تورک دونیاسی

r.erdoganپیروزی رجب طیب اردوغان، در انتخابات ریاست جمهوری ترکیه، خوشحالی بسیاری از جماعت‌های اسلامی در دیگر کشورها را در پی داشت، اما گروه‌هایی که زیر عنوان اسلام سیاسی دسته بندی می شوند این پیروزی را به مثابه پیروزی خود جشن گرفتند.

گروه‌های یاد شده از این نظر به شور و شعف افتادند که بسیاری از آنان چهرۀ خود را در آینۀ اردوغان به تماشا می نشینند و از این جهت به خود می بالند. اما این احساس این‌همانی تا کجا تکیه بر واقعیت دارد؟ آیا دست افشانی احزاب و گروه های یاد شده از سر شباهتی واقعی است یا از آن گونه که مولوی گفته است: هر کسی از ظن خود شد یار من/ از درون من نجست اسرار من.

به لحاظ فکری، جریان اسلامگرایی در ترکیه از همان آغاز هیچ میانه ای با گرایش‌های سلفی نداشته و هنوز هم این گونه است. هم اخوان المسلمین و جماعت‌های مشابه آن مانند جماعت اسلامی پاکستان، و هم جریان‌های افراطی مانند القاعده و گروه های همفکر آن، کما بیش ریشه‌های سلفی دارند. هویت سلفی اخوان را خود حسن البنا بنیانگذار آن در رسالۀ تعالیم مورد تصریح قرار داده است. بقیۀ جریان‌های اسلام سیاسی نیز، هر کدام به نحوی به تبار فکری ابن تیمیه و ابن حنبل، دو نماد برجستۀ سلفیت سنتی، تعلق پیدا می کنند، هرچند میانۀ شان با جریان رسمی سلفیت سنتی گرم نیست.

اسلامگرایان ترکیه از دو منبع فکری دیگر مایه گرفته اند، یکی تصوف، به ویژه اندیشه های مولانا، و دیگری مذهب حنفی که ادامۀ مکتب کهن اهل رأی در میان اهل سنت است، مکتبی که عقل‌گرا ترین گرایش فکری در میان نحله های اهل سنت بوده است. این تبار فکری و حفظ فاصله با گرایش سلفی، از چشم بسیاری دیگر از هواداران اسلام سیاسی پنهان مانده و تا کنون جدی گرفته نشده است. گرایش سلفی با بستن دریچه های تفکر آزاد و تاکید مفرط بر پیروی از سلف/پیشینیان، به گسترش ذهنیت و طرز تفکری دامن زده است که در را بر هر گونه نو آوری و ابداع می بندد.

از منظر خاستگاه اجتماعی، اسلامگرایان ترکیه غالبا متعلق به طبقات شهرنشین هستند و به همین دلیل خاطر عمومی جامعۀ ترک از بابت بروز خشونت آسوده بوده است. در تجربۀ بسیاری از جریان های اسلام سیاسی، آنچه در ظاهر بنام مبارزۀ اسلامی خوانده می شود، در عمق خود نبردی است میان منظومۀ ارزش‌های شهری از یکسو و ارزشهای روستایی یا قبیله ای از دیگر سو، نبردی که گاه رنگی خشونت‌بار به خود می‌گیرد. دعوا بر سر مظاهر و نمادهای مذهبی مانند ترویج حجاب در میان بانوان و ریش در میان مردان، که از سوی دیگر سازمان‌های اسلامی بسیار جدی گرفته می شود، یکی از نمونه های این تفاوت است. اسلامگرایان ترکیه تنها بر "حق" حجاب برای خانم‌ها تاکید کرده اند و نه "تکلیف" حجاب، که دو مبنای متفاوت را در نگرش و جهان بینی به نمایش می گذارد.

شاید بارزترین تفاوت جریان اسلامگرایی در ترکیه موضع آن نسبت به سکولاریسم باشد. برخلاف دیگر جنبش‌های اسلام سیاسی که سکولاریسم را نماد کفر می دانند، اردوغان در دمدمۀ ورود اخوان المسلمین به انتخابات مصر، در گفتگویی با تلویزیون مصری دریم، خطاب به هواداران آن جنبش گفت: "آنان باید دریابند که سکولاریسم نه به معنای بی دینی، بلکه به معنای احترام به همۀ ادیان و اعطای آزادی تدین برای هر فرد است.. بهتر است آنان در قانون اساسی خود تصریح کنند که دولت نسبت به همۀ ادیان موضعی یکسان دارد. هنگامی که دولت چنین موضعی داشته باشد همه احساس امنیت می کنند، حتی کسانی که دارای دین نیستند، زیرا دولت وظیفه دارد احترام بی دینان را به همان پیمانه در نظر بگیرد که احترام دینداران را.. دولت ترکیه با همه رابطه و موضعی یکسان دارد، و این همان چیزی است که اسلام می خواهد و تاریخ مسلمانان بر آن تاکید دارد."

اکثریت جنبش‌های اسلام سیاسی، مخالفت با دیگران، و بویژه با غرب و مظاهر تمدن غربی را بخشی بنیادی از هویت خود ساخته و نبرد با آن را از وظایف خویش عنوان کرده اند. حسن البنا بنیانگذار اخوان گفته است: "ما مبارزه با این تمدن را پی می گیریم و جنگ را تا درون خانه اش خواهیم کشاند." (رساله: الاخوان تحت رایة القرآن) اسلامگرایان ترکیه اما بر اسلامی بودن هویت خود تاکید داشته اند، بدون آنکه آن را لزوما به معنای دشمنی با غرب و جبهه‌گیری در مقابل آن تفسیر کنند.

به همین دلیل است که اسلامگرایان ترکیه، علاوه بر هم‌پیمانی با غرب و عضویت ترکیه در ناتو، تلاش برای عضویت این کشور در اتحادیۀ اروپا را، در تبلیغات انتخاباتی خود گنجانده و مژدۀ آن را بارها به مردم ترکیه داده اند. سیاست ترکیه در سال‌های حاکمیت حزب عدالت و توسعه، سیاستی پرگماتیستی بوده و با آنچه رسما بنام سیاست اسلامی پردازش می شود میانه ای نداشته است. روش‌های پراگماتیستی اسلامگرایان ترکیه از جنس سیاست‌های رایج در دنیای امروز است و نه منبعث از آنچه که رسما بنام السیاسة الشرعیة یا نظام خلافت اسلامی قلمداد می گردد.

در عرصۀ اقتصادی، بازار آزاد به سبک غربی-امریکایی روشی بوده است که اسلامگرایان ترکیه در پیش گرفته اند و تاکنون کسی از آنان نشنیده است که بحثی جدی بنام اقتصاد اسلامی را مطرح کرده و یا خود را از تجارب اقتصادی دنیای غرب بی نیاز دانسته باشند. دیگر جنبش‌های اسلامی، چیزی را که خود اقتصاد اسلامی می خوانند راهگشای مشکلات بشر در عصر حاضر می دانند، هرچند تا کنون هیچ طرح اجرایی از آن ارائه نکرده اند. البته بسیاری از دانشمندان و صاحب نظران مسلمان دیری است پذیرفته اند که چیزی به نام اقتصاد اسلامی وجود ندارد و آنچه از نصوص قرآن مجید و سنت نبوی یا تجربۀ مسلمانان صدر اسلام به دست می آید تنها مجموعه‌ای از ارزش‌های اخلاقی است که باید در عرصۀ اقتصاد در نظر گرفته شود.

در زمینۀ ملی، اسلام‌گرایان ترکیه ملت به معنای مدرن آن را که توسط ملی‌گرایان ترک پایه گذاری گردیده است، به رسمیت شناخته و هیچگاه به نفی و رد آن اقدام نکرده اند. آنان راهی را یافته اند که بتوانند هویت ملی خود را با هویت اسلامی خویش آشتی بدهند و با آنکه به منافع ملی ترکیه، و پیوند شان با ترک تباران دیگر کشورها باور قاطع دارند، همزمان این پیوندها را در تناقض با هویت اسلامی خود نمی‌دانند.

دیگر جنبش‌های اسلامی، با تاکید بر مقولۀ امت در مقابل ملت، نوعی از ابهام و آشفتگی تئوریکی را در جوامع مسلمان دامن زده اند، زیرا چارچوب‌های حقوقی امت در جهان امروز بر مبنای قوانین و پیمان‌های بین المللی قابل تعریف نیست، و بیشتر به یک هویت شناور متعلق به سده های میانه ارجاع می دهد.

اسلامگرایان ترکیه در تعامل با مدرنیته نیز مسیر متفاوتی را رفته اند. آنان در صدد بر آمدند که با افزودن عنصر اسلامیت به روند مدرنیزاسیون کشورشان کاستی‌هایی را که در این روند می دیدند برطرف کنند. در تجربۀ بیشتر جنبش‌های اسلامی، مدرنیزاسیون نوعی تهاجم فرهنگی تعبیر شده است که براندازی دین بخشی از آن است، و از این جهت باید به مقابله‌اش برخاست. اسلامگرایی ترکیه از متن مدرنیته سر برآورده است به مثابه تکمیل نمونه بومی آن و نه واکنشی خصمانه در برابر آن.

با همۀ اینها، قضاوت نهایی در بارۀ میزان موفقیت جریان اسلامگرایی درترکیه هنوز پیش از وقت خواهد بود، زیرا این جریان با چند آسیب پذیری روبرو است:

- نخست اینکه جهش جدید این جریان کمابیش بسته به شخصیت کاریزماتیک رجب طیب اردوغان است، و طبیعی است جریان‌های متکی به فرد به هر حال با پرسش‌ها و چالش‌هایی روبرو هستند.

- دوم، این جریان با سبک و سیاق جدیدش با آزمون‌های فراوان داخلی و خارجی روبرو است. تقابل حاد با مخالفان و منتقدان، چه منتقدان مذهبی و چه منتقدان سکولار، و بردن جامعه به وضعیت دو قطبی که تا حدی شکل گرفته است، یکی از این چالش‌ها است.

- سوم، چابکی در عرصۀ عمل نمی‌تواند موجب بی نیازی از پختگی در عرصۀ نظریه و تفکر گردد. با همۀ تحولاتی که در ترکیه رخ داده، هنوز از ظهور متفکران و نظریه پردازان برجسته‌ای که نگرش‌های کلان تمدنی را با پشتوانه‌های عمیق فکری-فلسفی طرح کنند نشانه ای نیست.

- چهارم، برخی از موفقیت‌های اسلام‌گرایان ترکیه برخاسته از همسویی شان با کشورهای قدرتمند غربی است، و با آنکه این در ذات خود ایرادی نیست، اما این احتمال را با خود دارد که اگر روزی تحولات سیاسی موجب فاصله و ضعف این هم‌پیمانی گردد، می تواند تزلزلی را در پی آورد که برخی از کشورهای جنوب شرق آسیا در پایان دهه نود گذشته از سر گذراندند.

در پایان، موفقیت‌های اسلامگرایان ترکیه، در ترسیم چهرۀ جدیدی از اسلامگرایی که از میزان بالایی از قبول در داخل و خارج برخوردار باشد، تجربه ای است که برای بسیاری از جنبش‌های اسلامی، از جمله در منطقۀ ما، آموزنده است. سودمندی آن هنگامی دوچندان خواهد شد که شجاعت بازنگری در مبانی ایدئولوژیکی خود را نیز پیدا کنند، بدانسان که اسلامگرایان ترکیه کردند.

 

بی بی سی