی ناگهانی رژیم جمهوری اسلامی ایران که خطر آزادی ملل دربند ایران، مخصوصا دو ملت تورک و عرب، حق تعیین سرنوشت آنان و خطر استقلال آنان از زیر سلطۀ سیاه، ضد انسانی و نژادپرستانۀ راسیسم فارس را در پی دارد، به شدت هراسناک هستند. چون تاریخ و قیام ملّت تورک آزربایجان به رهبری لیدر بزرگی چون سیدجعفر پیشه وری کبیر و حکومت ملی آزربایجان را خوب در خاطر دارند که بلافاصله بعد از رفع سلطۀ رضا پالانی ضد تورک این ملت بزرگ چه کرد و دموکرات ترین و انسان دوستانه ترین الگوی حکومتی کل منطقۀ خاورمیانه را در عرض یک سال باشکوه (1324 هـ.ش./1945م.) به نمایش گذاشت. به نحوی که می توان به ضرس قاطع گفت «دموکراسی در ایران، در کل طول تاریخ در آزربایجان جنوبی، به زبان تورکی سخن گفت». افسوس که راسیسم ایرانچی فارس با همکاری مانقورتهای نوکر استعمار و با سلاحهای آمریکا و انگلیس این زبان گویا را به طور موقت لال کردند. برای تفصیل رجوع کنید به  کتاب ارزشمند «گذشته چراغ راه آینده است»:

http://ketabnak.com/book/71691

 تئوریسینها و ایدئولوگهای تمامی تلویزیونهای سیاسی فارسی زبان هرگز راضی نیستند که ملت تورک آزربایجان طعم استقلال و آزادی و سربلندی و حق تعیین سرنوشت را بچشد؛ معادن و منابع زیرزمینی و روزمینی غنی آن از جمله معادن سرشار طلا و مس و غیره مال خود ملت تورک و در خدمت رفاه و پیشرفت و ترقی و آبادی و آزادی ملت تورک آزربایجان شود؛ گنجینۀ انسانی سرشار، نیروی کار و مغزها و نخبگان ملت تورک آزربایجان در خدمت پیشرفت، ترقّی، تمدّن و آبادانی شهرها و روستاهای آزربایجان و تعالی فرهنگ و هنر ملت تورک آزربایجان شود؛ زبان مادری غنی و قدرتمند تورکی و سرمایه­های غنی و جوشان فرهنگی این ملت توسط فرزندان غیور ملتچی تورک پاس داشته و شکوفا شود. این کابوسی سیاه برای راسیستهای تئوریسین و ایدئولوگ مکار فارسی زبان و ایرانچیهای مانقورت، کورد و ارمنی این تلویزیونهای سیاسی است. آنها انسان تورک را، نیروی کار و مغزهای نخبه تورک را برده و نوکر و مانقورت خودشان و ثروتهای مادی آزربایجان را حق مسلم خودشان و ارث آبا و اجداد ملت مورد پرستش فارس خودشان می دانند. در مقام تشبیه و تمثیل، آزربایجان برای این روباهان، ماده گاوی است که تا زمانی که شیر دارد، شیرش را می دوشند  و می خورند و زمانی که شیرش تمام شد چشمان حریص و طماعشان به گوشت و خون و چربی و استخوان و مغز استخوان این گاو دوخته می شود و تا زمانی که این ملت تورک و منابع و ثروتهای مادی و معنوی این ملت تورک را به تمامی نخورند از جان آزربایجان دست نخواهندکشید و در این راه به هزاران حیله و حقه و لباس درمی آیند: زمانی ملای پشمالو می شوند و زمانی سید، زمانی کمونیست می شوند و زمانی کاپیتالیست و زمانی فاشیست راسیست می شوند و زمانی آزادی خواه دموکراسی طلب و زمانی طرفدار آزادی مطلق و برای حفظ  و ادامۀ این سلطۀ شیطانی مثل مار جلو دشمنان قسم خوردۀ ملت تورک، اربابان صلیبی می خزند و مثل سگ له له می زنند و دم تکان می دهند و روی کفشهای اربابانشان را با حرص و ولع می لیسند. برای آنها تنها و تنها حفظ این هژمونی و سلطه و تمتع مهم است و بس.

«ایران برای فارس، فارسی برای ایران» این شعار و اندیشۀ کل نخبگان راسیست فارس ایرانچی ضد تورک و ضد عرب است: ایران (از جمله آزربایجان جنوبی اشغالی، عربستان اشغالی و غیره) و کلیّۀ منابع مادی و معادن و ذخایر غنی زیرزمینی و روزمینی آزربایجان جنوبی و عربستان (نفت، معادن طلا، مس و غیره به همراه تمامی گنجینه های انسانی و غیره) برای فارس و در عوض زبان استعماری بی قاعده و به دردنخور فارسی و مشتی خرافات دهان پرکن استحمارکنندۀ فاشیستی و راسیستی پان ایرانیستی و پان فارسیستی مانقورت پرور به عنوان تاریخ و فرهنگ ایران پارس آریایی در عوض غارت سرمایه های مادی و معنوی ملتهای ایران به ویژه دو ملت تورک و عرب! چه معاملۀ جانانه ای برای ملت استعمارگر فارس است! نیست؟  

راسیستهای فارس در هر لباس و پوشش و تحت هر نام و ایدئولوژی و برچسب و حزب و تشکیلات و علایق و سلایق که باشند، ملت تورک آزربایجان را نوکر و برده و غلام حلقه به گوش و مانقورت ملت فارس می خواهند. با قدغن کردن آموزش و پرورش به زبان تورکی در ایران اهریمنی از یک سو و ایجاد، رواج و گستردن بیکاری و فقر و فساد و فحشا و خرافات مذهب مسخ کننده و سادیستی- مازوخیستی تشیع فارسی در میان انسانهای تورک شهرها و روستاهای تورک نشین آزربایجان جنوبی از سوی دیگر، در پی استعمار کامل، هضم و جذب و آسیمیلاسیون ملت تورک در ملت فارس (مانقورتسازی) و نابودی کامل ملت تورک آزربایجان هستند تا راحت تر و بی دردسرتر زمینها، شهرها و روستاهای این ملت را اشغال کرده و بین خودشان و کوردهای همخون آریایی مورد پرستشان تقسیم کنند و ملتهای خودشان را در آزربایجان ساکن کنند و ثروتها، معادن، ذخایر و منابع غنی زیرزمینی و روزمینی آزربایجان را بیشتر و بهتر تاراج کنند؛ دریاچۀ نمک اورمو (ارومیه فارسی جعلی) را با زدن بیش از یکصد و سه سد بزرگ و کوچک بر روی رودخانه های حوضۀ آبریز این دریاچه، برای نسل کشی میلیونها تورک آزربایجانی با بیش از بیست میلیارد تن نمک از یک سو و برای تمتع ملتهای کورد و فارس از آبهای ذخیره شده در پیش سدها (سنت آب دزدی فارسی) از سوی دیگر عمداً خشک می کنند. زباله های هسته ای نطنز و اصفهان و بوشهر و اراک را در دامنۀ کوه ساوالان (سبلان فارسی جعلی) دفن می کنند تا از یک سو خطر تشعشعات رادیواکتیو از ملت معبود فارس دور باشد و از سوی دیگر ملت استعمارشدۀ تورک دامنۀ ساوالان (مشکین، اردبیل، موغان، ساراب، تبریز و ...) بیشتر و بهتر سرطان گرفته و معدوم شوند و زمینها و شهرها و روستاهایشان آماده برای اشغال توسط انسانهای مورد پرستش دو ملت برادر و همنژاد و همخون آریایی فارس و کورد شوند. معادن و ذخایر خدادادی ملت تورک آزربایجان معادن طلا و مس و مواد مهم معدنی دیگر را بی محابا به تارج می برند و به نفع خودشان و ملت فارس در ایران و خارج از ایران سرمایه گذاری می کنند و حتی راضی نمی شوند کارگران آن معادن از انسانهای بیکار و گرسنه و درماندۀ ملت تورک آزربایجان باشند. برای مثال کارگران معدن غنی مس سونگون قاراداغ (آزربایجان شرقی) پروازی هستند و با هواپیما و از طریق هوایی به تبریز و معدن می آیند! وهزاران جنایت و خباثت و خیانت دیگر و تلویزیونهای سیاسی فارسی زبان، چه شبکه های یک تا پنج جمهوری اسلامی ایران باشند و چه شبکه های تلویزیونی ماهوراه ای فارسی زبان، همه و همه هم صدا با هم در پی تئوریزه کردن ایدئولوژیزه کردن و موجه جلوه دادن این سلطۀ سیاه استعماری و تفوق نژادپرستانۀ عنصر فارس بر عناصر تورک و عرب هستند.  

       

حفظ حاکمیت مطلق فارسها هدف غایی همۀ راسیستهای تلویزیونهای نژادپرست پارس زبان 

گفتیم که همۀ تلویزیونهای فارسی زبان، چه چندین تلویزیون جمهوری اسلامی ایران در داخل ایران و چه تلویزیونهای ماهواره (چه سیاسی) و چه فرهنگی خارج از ایران مطلقاً برای این هدف و غایت مهم به وجود آمده اند: حفظ حاکمیّت مطلق، سلطه و هژمونی عنصر فارس (نژاد فارس) در ایران و تفوق و هژمونی عنصر تاجیک (فارس) در افغانستان و تاجیکستان بر ملل دیگر مخصوصاً ملل تورک و عرب و به قدرت و هژمونی رساندن عنصر کورد در چهار کشور عراق، سوریه، تورکیه و ایران با تجزیه و تضعیف کامل عناصر تورک و عرب در کشورهای یادشده.

ایران برای فارس، فارسی برای ایران، این است هدف مشترک نژادپرستان پانفارس و پان ایرانیست و بر اساس این هدف مشترک، فرقی بین نژادپرستان مکار و مخوف فارس چون علیرضا نوری زاده (پای ثابت تلویزیونهای فارسی بی بی سی فارسی، صدای آمریکا و تلویزیونهای کوردی روژئلات و تیشک، با محمد امینی (تلویویزیونهای صدای آمریکا و اندیشه) و ناصر کرمی (ایدئولوگ و تئوریسین نژادپرست ضد تورک سادیست سایت اینترنتی ایران گلوبال)، ناصر تقوایی و محسن ابراهیمی (کمونیستهای حزب کمونیست کارگری یا حکمتیست ضد تورک کوردپرست کانال جدید) با آقای کورش عرفانی (تئوریسین و ایدئولوگ کمونیست تلویزیون دیدگاه) نیست. به جز این که امثال علیرضا نوری زاده، ناصر کرمی، حمید تقوایی، محسن ابراهیمی و تا حدودی محمد امینی شناخته شده تر و البته افشاشده تر از این جناب کورش عرفانی هستند. و کار افشای نیات نژادپرستانۀ پنهان ضد تورک، فارس­پرست و کوردپرست این جناب را نیز من نگارنده با کمال میل بر عهده می گیرم.

 

نگاهی به دیدگاههای مکارانۀ کورش عرفانی دربارۀ ملل ایران به ویژه ملت تورک آزربایجان

با این مقدمۀ طولانی که در بدو ورود به بحث و افشاگری و روشنگری صورت کریه نژادپرستی فارس کاملاً ضروری بود می پردازیم به موضوع کورش عرفانی پانفارس مکار پان ایرانیست و مواضع مکارانۀ راسیستی او در باب مسئلۀ ملل ایران به ویژه ملت تورک آزربایجان.

کوروش عرفانی در برنامۀ «اعتراضات اجتماعی یا اعتراضات قومی؟» پایۀ بحث را بر روی این پیش فرض، پیشداوری، پیش انگاری مکارانه و سرتاپا غلط گذاشته است که اعتراضات اجتماعی لزوماً دموکراتیک، انسان دوستانه و آزادی بخش است و اعتزاضات ملی (به زعم او فاشیستهای فارس: اعتراضات قومی) لزوماً عقیم، بی حاصل وضد دمکراسی و استبدادآور است! او با کدخدامنشی و با لحنی یک فیلسوف همه چیز دان و لحنی که مخاطب را سفیه و نادان و خود را علامۀ دهر و همه چیزدان فرض می کند با نگاه عاقل اندر سفیه به دوربین تلویزیونش می گوید:

«اصلاً مسئلۀ ما، مسئلۀ قومی کرد و آذری و لر و بلوچ و عرب نیستش بلکه مسئلۀ جمهوری اسلامی ضد انسان هستش! چون جمهوری اسلامی با تمام توان می کوشد تا اختلافات قومی به راه بیندازد تا از متّحد شدن اقوام ایران جلوگیری کند. جمهوری اسلامی حتّی از نزدیک شدن 5 نفر با هم وحشت دارد» (پایان نقل قول)

این اندیشه و این تز که هدف نابودی جمهوری اسلامی ایران است و بلافاصله پس از براندازی و نابودی این رژیم، به شرط این که کار حاکمیّت را به ما (نخبگان سیاسی فارس) بدهید همه را به دموکراسی و آزادی و جامعه مدنی و «آگاهی و آزادی و آبادی» می رسانیم و خوشبخت روزگار  می کنیم و ائله می کنیم و بئله می کنیم، ترجیع بند سخنان همۀ مکاران نژادپرست مخوف ضد تورک فارس، فارسپرست و ایرانچی و مانقورت ضد تورک در دویست سال اخیر بوده و هست: پان ایرانیستهای دوره دیده در لژهای فراماسونری انقلاب مشروطه را با فریب دادن ستارخان و باقرخان و شوراندن آنها بر ضد حاکمیت تورک قاجار با همین شعارها و حرفهای مکارانۀ مشروطه خواهی و دموکراسی طلبی و مجلس خواهی و مبارزه با استبداد و حمایت از مظلوم در مقابل ظالم و غیره به بیراهۀ فارس پرستی کشاندند و پس از مقتول کردن ستارخان به دست پیرم خان داشناک ارمنی ضد تورک، با لطایف الحیل و انواع بازیهای سیاسی، رضا پالانی عقده ای ضد تورک را به حاکمیّت رساندند. با همین شعارها و حرفهای چرب و نرم و مکارانه و روباهانه محمدرضا را به حاکمیت رساندند و مانقورتهای ملت تورک آزربایجان را برای سرنگون کردن حکومت درخشان ملی آزربایجان به رهبری پیشه وری کبیر و نسل کشی پاکترین و شریف ترین فرزندان ملت تورک آزربایجان فریفتند. با همین شعارهای عوام فریب خمینی دجّال ضد انسان و ضد تورک را به حاکمیت رساندند و ثمرۀ قیام میلیونها تورک آزربایجان را تحت نام اسلام و جمهوری اسلامی و در اصل تشیّع ضد تورک فارسی- فراماسونری صلیبی مصادره کردند. با همین شعارها هزاران هزار از انسانهای بی خبر و مظلوم تورک آزربایجان را به میدان جنگ مسلمان کش و استعماری ایران و عراق کشاندند و هم اکنون نیز با همین ترفندها هزاران تن از فرزندان تورک آزربایجان را در خدمت سربازی به دست کوردهای تروریست سر می برند و می کشند و... . مورد دیگر و مهمتر «انتساب حرکت ملی ملت تورک آزربایجان و حرکتهای آزادی طلب ملت عرب الاحواز و ملل آزادیخواه دیگر ایران به جمهوری اسلامی» است. این استراتژی نیز عینا استراتژی شیطانی فاشیستهای فارس دیگر امثال رضا پهلوی ( در اصل پالانی)، علیرضا نوری زاده، ناصر کرمی، اسماعیل نوری علا، و دیگر راسیستهای فارس پرست ایرانچی ضد تورک و ضد عرب همۀ تلویزیونهای استعماری فارسی زبان است و تازگی ندارد و کورش عرفانی در این زمینه هیچ نوآوری و ابداعی نکرده است.

همه می دانیم که جمهوری اسلامی ایران که الگوی حاکمیّتی گفتمان شعوبی ضد تورک و ضد عرب تشیع مجوسی یا الگوی اسلام آریایی است، دقیقا و بدون هیچ شک و شبهه ای، روی دیگر همان راسیسم ضد تورک و ضد عرب آریایی پرست فارس (الگوی رضا و محمدرضا پالانی) است و در تورک ستیزی و عرب ستیزی هیچ چیزی کمتر از روی دیگر خودش ندارد و عینا و دقیقا همان الگوی سیاسی و حاکمیتی است. توضیح این که محمدرضا پالانی در سرکوب و نسل کشی سیاسی ملت تورک آزربایجان در جریان شکست حکومت ملی آزربایجان بعد از سال سیاه 1325هـ.ش./ 1946م. از پتانسیل نحس همین ملا-سیدهای ایرانچی و فارس پرست فارس و مانقورت، که هم اکنون با همیاری انگلیس و آمریکا و دیگر قدرتهای استعمارگر بر ایران حاکم مطلق و ولی مطلق شده اند، همان سوء استفاده ها را کرد که هم اکنون جمهوری اسلامی ایران از همین حربۀ مذهب تشیع فارسی دقیقا همان سوء استفاده ها را می کند و فعالان ملتچی و صادق حرکت ملی آزربایجان را به دشمنی با دین اسلام و امامان و تشیع محکوم و دستگیر، شکنجه، محاکمه و زندانی و در صورت لزوم معدوم می کند. پس از این لحاظ هیچ فرقی بین کورش عرفانی و علی خامنه ای و علیرضا نوری زاده و ناصر کرمی و اسماعیل نوری علا و  رضا پهلوی و غلامعلی حدّاد عادل و محسن رضایی و علی اکبر ولایتی و دیگر ایرانچیهای فارسچی وجود ندارد. همۀ اینها فاشیست راسیست فارس مکار و ضد تورک و ضد عرب و در خدمت یک سیستم و یک طرز فکر و یک گفتمان مشترک هستند: پان ایرانیسم یا بهتر بگوییم پانفارسیسم.

پس مشخّص می شود که مسئلۀ سلطۀ نژادپرستی فارس بر ملل ایران تنها و صرفا مسئلۀ جمهوری اسلامی ایران نیست و کورش عرفانی و بیژن افتخاری (که این یکی خود را آذری می داند که اگر هم تورک باشد مانقورت ضد تورک است) با شعارهای پوچ حمایت از ملت ایران و طبقۀ کارگر و محرومان دارند ایز گم می کنند. حرکت ملی آزربایجان نیز از دورۀ پیشه وری کبیر و هفتاد سال پیش ثابت کرده است که حرکتی ملّی در جهت احقاق حق اساسی ملت تورک آذربایجان و حرکتی است که ذاتاً و اساساً بر پایۀ دموکراسی، حقوق بشر، آگاهی، آزادی ملت تورک و تمامی ملل غیرفارس دربند ایران و حرکتی مدنی است و به قول شهید قهرمان آزربایجان، فریدون ابراهیمی حرکت ملی هرگز از آزادیخواهی، دموکراسی طلبی، حقوق بشرطلبی، رفاه طلبی و آزادی و آبادی طلبی جدا نیست بلکه عینا یک حرکت است و این همانی دارد. امروزه اگر سرنوشت ملت تورک آزربایجان به فرزندان راستین آن که برخلاف ادعای دروغین و مزوّرانۀ کورش عرفانی و همفکران راسیست پانفارسش در زندانهای دهشتناک جمهوری اسلامی ایران در بدترین شرایط به سر می برند، سپرده شود، بی شک همان دموکراسی انسان دوستانۀ پیشه وری کبیر را بی هیچ درنگ و تردید احیا خواهندکرد. چرا که حرکت ملی ملت تورک آزربایجان ذاتاً و  اساساً بر پایۀ حق طلبی (خواستن حقوق بشری برای تمامی انسانهای تمامی ملل ایران)، اختصاص سرمایه های مادی و معنوی، ذخایر و معادن زیرزمینی و روزمینی آزربایجان برای ملت تورک آزربایجان، هویت طلبی (خواستن  زبان مادری، هویت، تاریخ و فرهنگ دزدیده شده و مسخ شده ملت تورک، زبان مادری تورکی برای ملت تورک آزربایجان و زبان مادری دیگر ملل ایران برای انسانهای آن ملل) و آگاهی و آزادی و آبادی برای ملت تورک آزربایجان و سرزمین مادری آزربایجان بنا شده است. و دموکراسی و حقوق بشر و فرهنگ و تمدّن و همۀ ارزشهای مادّی و معنوی که شیادان نژادپرستی چون کورش عرفانی مدّعی آن هستند در بطن و ذات حرکت ملی آزربایجان است به طوری که انفکاک و جداکردن این دو مفهوم امری غیرممکن است. حرکت ملی آزربایجان همان دموکراسی ضد استبداد است و هیچ تمایز و تفاوت ذاتی و جوهری بین این دو نیست. پیشه وری و حکومت ملی آزربایجان که پانفارسها از جمله کورش عرفانی از آن وحشت دارند این را هفتاد سال پیش ثابت و اثبات کرد. آری! راسیسم فارس چون در ایران بر پایۀ تفوق اقلیّت فارس بر اکثریّت غیرفارس (عموما تورک) بنا شده است ذاتاً نمی تواند بدون استبداد و دیکتاتوری و فاشیسم و راسیسم باشد چون فلسفۀ وجودی اش و اصل وجودش ذاتاً و اساساً بر پایۀ تفوق یک ملت کم جمعیت (فارس) بر میلیونها ملل دیگر (تورک، تورکمن، عرب، بلوچ ، لر و غیره) است. پس زبان چرب و نرم و بازی لسانی شیادانی مثل کورش عرفانی و بیژن افتخاری نمی تواند ما ملت تورک را باز فریفته و مرعوب نژادپرستان فارس کند که این بار لباسی نو پوشیده اند و از یک پنجره و باجۀ دیگر عرض اندام و خودنمایی می کنند و با اصطلاحات دهان پرکن و عوام فریب روان شناسی اجتماعی و جامعه شناسی سیاسی بازیها می کنند.

 در زمینۀ نابرابری اجتماعی نیز باید خاطرنشان کنم که درد ملت تورک آزربایجان ستم استعمار و بلکه تاراج و چپاول همه جانبه است. درد ما ملت تورک بیکاری گستردۀ جوانان تورک تحصیل کرده مان است. این بیکاری در تهران و شهرهای فارس نشین اصفهان، کرمان، یزد، مشهد و دیگر شهرهای فارس نشین هرگز دیده نمی شود. بیکاری ریشۀ فقر و اعتیاد است و سپاه پاسداران رژیم جمهوری اسلامی ایران با تولید و پخش هزاران هزار تن مواد مخدّر در شهرها و روستاهای آزربایجان به رواج گستردۀ اعتیاد و نسل کشی سیاسی ملت تورک دامن می زند. تدریس نشدن زبان مادری ما تورکان آزربایجان در هیچ مدرسه و دانشگاهی و بالعکس تدریس گستردۀ زبان، تاریخ و فرهنگ فارسی و تبلیغ زبان، فرهنگ و تاریخ دروغین فارسی در پوشش ایران از سوی دیگر در نود سال اخیر سبب نسل کشی فرهنگی میلیونها تورک آزربایجانی و تبدیل شدنشان به مانقورتهای ضد تورک فارس پرست شده است و بیم آن می رود که چند سال دیگر اثری از ملت تورک آزربایجان و زبان تورکی نماند. این است درد ما ملت تورک آزربایجان آقای کورش عرفانی و بیژن افتخاری که بیکاری و تورم را درد مردم ایران می دانید: درد ما بیکاری، تورم، تبعیض نژادی، توهین، تحقیر سازمان یافتۀ و دولتی و سیستماتیک حاکمیتهای فارس پالانی و جمهوری شیطانی، رواج سیستماتیک فقر و فساد و فحشا در آزربایجان جنوبی و هزاران درد دیگر است و چارۀ این درد تنها یکی است: اتسقلال آزربایجان جنوبی از ایران و به هم پیوستن دو آزربایجان و در صورت لزوم به هم پیوستن دو آزربایجان و تورکیه. تنها در این صورت است که ملت تورک آزربایجان مثل تمامی ملتهای دیگر طعم آزادی، کرامت انسانی و دموکراسی و خوشبختی پایدار را خواهدچشید. دقیقا وقتی از شر امثال کورش عرفانی ضد تورک و کورد پرست رها شود.     

کورش عرفانی کمونیست پانفارس و پان ایرانیست ضد تورک، ضد تورکیه و کوردپرست

از مجموع سخنان کورش عرفانی و بررسی عقایدش به روشنی می توان فهمید که از یک طرف کمونیست با گرایشهای ضد سرمایه داری تشریف دارند و از سوی دیگر مثل اغلب کمونیستهای نژادپرست فارس ایشان نیز مواضع ضد تورک و ضد تورکیه همراه با کوردپرستی بی محابای قوی دارند. برای مثال در همین برنامۀ «اعتراضات اجتماعی یا اعتراضات قومی؟» این چنین بالای منبر می رود:

 «مبارزۀ اجتماعی (به جای مبارزه ملی)، مبارزه را روی ریل درست خودش قرار می دهد. مبارزه کردن با نظامی که دشمن انسان است. (خطاب به ما مبارزان راه استقلال آزربایجان جنوبی): مبارزه را (با ملی کردن) انحرافی نکنید. جمهوری اسلامی فقط ضد آذریها نیستش بلکه دشمنی جمهوری اسلامی با انسان است. این نظام با تمام انسانها که سهل است با تمام جانداران دشمن است؛ با سگها دشمن است؛ با محیط زیست دشمن است. (خطاب به ما مبارزان حرکت ملی ملت تورک آزربایجان): توزیع ثروت را مدّ نظر قرار دهید. میلیاردر کرد هست میلیاردر آذری هم هست. در تبریز 400 هزار حاشیه نشین وجود دارد. ما باید به خرد جمعی اعتماد کنیم. روستا را باید خود روستاییان اداره بکنند. کارخانه را کارگران. مدل موفق آن در کوبانی الان داره اجرا می شه توسط براداران دلاور کرد سوریه. دلاوران کرد سوریه در کوبانی مدل فدارالیسم را اجرا می کنند!»

در این جا دم خروس دزدی جناب کورش عرفانی نیز مثل دیگر پانفارسهای کوردپرست ضد تورک پیدا می شود و معلوم می گردد که جناب ایشان نیز با وجود این که مدام با ادبیّاتی آخوندی تأکید می کند که شووینیست آریایی پرست ضد تورک و ضد آزربایجانی نیست و «زبان فارسی مقدّس نیست و هیچ چیزی مقدّس نیست و تنها چیزی که مقدّس است، جان و کرامت انسان است. بقیه چیزها، خدا و پیغمبر و مذهب و بارگاه و مرقد و امام زاده و هیچ چیز دیگر مقدّس نیست» دقیقا راسیست شوونیست ضد تورک و ضد تورکیه و ضد آزربایجان تشریف دارد و در ذهن آلوده و نژادپرستش ملت کورد مقدّس است و ملت تورک تورکیه و آزربایجان بد و پلید و نامقدّس. مندرجات سایت حزب ایران آباد نیز همین ویژگی کوردپرست بودن جناب کورش عرفانی و ضدیت نژادپرستانه کین توزانه اش با تورکیه را به عیان نشان می دهد:

وحشت دولت فاشیست ترکیه از گسترش الگوی مدیریت اجتماعی میان کردهای منطقه

پیام همبستگی حزب ایران آباد با مردم مبارز و دلیر کوبانی

http://iraneabad.org/fa/205

http://iraneabad.org/fa/114

با خواندن مندرجات این دو بیانیه که در اصل جزو مانیفست سیاسی جناب کورش عرفانی و بیژن افتخاری است، معلوم می شود که این جنابان هر دو ضد تورک و ضد تورکیه و کوردپرست تشریف دارند و شعارهای چپی و کمونیستی مبارزه با سرمایه داری و مبارزه با مافیای بازارجمهوری اسلامی ایران به سرکردگی عسکراولادی یهودی تازه مسلمان، مبارزۀ مردم یونان با سرمایه داری اروپایی و امثال این شعارهای پوچ و بی عمل، همه و همه سرپوشی برای اغراض نژادپرستانۀ فاشیستی و راسیستی ضد تورک پانفارسیستی وپان ایرانیستی ایشان است. و در این موضع نیز هیچ فرقی بین ایشان و امثال علیرضا نوری زاده پان ایرانیست ضد تورک مکار نژادپرست و کوردپرست که کوردها را با ریا و حیله و تزویر روباه گونه ای «ایرانی ترین ایرانی ها می داند» و نیز هیچ فرقی بین جناب ایشان و محسن رضایی و محمدرضا نقدی دو سردار جنایتکار و فاشیست حاکمیت ضد تورک و کوردپرست جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد که اولی با شعار پان ایرانیستی :«هر جا کرد است ایران است» کوردپرستی و تورک ستیزی و تورکیه ستیزی و آزربایجان ستیزی می کند و دومی «ایجاد کردستان شمالی را در خاک آزربایجان غربی سرزمین مادری تورکان آزربایجان حق مسلم کورها می شمارد». پیداست که کوردها عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران و تمامی پانفارسهای پان ایرانیست در کل جهان هستند. و در این موضع هیچ فرقی بین رضا پهلوی و علی خامنه ای و بین فرامرز فروزنده و کورش عرفانی وجود ندارد. اگر عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران و تمامی پانفارسهای پان ایرانیست، از جمله کورش عرفانی کوردها هستند چرا عمق استراتژیک ما مبارزان حرکت ملی آزربایجان جنوبی تورکمانها (تورکهای آزربایجانی عراق و سوریه) و تورکهای تورکیه نباشد؟ چرا وقتی ما از دولت قانونی تورکیه و ملت مظلوم تورک آزربایجان شمالی در مقابل تروریستهای اشغالگر کورد و ارمنی دفاع می کنیم در نظر این نژادپرستان نر و ماده پان ایرانیست می شویم پان ترک تجزیه طلب ضد ایران و ضد فارس ولی هنگامی که ایشان با ادبیات نژادپرستانه و پر از کینه ای چنین کوردپرستی و ارمنی پرستی و تورک ستیزی و تورکیه ستیزی می فرمایند و راضی اند که با نسل کشی میلیونها تورک آزربایجانی با نمک دریاچه اورمو یا در صورت لزوم و امکان با نسل کشی گسترده و عیان میلونها انسان تورک آزربایجانی خاک مقدس آزربایجان را از ملت تورک خالی کنند و به کوردهای دلبند ایرانی 24 عیار گشادتنبان آریایی الاصلشان پیشکش فرمایند، ایران پرست مقدّس و راستین می شوند و آفرین و به به و چه چه می گیرند؟!

عجبا در هنگامی که صحبت از مدل و الگوی موفق فدارالیسم و حاکمیت دموکراتیک می شود کمونیستهای ضد تورک مثل کورش عرفانی و محسن ابراهیمی چرا چشمشان از دیدن تاریخ معاصر ایران و آزربایجان قهرمان و سیدجعفر پیشه وری و حکومت ممتاز ملی آزربایجان کور است و گشادشلواران تروریست احزاب تروریستی کورد را می بییند و پیشه وری را نه؟! آیا جز این است که کوررنگی نژادپرستانۀ خبیثانۀ پارسی، چشمانشان را از دیدن ملت تورک آزربایجان و حکومت صد در صد دموکراتیک آزربایجان که حتی به کوردها هم حق تشکیل حکومت داد، کور کرده است؟

 

تلقی پانفارسهای پان ایرانیست: تروریستهای سربُر داعش جنایتکارند و تروریستهای سربُر کورد قهرمان  

    وقتی که یک تروریست جنایتکار داعش سر انسانی اسیر را می برد رسانه های فارسی زبان داخل و خارج با انعکاس گستردۀ آن، و محکوم کردن گستردۀ آن تصویر یک جنایتکار بی رحم تروریست را ارائه می دهند و بارها و بارها سرخط خبرهایشان می شود که البته ما فعالان حرکت ملی آزربایجان نیز در این امر با آنها موافقیم اما وقتی یک کورد همین کار را می کند و در ایران اهریمنی و تورکیه سر سربازان بی گناه تورک آزربایجانی و تورکیه ای را به جرم دفاع از میهن می برد، تمامی رسانه های فارسی زبان داخل و خارج از ایران، چه رسانه های جمهوری اسلامی ایران و چه رسانه های فارسی زبان خارج از کشور نه تنها کوردها را جنایتکار وتروریست نمی شمارند بلکه این تروریستهای گشاد شلوار جنایتکار را به عنوان قهرمانان ملی ملت کورد می ستایند و در سرخط خبرهایشان به عنوان مبارزان راه آزادی کوردیستان می ستایند! و مثل جناب کورش عرفانی «پیام همبستگی با مردم مبارز و دلیر کوبانی» صادر می کنند.

به همین ترتیب وقتی که تروریستهای احزاب تروریستی کوردی (حزب دموکرات کوردیستان ایران،کومه له، پژاک و پ.ک.ک.) بیش از سی سال است که سر نظامیان و سربازان وظیفۀ تورک (فرزندان بیگناه ملت تورک آزربایجان) را به جرم رفتن به خدمت سربازی و فرستاده شدن توسط جمهوری اسلامی ایران به مناطق پرخطر کوردیستان و مناطق مرزی آزربایجان غربی و دفاع از ایران اهریمنی کوش تا کوش با چاقو و حتی درپوش کمپوت می برند، از نظر پانفارسهای پان ایرانیست چه طرفدار سرمایه داری غربی باشند و چه کمونیست (مثل کورش عرفانی) و چه مذهبی دوآتشه (مهره های حاکمیت جمهوری اسلامی ایران) ملقب به قهرمانان ملت کورد می شوند و وقتی ما مبارزان حرکت ملی ملت تورک آزربایجان اعتراض می کنیم که چرا فرزندان ما را به دست این گشادتنبانان ضد بشر تروریست کورد می کشید ما می شویم پان ترک تجزیه طلب ضد ایران. به کدامین بنیان و پایه و قسم و بیانیه و اساسنامۀ شما اعتماد کنیم جناب کورش عرفانی که خود را ناجی ایران می دانی و در هنگام اشاره به مبارزات مردمی ملت ایران(؟) از تصاویر قیام حق طلبانۀ ملت تورک آزربایجان در تبریز و اورمو مایه می گذاری؟! این ره که تو می روی به کردستان است جناب نژادپرست زرنگ.

پیداست که مخالفت کورش عرفانی با تورکیه و حمایت بی دریغش از تروریستهای کورد پ.ک.ک. و پ.ی.د. مخالفت با رجب طیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه (آک پارتی) نیست بلکه دلیل این مخالفت کینۀ شتری پان ایرانیسم از عنصر تورک و یکی از اصول بنیادین نژادپرستی ایرانی است که از علل ذاتی تکوین و پیدایش این نژادپرستی در قرن نوزدهم میلادی در ایران، افغانستان، تاجیکستان است: ضدیت نژادپرستانۀ بی امان با تورک و عرب. کورش عرفانی بارها دولت مردمی و دموکراتیک تورکیه را با جمهوری اسلامی ایران برابر دانسته است که به راستی مایل شگفتی است! آیا یک هزارم آزادیهایی که دولت تورکیه به کوردها داده است این جمهوری اسلامی ایران به ما داده است؟ از قبیل آزادی تدریس زبان مادری کوردی در تمامی مدارس شهرهای کوردنشین تورکیه، داشتن حزب برای کوردها، داشتن کانال تلویزیونی ماهواره ای به زبان کوردی، داشتن نمایندگان مجلس کورد مثل صلاح الدین دمیرتاش که به صراحت از حزب تروریستی پ.ک.ک. حمایت می کنند و غیره. در نظر نژادپرستی مثل کورش عرفانی که ادعای سایکوپت شناسی می کند و در این موضوع کتاب می نویسد حاکمیت تورکیه با حاکمیت جمهوری اسلامی ایران که بیش از 40 مبارز تورک آزربایجان را از قبیل محمدتقی زهتابی و غلامرضا امانی را به جرم درخواستشان مبنی بر تدریس زبان مادری تورکی در مدارس تبریز سربه نیست کرده است یک است و هر دو جنایتکار و قابل سرنگونی هستند! می بینیم که با این نگاه کورش عرفانی که ادعای سایکوپت شناسی و مبارزه با سایکوپتها را می کند و کتاب «سایکوپت شناسی» می نویسد، خودش یک سایکوپت نژادپرست و تورک ستیز و انسان ستیز خطرناک است. آری نژادپرستی ضد تورک فارسی- ایرانی انسانها را بدون آن که خودشان بخواهند و متوجه شوند سایکوپت می کند و کورش عرفانی چون یک سایکوپت ضد تورک است، می تواند سایکوپتها را خوب بررسی و تحلیل کند. این خاصیّت روان شناسان بزرگ است!

آری کورش عرفانی مثل تمام فاشیستهای ضد تورک فارس سایکوپت و خطرناک است چون مبارزۀ مسالمت آمیز و غیرمسلحانه و دموکراتیک ما فعالان حرکت ملی ملت تورک آزربایجان که  حقوق بشری خودمان را با نرم ترین، مسالمت آمیزترین و صلح جویانه ترین شیوه های دموکراتیک و بر اساس نص مندرج در اعلامیه‌ های سازمان ملل، اعلامیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیون بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و اعلامیه جهانی حقوق زبانی از حاکمیت ضد تورک جمهوری اسلامی ایران می خواهیم و در این راه گرفتار، دستگیر، شکنجه، زندانی و حتی کشته می شویم، پانفارسهای راسیست مبارزۀ ما تورکان آزربایجان را مبارزه ای فاشیستی و ضد بشری قلمداد می کند و در مقابل مبارزۀ تروریستی و مسلحانۀ خشونت آمیز کوردهای گشادشلوار کلاشینکف به دست تروریست را در ایران، عراق، سوریه و تورکیه، عین دموکراسی طلبی و آزادیخواهی و سمبل مقاومت و آیت فرهنگ و تمدّن به شمار می آورد! گناه ما تنها و تنها و تنها تورک بودنمان است. می دانید از نظر روان شناسی نام این مرض شامل در بین نخبگان بیمار ملت فارس که بدبختانه نود و نه ممیز نه صدم درصد 9/99 آنها را از جمله شخص کورش عرفانی را شامل می شود چه نام دارد؟ نژادپرستی فارس پرست، کوردپرست و ضد تورک ایرانی.

اسرائیل ستیزی و عربستان ستیزی کورش عرفانی

یکی از ویژگیهای بارز جناب کورش عرفانی که همسویی کامل او را در این موضع با سردمداران جنایتکار جمهوری اسلامی ایران نشان می دهد، موضع اسرائیل ستیزی و عربستان ستیزی اوست. او در بیانیّه «پیام همبستگی حزب ایران آباد با مردم مبارز و دلیر کوبانی» می نویسد « امروزه بسیاری از کشورهای خاورمیانه در موقعیتی بی ثبات به سر می برند، از جمله عراق، سوریه، لبنان و یمن. در این میان قدرت­های منطقه ای ضد مردمی مانند عربستان و اسرائیل فرصت را غنیمت شمرده و با حمایت آمریکا و سایر کشورهای غربی سعی در گرفتن سهم بیشتری از قدرت دارند. اسرائیل از جو افراطی منطقه سوء استفاده کرده و حق فلسطینی ها را پایمال می سازد و عربستان سعودی و سایر شیخ نشین های عرب نیز تحت لوای مبارزه با افراط گرایی مذهبی، که  خود به آن دامن زده اند، به سرکوب حقوق دمکراتیک مردم خویش مشغولند» اگر کسی به سایت این بیانیه نگاه نکند گمان می کند که یکی از سایتهای رسمی حاکمیت ضد غرب و ضد اسرائیل و ضد عربستان رژیم جمهوری اسلامی این مطالب را نوشته است. او چارۀ این درد عظمی را کوردپرستی و حمایت بی شائبه و بی دریغ از تروریستهای کورد کوبانی می داند. تروریستهای عضو پ.ک.ک. و پ.ی.د. که هم اکنون در تورکیه مشغول ترور و کشتن انسانهای بی گناه تورک هستند.

در پاسخ به آقای کورش عرفانی باید خاطرنشان کنیم که در همان سوریه و عراق تروریستهای کورد با حمایت کامل رژیم اسد و جمهوری اسلامی ایران و البته حاکمیت جنایتکار روسیه سرگرم کار مقدّس پان ایرانیستی و پارس پسند تورک کشی و اشغال شهرها وروستاهای تورکمان نشین عراق و سوریه هستند و کودکان و زنان و نوجوانان و جوانان و مردان و زنان بی گناه تورکمان (تورک) را بی محابا می کشند. ما تورکان آزربایجان جنوبی همان گونه که از ملت تورک در آزبایجان شمالی در مقابل ددمنشی و تروریسم ارمنی (داشناکسوتیون و آسالا) حمایت می کنیم از ملت مظلوم تورک سوریه و عراق نیز حمایت می کنیم و خاطرنشان می سازیم که عدّه بسیاری از تروریستهای گشادشلوار کورد که در تورکیه جنایتها می کنند و ملت مظلوم تورک را با ترورهایشان قربانی مطامع و هوسهای نژادپرستانۀ ضد تورکی شان می کنند، در همان عین العرب یا کوبانی، کانتون و کعبۀ موعود جناب کورش عرفانی آموزش دیده و آماده شده اند. پس در نظر ما تورکان آزربایجان کوبانی جعلی نه تنها مقدّس و کانون مردم سالاری شورایی نیست بلکه لانه ماران تروریستهای ضد انسان و ضد تورک کورد است. و هیچ فرقی تأکید می کنیم هیچ فرقی بین جنایتکاران تروریست داعش و جنایتکاران تروریست کورد وجود ندارد جز این که داعش ادعا ندارد که «ارومیه قلب کرستان است» اما تروریستهای جنایتکار کورد تحت القاعات قدرتهای تورک هراس و نظم شیطانی که در نظر گرفته اند تصمیم دارند با همدستی نژادپرستان فارس ایرانچی، امثال کورش عرفانی و علی خامنه ای، با نسل کشی گستردۀ ملت تورک آزربایجان خاک مقدّس آزرباتیجان جنوبی را مثل گوشت قربانی بین دو ملت کورد و فارس قسمت کنند. آری! منتهای آمال نژادپرستان فارس و کورد که نمایندگان آنها در تلویزیونهای سیاسی فارسی زبان جمهوری اسلامی ایران و تلویزیونهای ماهوارههای هاتبرد و یاه ست، از قبیل ایران آریایی، پارس تی وی (تلویزیون پارس)، من و تو 1، کانال 1، کانال جدید، اندیشه، سیمای آزادی، صدای آمریکا، بی بی سی پارسی و دیدگاهصبح تا شام و شام تا صبح به تبلیغات ضد تورک و کوردپرستانه مشغولند همین است: نابودی کامل ملت تورک آزربایجان و اشغال خاک آزربایجان و تقسیم آنها بین دو عنصر کورد و فارس. دربارۀ موضع اسرائیل ستیزی جناب کورش عرفانی نیز باید بگوییم که دولت اسرائیل با جمایت بی دریغ از ملت تورک آزربایجان شمالی و دولت آزربایجان در مقابل ددمنشی گروههای تروریستی ارمنی که به پشتیبانی روسیه و ایران با جنایتهای موحش ضد بشری صلیبی علیه ملت مظلوم تورک 20 درصد از خاک آزربایجان، یعنی قاراباغ کوهستانی و شهرهای اطراف آن را اشغال کرده است، نشان داد که دوست خوبی (خیلی بهتر از جمهوری اسلامی ایران و کمونیستهای ضد تورک پانفارس مثل کوروش عرفانی) برای ملت تورک است. ما از این موضع دولت و ملت اسرائیل قدردانی می کنیم و اسرائیل ستیزی و فلسطین پرستی جمهوری اسلامی ایران و امثال کورش عرفانی پانفارس ضد عرب را با وجود بیش از بیست و یک کشور عربی چیزی جز حیله و ریا و تزویر و شیادی نژادپرستانه ضد تورک و ضد عرب و ضد یهود نمی دانیم. پس زنده باد اسرائیل و ملت یهود، حامی تورکان آزربایجان. از سوی دیگر همان عربستانی که جناب کورش عرفانی همسو با جمهوری ضد عرب اسلامی ایران آن را محکوم می کند در کنار ملت مظلوم تورک آزربایجان و همراه با پاکستان در مقابل ارمنیهای اشغالگر صلیبی مسلمان کش ایستاده است. پس زنده باد عربستان و ملت عرب. جناب کورش عرفانی ملاحظه می فرمایید که موضع ما ملت تورک آزربایجان بر اساس منافع ملی خودمان، حق مسلم خودمان، بر خلاف موضع کژدار و مریز و ضد تورک و کوردپرست جنابعالی چه قدر واضح و شفاف است.

شعارهای دهن پرکن کلّی و عوام فریبانه استراتژی شیادانۀ کورش عرفانی

کورش عرفانی و بیژن افتخاری با برنامه هایی چون «کاوۀ آهنگر» و «به سوی ایران آباد» تنها و تنها به طرح شعارهای کلّی مشغولند: «آگاهی، آزادی، آبادی شعار ملی ماست»! «گرانی، تورّم، این است درد مردم»!! کورش عرفانی مدام به شعارنویسی روی دیوارها و اسکناسها تأکید می کند. من این مقاله را نمی نوشتم چون کورش عرفانی را نه در سواد و نه در آگاهی سیاسی و اجتماعی هرگز در حد خودم نمی بینم چه برسد به رهبران و سردمداران حرکت ملی ملت تورک آزربایجان. تنها به این دلیل این مقاله را نوشتم که امکان دارد جوانان تورک ساکن در تهران، کرج و شهرهای دیگر آزربایجان گول حرفهای قشنگ و زبان چرب و نرم این نژادپرست مکار مخوف تورک ستیز و کوردپرست فارس را بخورند و مانقورت ضد تورک و ضد آزربایجان شوند چون در هنگام مسافرت به تهران و در راه برگشت بر دیوار یکی از توالتهای شهرهای تورک نشین بین راهی دیدم نوشته بود: «به تلویزیون دیدگاه نگاه کنید. آگاهی آزادی آبادی. آآآ»!!!. پیداست که جای چنین شعارهای مقدسی دیوار کثیف دستشویی با آن همه نجاست و بو و گند و کثافت نیست.

جالب است، استعمار پلید ضد تورک صلیبی غرب دو جنبه از جنبه های نژادپرستی فارسی (راسیسم فارس) را در ایران سر کار آورده است: مدل باستان پرست آریایی پرست و سلطنت مدار (حاکمیت پالانیها، پدر و پسر) و مدل تشیع ضد تورک و ضد عرب فارس پرست (حاکمیت ملا-سیدهای فارس پرست/ جمهوری اسلامی / شیطانی ایران) و یک مدل دیگر مانده است که هنوز سر کار نیاورده است: کمونیسم ضد تورک فارس پرست و کوردپرست که بی هیچ شکی از دو مدل قبلی بسی بدتر و مکارتر و جنایتکارتر و مانقورت پرورتر است و در صدد است که با تقویت مجاهدین خلق (برآیند و مجموع و ترکیب هر سه مدل آریایی+ اسلامی+ کمونیست) و حکمتیستهای ضد تورک و ضد عرب ذاتی و امثال همین کورش عرفانی باز هم ملتهای دربند ایران از جمله ملت تورک آزربایجان را حداقل 50 سال دیگر در استعمار و فشار و خفقان نگه دارد و بهوش که در صورت به قدرت رسیدن این کمونیستهای آریایی ضد تورک و ضد عرب دیگر اثری از ملت تورک در ایران باقی نخواهدماند. 

در ضمن امثال کورش عرفانی نمی تواند آن دردهایی که ملت تورک آزربایجان با تمام پوست و گوشت و استخوان و تمامی سلولهای تنش آن را احساس می کند و اساسی ترین آنها درد تبعض نژادی ضد تورک و استعمار کامل سیاسی، زبانی، فرهنگی، مذهبی، اقتصادی و ایدئولوژیک و چپاول کامل ملت تورک در ایران است با این شعارهای مسخره چپی کپسولیزه و تئوریزه  کند. وقت این جور عوام فریبی ها خیلی وقت است گذشته است. وانگهی وظیفه دانستم که این مقاله را بنویسم و علاج واقعه را قبل از وقوع بکنم. چون حتی یک انسان تورک آزربایجانی نیز برای فردای آزربایجان مهم است. یاشاسین آزربایجان

اوجالان ساوالان- چهارشنبه           01/02/1395       2016/04/20